Aslib

Association of Special Libraries and Information Breaux

صفحه اصلي

 

انجمن كتابخانه هاي تخصصي و مراكز اطلاع رساني (انگلستان)

‌مقدمه

اساسنامة‌ انجمن‌ اسليب

ساختار

اعضا

پذيرش‌ اعضا

تكاليف‌ و مزاياي‌ عضويت‌

تعيين‌ وضعيت‌  عضويت‌

شوراي‌ انجمن‌

اختيارات‌ شوراي‌ انجمن‌

گردش‌ كار شورا

صورتجلسات‌

مدير اجرايي‌

مقامات‌ افتخاري‌

اجلاس‌هاي‌ عمومي‌

گردش‌ كار اجلاس‌هاي‌ عمومي‌

حساب‌ها

حسابرسي‌

اعلان‌ها

جبران‌ خسارت‌

داوري‌

 

 

مقدمه

   ظهور علم‌ كتابداري‌ و اطلاع‌ رساني‌ از دل‌ حرفة‌ كتابداري‌ سنتي‌، در هيچ‌ جا آشكارتر از رشدسازمان‌هاي‌ حرفه‌اي‌ يا پژوهشي‌ جديدي‌ كه‌ براي‌ راه‌اندازي‌ اين‌ رشتة‌ نوظهور، و كمك‌ به‌ گسترش‌ آن‌ به‌وجود آمدند جلوه‌ نيافته‌ است‌.

    اسليب‌، كه‌ در سال‌ 1924 با عنوان‌ «انجمن‌ كتابخانه‌هاي‌ ويژه‌ و مراكز اطلاعات‌» تأسيس‌ شد (وتا سال‌ 1949 اختصاراً ا.س‌.ل‌.ي‌.ب‌.، و از آن‌ به‌ بعد اسليب‌ ناميده‌ مي‌شد)، يكي‌ از نخستين‌سازمان‌هاي‌ جديدي‌ بود كه‌ به‌ وجود آمد و همچنان‌ در كانون‌ اصلي‌ اقدامات‌ و تلاش‌هاي‌ تعاوني‌ براي‌ترويج‌ بررسي‌ و اقدام‌ در اين‌ موضوع‌ در انگلستان‌ است‌. اسليب‌ با آن‌ كه‌ لزوماً در بسياري‌ از شكل‌هاي‌كار ــ كه‌ براي‌ اكثر سازمان‌هاي‌ ملي‌ كه‌ امروزه‌ در اين‌ حوزه‌ مشغول‌ فعاليت‌اند آشنا است‌ ــ فعاليت‌ دارد،شايد برجسته‌ترين‌ سازمان‌ به‌ دليل‌ سه‌ ويژگي‌ آن‌ باشد: طيف‌ گستردة‌ خدماتي‌ كه‌ به‌ سازمان‌هاي‌ عضو،بويژه‌ سازمان‌هاي‌ صنعتي‌ ارائه‌ مي‌دهد؛ پيشگامي‌ آن‌ در پژوهش‌ در مسائل‌ سندداري‌؛ و اين‌ كه‌ اين‌سازمان‌، اگرچه‌ اساساً يك‌ سازمان‌ بريتانيايي‌ است‌، از آنجا كه‌ بيش‌ از 20 درصد از 3000 عضو آن‌ در70 كشور بيرون‌ از بريتانيا پراكنده‌اند، ويژگي‌هايي‌ كاملاً بين‌المللي‌ دارد.

    اسليب‌ موجوديت‌ خود را عمدتاً، ولي‌ نه‌ تماماً، به‌ ابداعات‌ خود در صنايع‌ فلز شناختي‌، كه‌ علاقه‌به‌ متون‌ فني‌ و شناسايي‌ ضرورت‌ بهره‌گيري‌ نظام‌مندتر از آن‌ در راه‌ اهداف‌ صنعتي‌ در سال‌هاي‌ پس‌ ازجنگ‌ جهاني‌ اول‌ را گسترش‌ داد، مديون‌ است‌. يك‌ همايش‌ مقدماتي‌ كه‌ در شهر «هادسن‌» واقع‌ در«هرتفوردشاير» با هدف‌ تأمين‌ فرصتي‌ براي‌ تبادل‌ ديدگاه‌ها دربارة‌ همكاري‌ دوجانبه‌ برگزار شد، منجر به‌تصميم‌گيري‌ براي‌ پايه‌گذاري‌ انجمن‌ جديدي‌ با هدف‌ «تسهيل‌ در هماهنگ‌ سازي‌ و بهره‌گيري‌ نظام‌منداز منابع‌ دانش‌ و اطلاعات‌ در تمام‌ امور عمومي‌ و در صنعت‌ و بازرگاني‌ و در همة‌ علوم‌ و هنرها» گرديد.

