با گسترش شتابان فناوریهای هوش مصنوعی، سازمانها ناگزیر به تطبیق نیروی انسانی خود با این تحول هستند. با این حال، برنامههای آموزشی موجود هوش مصنوعی یا بیش از حد عمومی هستند و صرفاً بر مفاهیم بنیادین تمرکز دارند، یا چنان تخصصیاند که تنها برای متخصصان فناوری اطلاعات قابل درک هستند. این شکاف باعث میشود کارکنان واحدهای مختلف سازمانهای علمی و پژوهشی نتوانند از قابلیتهای هوش مصنوعی در بهبود عملکرد شغلی خود بهره ببرند. این پژوهش با هدف تعیین سرفصلهای آموزشی سواد هوش مصنوعی به تفکیک واحدهای سازمانی (شامل واحدهای مالی، اداری، روابط عمومی، فناوری اطلاعات، آموزش و پژوهش، و حراست) در سازمانهای علمی و پژوهشی انجام میشود. پرسش اصلی پژوهش آن است که مفاهیم و مباحث هوش مصنوعی مورد نیاز در هر واحد سازمانی کداماند و این مباحث باید با چه سطحی از دانش و در قالب چه سرفصلهایی ارائه شوند.
پژوهش در دو گام اساسی اجرا میشود. گام اول: تحلیل وضع موجود و نیازسنجی است که با استفاده از مصاحبه نیمهساختاریافته با مدیران واحدها، سطح مورد نیاز سواد هوش مصنوعی (آگاهی عمومی، کاربری عملی، توسعه و پیادهسازی، یا سیاستگذاری و اخلاق) تعیین و سطح کنونی سواد هوش مصنوعی کارکنان سنجیده میشود و شکاف دانشی موجود مشخص میگردد. گام دوم: طراحی، اعتباربخشی و تدوین نهایی سرفصلها است که با مطالعه تطبیقی منابع معتبر داخلی و خارجی، مفاهیم و موضوعات مورد نیاز برای پر کردن شکاف دانشی شناسایی میشوند. سپس سرفصلهای پیشنهادی تدوین و با استفاده از روش گروه کانونی (شامل خبرگان هوش مصنوعی، متخصصان آموزش و مدیران واحدها) از نظر جامعیت، یکپارچگی و تناسب با فرایندهای کاری اعتبارسنجی میشوند. خروجی نهایی پژوهش شامل سرفصلهای آموزشی تفکیکشده برای هر واحد سازمانی به همراه سطح مهارت مورد نیاز و ارزشآفرینی مورد انتظار خواهد بود.