    تشريك‌ مساعي‌ و كمك‌ متقابلي‌ كه‌ اين‌ هدف‌ برآن‌ دلالت‌ دارد، همچنان‌ بخشي‌ از برنامة‌ بنيادين‌اسليب‌  است‌. با اين‌ حال‌، در سال‌ 1948 با جذب‌ «جامعة‌ بريتانيايي‌ كتابشناسي‌ بين‌المللي‌» در «انجمن‌ كتابخانه‌هاي‌ ويژه‌ و مراكز اطلاعات‌» تحول‌ چشمگيري‌ به‌ وقوع‌ پيوست‌ و سازمان‌ جديدي‌با عنوان‌ ثبت‌ شدة‌ اسليب‌ شكل‌ گرفت‌. از جمله‌ اهداف‌ بارز و معين‌ براي‌ سازمان‌ جديد، ترويج‌ بررسي‌در رده‌بندي‌، كتابشناسي‌، و سندداري‌، وپيش‌بيني‌ دوره‌هاي‌ آموزش‌ عملي‌ ــ نشانه‌هايي‌ از توجه‌ واشتغال‌ بعدي‌ اسليب‌ به‌ امر پژوهش‌، آموزش‌، و مشاوره‌ ــ بود.

    جاي‌ ترديد است‌ كه‌ آيا در نخستين‌ سال‌هاي‌ فعاليت‌ ا.س‌.ل‌.ي‌.ب‌. چيزي‌ بلند پروازانه‌تر از يك‌نشست‌ سالانه‌ براي‌ بحث‌ دربارة‌ مسائل‌ مشترك‌ داشتند و آيا امانت‌ غيررسمي‌ و متقابل‌ مواد در طول‌بقية‌ سال‌ برمبناي‌ آشنايي‌ شخصي‌، مجاز شمرده‌ مي‌شد يا خير. با اين‌ حال‌، علاقه‌مندي‌ «تراست‌كارنگي‌» در بريتانيا زمينه‌ ساز رويكرد نظام‌مندتري‌ به‌ بهره‌گيري‌ كامل‌تر از منابع‌ مكتوب‌ سازمان‌هاي‌عضو گرديد و با پشتيباني‌ مالي‌ اين‌ «تراست‌»، نخستين‌ «راهنماي‌ اسليب‌» كه‌ نخستين‌ راهنماي‌مآخذ تخصصي‌ در بريتانيا و ايرلند بود، منتشر شد. از آن‌ پس‌، راهنماهاي‌ بسيار ديگري‌ با پوشش‌محدودتر، و نيز ويراست‌هاي‌ بعدي‌ «راهنماي‌ اسليب‌» منتشر شده‌اند؛ اما راهنماي‌ سال‌ 1928 اعلام‌مي‌دارد كه‌ منابع‌ دانش‌ و اطلاعات‌ تخصصي‌ يك‌ كشور، تشكيل‌ دهندة‌ يك‌ ثروت‌ ملي‌ است‌ و براي‌بهره‌دهي‌، بايد شناخته‌ شود و به‌ شيوه‌اي‌ نظام‌مند ثبت‌ گردد.

    جنگ‌ جهاني‌ دوم‌ عنصر جديدي‌ را وارد امور اسليب‌ كرد. در سال‌ 1944 اولين‌ كمك‌ هزينة‌آزمايشي‌ از بودجة‌ عمومي‌ كه‌ به‌ وسيلة‌ «وزارت‌ پژوهش‌هاي‌ علمي‌ و صنعتي‌» (DSIR) داده‌ شد،آغازگر مشاركت‌ ثمربخش‌ بين‌ اسليب‌ و دولت‌ بريتانيا بود كه‌ نقش‌ چشمگيري‌ در گسترش‌ اسليب‌ از آن‌زمان‌ به‌ بعد بازي‌ كرده‌ است‌. خدمات‌ ريزفيلم‌ اسليب‌، كه‌ در سال‌ 1942 راه‌اندازي‌ شد، در كاهش‌مشكلات‌ متفقين‌ كه‌ بر اثر كمبود اطلاعات‌ فني‌ خارجي‌ در زمان‌ جنگ‌ پديد آمده‌ بود، ثأثير بسيارداشت‌؛ از مجلات‌ علمي‌ كه‌ از سرزمين‌هاي‌ اشغال‌ شده‌ و دشمن‌ به‌ بريتانيا مي‌رسيد ريزفيلم‌ تهيه‌ مي‌شدو نسخه‌هايي‌ از آن‌ها در اختيار حكومت‌هاي‌ ملي‌ چين‌ و امريكا قرار مي‌گرفت‌ (بويژه‌ اين‌ عامل‌ بود كه‌باعث‌ جلب‌ علاقة‌ رسمي‌ مي‌شد). با برقراري‌ صلح‌ و سپس‌ بازگشت‌ به‌ شرايط‌ صنعتي‌ عادي‌تر،تلاش‌هايي‌ براي‌ جلب‌ عضويت‌ اساسي‌ صنايع‌ به‌ عمل‌ آمد، كه‌ در حال‌ حاضر به‌ 35 درصد مجموع‌عضويت‌ها رسيده‌ است‌. موفقيت‌ در اين‌ پيشرفت‌ها منجر به‌ شناسايي‌ اسليب‌ به‌ عنوان‌ عضوي‌ از طرح‌«انجمن‌ پژوهش‌ها» شد. در اين‌ طرح‌، حكومت‌ بريتانيا متناسب‌ با پژوهش‌هاي‌ ارائه‌ شده‌ از سوي‌ بخش‌صنعت‌ براي‌ اهداف‌ عمومي‌ «انجمن‌ پژوهش‌ها»، منابع‌ مالي‌ را در اختيار آن‌ مي‌گذارد. هنگامي‌ كه‌ درسال‌ 1965 «وزارت‌ پژوهش‌هاي‌ علمي‌ و صنعتي‌» منحل‌ شد و مسئوليت‌هاي‌ آن‌ به‌ شوراهاي‌ پژوهشي‌و وزارتخانه‌هاي‌ ديگر واگذار شد اسليب‌ به‌ شكلي‌ نتيجه‌بخش‌ بر اين‌ نكته‌ تأكيد كرد كه‌ مشكلات‌مربوط‌ به‌ اطلاعات‌ علمي‌ و فني‌ چنان‌ نقش‌ بنياديني‌ در سعادت‌ ملي‌ دارند كه‌ بايد نهاد حكومتي‌جداگانه‌اي‌ ايجاد شود تا تضمين‌كنندة‌ پيشرفت‌هاي‌ اثربخش‌ در تمامي‌ اين‌ حوزه‌ باشد؛ در نتيجه‌ در«وزارت‌ آموزش‌ و علوم‌» ادارة‌ جديدي‌ براي‌ اطلاعات‌ علمي‌ و فني‌، با وظايفي‌ كه‌ از جملة‌ آن‌ها، اعطاي‌كمك‌ هزينه‌ به‌ اسليب‌ بود، تأسيس‌ گرديد. حوزة‌ علاقه‌مندي‌ خود اسليب‌، هيچ‌ محدوديت‌ موضوعي‌ندارد. بنابراين‌ اسليب‌ بواقع‌ حلقة‌ پيوند ميان‌ صنعت‌، دنياي‌ علم‌ و پژوهش‌، و حكومت‌ است‌ كه‌ به‌گسترش‌ كتابخانه‌هاي‌ اختصاصي‌ و همة‌ انواع‌ خدمات‌ اطلاعاتي‌ اختصاص‌ يافته‌ است‌.

    خدمات‌ عضويت‌ اسليب‌ گسترده‌اند و در واقع‌ يك‌ ادارة‌ اطلاع‌رساني‌ است‌ كه‌ به‌ مثابه‌ مركز ارجاعي‌براي‌ پرسش‌هاي‌ تخصصي‌ عمل‌ مي‌كند؛ خدمات‌ وارسي‌، مكانيابي‌، و كاوش‌ كتابشناختي‌ را ارائه‌مي‌دهد و يك‌ بخش‌ خدمات‌ فتوكپي‌ و توليد ريزفيلم‌ در كنار آن‌ها دارد؛ داراي‌ هيئت‌هايي‌ از نمايه‌سازان‌و مترجمان‌ با تخصص‌هاي‌ بالاي‌ موضوعي‌ است‌؛ و داراي‌ يك‌ نماية‌ مكاني‌ از ترجمه‌ مقالات‌ علمي‌است‌ كه‌ كشورهاي‌ اصلي‌ مشترك‌المنافع‌ بريتانيا را زيرپوشش‌ مي‌گيرد. اين‌ اداره‌ سالانه‌ پاسخگوي‌حدود 40000 درخواست‌ است‌. اسليب‌ به‌ مثابه‌ يك‌ نهاد بازبينگر يا ممتحن‌ عمل‌ نمي‌كند، بلكه‌ ادارة‌آموزش‌ آن‌، علاوه‌ بر ارائة‌ نظرات‌ مشورتي‌ به‌ مؤسسات‌ آموزشي‌، دانشجويان‌ و كارفرمايان‌، طيفي‌ ازدوره‌هاي‌ كوتاه‌ مدت‌ را در سطوح‌ گوناگون‌ ترتيب‌ مي‌دهد. برخي‌ از اين‌ دوره‌ها براي‌ اشخاصي‌ كه‌ واردكار اطلاعات‌ مي‌شوند ماهيتي‌ مقدماتي‌ دارند، و برخي‌ ديگر بر مسائل‌ خاصي‌ مثل‌ رده‌بندي‌ براي‌بازيابي‌ اطلاعات‌ يا چكيده‌نويسي‌، يا بر موضوعات‌ ويژه‌اي‌ همچون‌ پروانه‌هاي‌ نوآوري‌ يا حرفنويسي‌و ترجمه‌ مربوط‌ به‌ متون‌ روسي‌ و ديگر متون‌ اروپاي‌ شرقي‌ تمركز دارند. در حال‌ حاضر سالانه‌ حدود500 دانشجو در اين‌ دوره‌ها شركت‌ مي‌كنند. اعضا مي‌توانند در همايش‌ سالانه‌ يا همايش‌هاي‌ يكروزه‌با موضوعات‌ خاص‌ يا نشست‌هاي‌ عصرانه‌ شركت‌ كنند؛ همايش‌هاي‌ يكروزه‌ و نشست‌هاي‌ عصرانه‌ راكاركنان‌ ادارة‌ مركزي‌، سه‌ شعبة‌ اسليب‌ در اسكاتلند، شمال‌ انگلستان‌، و نواحي‌ مركزي‌ انگلستان‌، يا 12گروه‌ موضوعي‌ كه‌ طيفي‌ از موضوعات‌، از هوانوردي‌ و الكترونيك‌ گرفته‌ تا مبلمان‌ و پارچه‌ را شامل‌مي‌شوند، مي‌توانند سازماندهي‌ و برگزار كنند. همچنين‌ سه‌ گروه‌ مطالعاتي‌ هست‌ كه‌ به‌ ترجمه‌ فني‌،ماشيني‌ كردن‌، و نمايه‌سازي‌ همارا مي‌پردازند.

    اسليب‌ در ميان‌ خدمات‌ گوناگون‌ خود، داراي‌ يك‌ كتابخانة‌ بزرگ‌ در موضوع‌ كتابداري‌ اختصاصي‌،سندداري‌، و كار اطلاع‌رساني‌، و نيز يك‌ دفتر ثبت‌ اسامي‌ براي‌ استخدام‌ است‌ كه‌ گرچه‌ اندازة‌ نسبتاًكوچكي‌ دارد، خدمت‌ سودمندي‌ براي‌ سازمان‌هاي‌ عضو است‌.

    انتشارات‌ اسليب‌ شامل‌ يك‌ فصلنامه‌، دو مجلة‌ ماهانه‌، و يك‌ «نماية‌ پايان‌نامه‌هاي‌ پذيرفته‌ شده‌ براي‌مدارج‌ عالي‌ در دانشگاه‌هاي‌ انگلستان‌ و ايرلند» به‌ شكل‌ رده‌بندي‌شده‌ و سالانه‌ مي‌باشد؛ در حال‌حاضر اين‌ نمايه‌ تمامي‌ موضوعات‌ را زير پوشش‌ مي‌گيرد و تنها عنوان‌ پايان‌نامه‌ها را ارائه‌ مي‌دهد، اماقرار است‌ كه‌ در آينده‌، چكيده‌ها را نيز در بربگيرد و در دو جلد، يكي‌ شامل‌ علوم‌ و فن‌آوري‌، و ديگري‌علوم‌ اجتماعي‌ و انساني‌ منتشر شود. از دو نشرية‌ ماهانه‌، «گزارش‌ اسليب‌» شامل‌ گزارش‌ همايش‌ها ونشست‌هاي‌ اسليب‌، اخبار فعاليت‌هاي‌ انجمن‌، و سياهة‌ منظمي‌ از تازه‌ترين‌ مقالات‌ و گزارش‌ها درحوزة‌ كتابداري‌ اختصاصي‌ و كار اطلاع‌رساني‌ است‌؛ «فهرست‌ كتاب‌هاي‌ اسليب‌» سياهة‌ مشروحي‌ ازتازه‌ترين‌ كتاب‌هاي‌ توصيه‌ شدة‌ علمي‌ و فني‌ به‌ زبان‌ انگليسي‌ است‌. «مجلة‌ سندداري‌» كه‌ فصلي‌منتشر مي‌شود و شامل‌ مقالات‌، گزارش‌ كوتاه‌ پژوهش‌ها، مصاحبه‌ها، و چكيده‌ها است‌، به‌ نظريه‌ و عمل‌در حوزة‌ اطلاعات‌ اختصاص‌ دارد. در حوزة‌ غيرادواري‌ها، دو اثر مرجع‌ عمدة‌ اسليب‌  عبارت‌اند از«راهنماي‌ اسليب‌» كه‌ پيش‌تر ذكر آن‌ رفت‌، و «دستنامة‌ اسليب‌ براي‌ كتابداري‌ اختصاصي‌ و كاراطلاع‌رساني‌» كه‌ اين‌ يكي‌ نيز تعداد بيش‌تر و بيش‌تري‌ از گزارش‌ پژوهش‌ها، پيمايش‌ها و راهنماها رابه‌ چاپ‌ مي‌رساند.

    بزرگ‌ترين‌ پيشرفتي‌ كه‌ اسليب‌ در خدمات‌ خود در سال‌هاي‌ اخير بدان‌ دست‌ يافته‌، تأسيس‌ يك‌ادارة‌ پژوهش‌ است‌ كه‌ هدف‌ آن‌، علاوه‌ بر تحقق‌ نقش‌ سنتي‌ اسليب‌ به‌ عنوان‌ يك‌ انجمن‌ عضويت‌تعاوني‌، تبديل‌ آن‌ به‌ پيشتاز عرصة‌ پيشرفت‌ در حوزة‌ مربوط‌ به‌ خود مي‌باشد. اين‌ اداره‌ كه‌ در سال‌ 1959راه‌اندازي‌ شد، خدمات‌ مشاوره‌اي‌ را ارائه‌ مي‌دهد، پژوهش‌هاي‌ خصوصي‌ را طي‌ قراردادهايي‌ برعهده‌مي‌گيرد، و نيز يك‌ برنامة‌ درون‌ سازماني‌ پژوهشي‌ را دنبال‌ مي‌كند كه‌ عمدتاً از ماشيني‌ كردن‌ وبررسي‌هاي‌ عملياتي‌ و كار پيمايشي‌ تشكيل‌ مي‌شود.

    از جملة‌ عرصه‌هاي‌ عمدة‌ فعاليت‌ اين‌ اداره‌ تاكنون‌، عبارت‌اند از بررسي‌ طرح‌ يك‌ سامانة‌ رايانه‌ياربراي‌ توليد «چكيده‌نامة‌ فيزيك‌»، و بررسي‌ واكنش‌ خوانندگان‌ به‌ «مقالات‌ جاري‌ در فيزيك‌»، مطالعات‌موردي‌ بر روي‌ عادات‌ اطلاعات‌يابي‌ پژوهشگران‌، بررسي‌هايي‌ دربارة‌ پوشش‌ متون‌ علمي‌ و فني‌ ومتون‌ علوم‌ اجتماعي‌ در مراكز مشهور چكيده‌نويسي‌ و پوشش‌ و كارآيي‌ خدمات‌ چكيده‌نويسي‌ در حوزة‌سندداري‌، گسترش‌ فنون‌ ساخت‌ اصطلاحنامه‌، رتبه‌بندي‌ مجلات‌ بريتانيايي‌ به‌ عنوان‌ محمل‌هاي‌ آثاربديع‌ علمي‌، و تحقيق‌هايي‌ دربارة‌ بازيابي‌ موضوعي‌ و دربارة‌ انتشار كتابشناسي‌ها به‌ وسيلة‌ فنون‌رايانه‌يار.

    نوع‌ كاري‌ كه‌ اسليب‌ بر عهده‌ گرفته‌ تنها در ارتباط‌ با نيازهاي‌ افراد و سازمان‌هاي‌ دخيل‌ در وجوه‌گوناگون‌ فعاليت‌ اطلاعاتي‌، چه‌ در انگلستان‌ و چه‌ در هر جاي‌ ديگر، معنا مي‌يابد و شكوفايي‌ آن‌ درعزلت‌ و انزوا ممكن‌ نيست‌. به‌ همين‌ دليل‌ اسليب‌ همواره‌ بر عنصر واقع‌بيني‌ تكيه‌ مي‌كند و نيز در هر جاكه‌ ممكن‌ بوده‌ به‌ مشاوره‌ با سازمان‌هاي‌ ديگر يا مشاركت‌ در كار سازمان‌هاي‌ ديگري‌ كه‌ علايق‌ مشتركي‌ باآن‌ها داشته‌، پرداخته‌ است‌. اسليب‌ به‌ عنوان‌ عنصر كشوري‌ بريتانيا در «فدراسيون‌ بين‌المللي‌سندداري‌» (فيد)، با توجه‌ به‌ جهتگيري‌ نيرومند كارهاي‌ فدراسيون‌ به‌ سوي‌ صنعت‌ و كشورهاي‌ در حال‌توسعه‌ و به‌ سوي‌ قلمرو آموزش‌ عملي‌، اين‌ امر را به‌ حوزة‌ بين‌المللي‌ نيز كشانده‌ است‌. شايد به‌ همين‌دلايل‌ باشد كه‌ اسليب‌ توانسته‌ است‌ حمايت‌ جهاني‌ را به‌ سوي‌ خود جلب‌ كند.

اساسنامة‌ انجمن‌ اسليب‌

(انجمن‌ مديريت‌ اطلاعات‌)

     1. در ساخت‌ سند حاضر، كلمات‌ و عبارات‌ زير بنا به‌ اقتضا داراي‌ معاني‌ زير خواهند بود، مگر اين‌ كه‌از موضوع‌ يا محتواي‌ متن‌، خلاف‌ آن‌ مستفاد شود.

    قانون‌ يعني‌ «قانون‌ شركت‌ها مصوب‌ 1948»

    ماه‌ يعني‌ ماه‌ تقويمي‌

    انجمن‌ يعني‌ اسليب‌

     اداره‌ يعني‌ ادارة‌ ثبت‌ شدة‌ انجمن‌

    شورا يعني‌ شوراي‌ انجمن‌ در حال‌ حاضر به‌ شرحي‌ كه‌ در سند حاضر تشكيل‌ مي‌شود.

    مدير مشتمل‌ است‌ بر هر شخصي‌ كه‌ براي‌ انجام‌ وظايف‌ مدير انجمن‌، چه‌ به‌ صورت‌ موقت‌ و چه‌غير آن‌ منصوب‌ مي‌شود.

    منشي‌ مشتمل‌ است‌ بر هر شخصي‌ كه‌ براي‌ انجام‌ وظايف‌ منشي‌، چه‌ به‌ صورت‌ موقت‌ و چه‌ غير آن‌منصوب‌ مي‌شود

    كتبي‌ يا مكتوب‌ مشتمل‌ است‌ بر بازگويي‌ يا بازتوليد عبارات‌ به‌ حالت‌ چاپي‌ معمولي‌، ليتوگرافي‌،ماشين‌نويسي‌ و همه‌ حالات‌ ديگر آن‌ به‌ شكل‌ مرئي‌. كلماتي‌ كه‌ داراي‌ معناي‌ ويژه‌اي‌ هستند كه‌ در «قانون‌شركت‌ها» به‌ آن‌ها اختصاص‌ يافته‌ در سند حاضر نيز همان‌ معاني‌ را دارند.

كلماتي‌ كه‌ دلالت‌ بر مفرد دارند، جمع‌ را نيز در برمي‌گيرند، و بالعكس‌.

    يادداشت‌:اين‌، اساسنامة‌ انجمن‌ است‌ به‌ صورتي‌ كه‌ در هفتم‌ آوريل‌ 1949 به‌ ثبت‌ رسيده‌ و با«قطعنامة‌ ويژه‌» مصوب‌ نهم‌ ژوئن‌ 1954، نوزدهم‌ مارس‌ 1958، چهاردهم‌ دسامبر 1960، دوازدهم‌ژوئن‌ 1968، دوازدهم‌ ژوئن‌ 1975، بيست‌ و يكم‌ دسامبر 1977، هشتم‌ ژوئن‌ 1983، دوازدهم‌ دسامبر1984، چهارم‌ ژوئن‌ 1985، هيجدهم‌ اكتبر 1991، سيزدهم‌ اكتبر 1992، و دوم‌ نوامبر 1998 اصلاح‌شده‌.

كلماتي‌ كه‌ بر مذكر دلالت‌ دارند مؤنث‌ را نيز در برمي‌گيرند.

كلماتي‌ كه‌ بر شخص‌ حقيقي‌ دلالت‌ دارند شخص‌ حقوقي‌ را نيز در برمي‌گيرند.

    اعلان‌ همة‌ ارتباطات‌ مكتوب‌ با اعضا را دربرمي‌گيرد.

    سند حاضر يعني‌ «اساسنامه‌ انجمن‌» در زمان‌ كنوني‌ فعاليت‌ انجمن‌.

 

ساختار

     2. انجمن‌ يك‌ شركت‌ محدود به‌ تضمين‌ و بدون‌ سرماية‌ منقسم‌ به‌ سهام‌، متشكل‌ از سه‌ دسته‌ ازاعضا است‌. اين‌ انجمن‌ به‌ وسيلة‌ شورايي‌ كه‌ بر طبق‌ مادة‌ 14 سند حاضر تشكيل‌ مي‌شود، يك‌ رييس‌اجرايي‌، و كاركنان‌ لازم‌ اداره‌ مي‌شود. انجمن‌ براي‌ اهداف‌ بيان‌ شده‌ در «شركتنامة‌ انجمن‌»تأسيس‌ مي‌شود.

 

اعضا

     3. به‌ منظور ثبت‌ نام‌، تعداد اعضاي‌ انجمن‌ يكهزار نفر اعلام‌ مي‌شود، اما شورا مي‌تواند هر نوع‌ افزايش‌ در تعداد اعضا را، در هر زمان‌ و هر چند بار كه‌ مناسب‌ بداند، به‌ ثبت‌ برساند.

    4. امضاكنندگان‌ اين‌ سند، نخستين‌ اعضاي‌ عادي‌ خواهند بود و مطابق‌ با آنچه‌ از اين‌ پس‌ ذكرمي‌شود، بر عهدة‌ شورا خواهد بود كه‌ قيود و شرايطي‌ را كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ها، اعضاي‌ بعدي‌ پذيرفته‌خواهند شد، گاه‌ به‌ گاه‌ تعيين‌ كند.

    5. عضويت‌ انجمن‌ متشكل‌ از نهادهاي‌ ثبت‌ شده‌، سازمان‌ها (به‌ موجب‌ ماده‌ 7 (ب‌)) و اشخاص‌واجد صفات‌ زير خواهد بود:

        الف‌) اعضاي‌ عادي‌ كه‌ نهادهاي‌ ثبت‌ شده‌، سازمان‌ها (به‌ موجب‌ ماده‌ 7 (ب‌)) و اشخاص‌حقيقي‌ مستقر در پادشاهي‌ متحد بريتانيا و ايرلند شمالي‌ هستند، مطابق‌ اين‌ مواد و بر مبناي‌ قيود وشرايطي‌ كه‌ مي‌تواند گاه‌ به‌ گاه‌ به‌ وسيلة‌ شورا مقرر شود براي‌ عضويت‌ درخواست‌ مي‌دهند و به‌عضويت‌ پذيرفته‌ مي‌شوند.

        ب‌) اعضاي‌ خارجي‌  كه‌ نهادهاي‌ ثبت‌ شده‌، سازمان‌ها و اشخاص‌ حقيقي‌ مستقر در جايي‌غير از پادشاهي‌ متحد بريتانيا و ايرلند شمالي‌ هستند، به‌ همان‌ روشي‌ كه‌ پيش‌تر گفته‌ شد براي‌ عضويت‌درخواست‌ مي‌دهند و به‌ عضويت‌ پذيرفته‌ مي‌شوند و حقوق‌ و امتيازات‌ اعضاي‌ عادي‌ به‌ آن‌ها اعطامي‌گردد.

        پ‌) اعضاي‌ افتخاري‌ اشخاصي‌ هستند كه‌ خدمت‌ برجسته‌اي‌ در راه‌ ترويج‌ اهداف‌ انجمن‌انجام‌ داده‌اند يا انتخاب‌ آن‌ها به‌ نظر شورا براي‌ منافع‌ يا اهداف‌ انجمن‌ سودمند است‌ و گاه‌ به‌ گاه‌ ازسوي‌ شورا به‌ عنوان‌ اعضاي‌ افتخاري‌ انتخاب‌ مي‌شوند.

    6. هر متقاضي‌ عضويت‌، درخواست‌ كتبي‌ خود را به‌ شكلي‌ كه‌ گاه‌ به‌ گاه‌ به‌ وسيلة‌ شورا مقررمي‌شود ارائه‌ مي‌كند. اين‌ درخواست‌ بايد به‌ وسيلة‌ متقاضي‌ و يك‌ عضو، غير از اعضاي‌ وابسته‌،به‌ نحو مقرر امضا شود، مگر اين‌ كه‌ به‌ موجب‌ صلاحديد شورا، نيازي‌ به‌ آن‌ فرد دوم‌ نباشد.

    7. الف‌) سازمان‌ يا نهاد - ثبت‌ شده‌ يا ثبت‌ نشده‌ ــ علاقه‌مند به‌ عضويت‌ همراه‌ با درخواست‌مكتوب‌ خود به‌ شورا، جزئيات‌ مرامنامه‌ و اهداف‌ و دفتر مركزي‌ يا محل‌ اصلي‌ و كيفيت‌ تخصيص‌سهام‌ خود را، به‌ شكلي‌ كه‌ خواست‌ شورا است‌، ارائه‌ مي‌دهد و پس‌ از آن‌ نيز در هر زمان‌ و هر چند باركه‌ شورا بخواهد اين‌ جزئيات‌ را ارائه‌ مي‌دهد. هر سازمان‌ يا نهاد پذيرفته‌ شده‌ به‌ عضويت‌، نماينده‌اي‌ رانامزد مي‌كند تا به‌ عنوان‌ كانال‌ ارتباطي‌ بين‌ خودش‌ و انجمن‌ عمل‌ كند.

ب‌) اگر اين‌ سازمان‌ يا نهاد، ثبت‌ شده‌ نباشد، شرايط‌ عضويت‌ به‌ اين‌ شكل‌  در انجمن‌ را ندارد، بلكه‌فردي‌ را نامزد مي‌كند تا به‌ عنوان‌ نمايندة‌ آن‌ عمل‌ كند و اين‌ فرد، كه‌ موافقتنامه‌اي‌ را امضا مي‌كند ومي‌پذيرد كه‌ به‌ عنوان‌ چنين‌ نماينده‌اي‌ عمل‌ كند و از طرف‌ آن‌ سازمان‌ يا نهاد عضو باشد. هر نامزدي‌اينچنيني‌ منوط‌ به‌ تصويب‌ شورا است‌ و اين‌ نمايندگان‌ پس‌ از اين‌ تصويب‌شورا، عضو انجمن‌ وتابع‌ كلية‌ تعهدات‌، مسئوليت‌ها، قواعد و مقررات‌ مربوط‌ به‌ اعضاي‌ همان‌ رده‌اي‌ كه‌ عضو بدان‌ تعلق‌دارد مي‌باشند.

پ‌) نهاد نامزدكننده‌ مي‌تواند گاه‌ به‌ گاه‌ نامزدي‌ نماينده‌ خود  را لغو و سپس‌ (منوط‌ به‌ رعايت‌ دقيق‌تعهدات‌ موضوع‌ بند (الف‌)) نمايندة‌ ديگري‌ را نامزد كند. با دريافت‌ هر اعلان‌ لغو نامزدي‌ به‌ وسيلة‌شورا، عضويت‌ فرد نامزد شده‌، يا عمل‌ كردن‌ يا جواز يا شناسايي‌ او به‌ عنوان‌ نمايندة‌ شخصيت‌ نامزدكننده‌ بلافاصله‌ متوقف‌ مي‌شود.

ت‌) شورا مي‌تواند صرفاً به‌ صلاحديد خود در هر زمان‌ تصويب‌ و پذيرش‌ فرد نامزد شده‌ را لغو كند، ودر چنين‌ صورتي‌ نهاد نامزدكننده‌ را از اين‌ الغا باخبر مي‌كند. در نتيجه‌، فرد نامزدشده‌، ديگر عضوانجمن‌  نمي‌باشد و حقي‌ به‌ عنوان‌ نمايندة‌ آن‌ نهاد نامزدكننده‌ ندارد، و نهاد نامزدكنندة‌ مذكور (منوط‌ به‌رعايت‌ دقيق‌ تعهدات‌ پيش‌ گفته‌) مي‌تواند نمايندة‌ ديگري‌ را نامزد كند، اما مقررات‌ بند (ب‌) اين‌ ماده‌دربارة‌ اين‌ نامزد اعمال‌ مي‌شود.

 

پذيرش‌ اعضا

     8. درخواست‌هاي‌ عضويت‌ طي‌ يادداشتي‌ همراه‌ با اعلان‌ زمان‌ تشكيل‌ اولين‌ جلسه‌ شورا پس‌ ازتاريخ‌ تقديم‌ درخواست‌، به‌ شورا تقديم‌ مي‌شود و در آن‌ جلسه‌ اكثريتي‌ متشكل‌ از دست‌ كم‌ دوسوم‌حاضران‌ و رأي‌ دهندگان‌ براي‌ انتخاب‌ و پذيرش‌ متقاضي‌ لازم‌ خواهد بود. در صورتي‌ كه‌ درخواستي‌در نخستين‌ بار تقديم‌ به‌ شورا اكثريت‌ لازم‌ را به‌ دست‌ نياورد، به‌ جلسه‌ بعدي‌ شورا تقديم‌ مي‌شود كه‌در آن‌، اتفاق‌ آراي‌ حاضران‌ و صاحبان‌ رأي‌ براي‌ انتخاب‌ و پذيرش‌ متقاضي‌ لازم‌ خواهد بود. به‌ محض‌انتخاب‌ و پذيرش‌، مطابق‌ با مقررات‌ اين‌ ماده‌، عضويت‌ آغاز خواهد شد و از آن‌ پس‌، عضو به‌ رعايت‌مفاد سند حاضر و به‌ مقررات‌ و آيين‌نامه‌هاي‌ انجمن‌ كه‌ گاه‌ به‌ گاه‌ تصويب‌ مي‌شود ملزم‌ مي‌باشد.

 

تكاليف‌ و مزاياي‌ عضويت‌

     9. هر عضو ملزم‌ است‌ حق‌الورود- در صورت‌ وجود - و هزينه‌ تقويم‌ يا عضويت‌ سالانه‌ ــ درصورت‌ وجود - را، به‌ ترتيبي‌ كه‌ گاه‌ به‌ گاه‌ به‌ وسيلة‌ شورا مقرر مي‌شود، به‌ انجمن‌ بپردازد. همة‌ اين‌پرداخت‌ها در زماني‌ و به‌ شيوه‌اي‌ و طبق‌ شرايطي‌ انجام‌ مي‌گردد كه‌ گاه‌ به‌ گاه‌ به‌ وسيلة‌ شورا مقررمي‌شود. اعضاي‌ افتخاري‌ از پرداخت‌ هر گونه‌ حق‌الورود يا حق‌ عضويت‌ معاف‌اند.

    10. هر عضو ملزم‌ است‌ كه‌:

الف‌) مقررات‌ سند حاضر و شركتنامة‌ انجمن‌ و دستورالعمل‌ها و آيين‌نامه‌هاي‌ انجمن‌ را در زمان‌اعتبار داشتن‌ آن‌ها، مراعات‌ كند.

ب‌) هر زيان‌ يا خسارتي‌ را كه‌ انجمن‌ بر اثر هرگونه‌ مسامحه‌ يا اقدام‌ عمدي‌ يا كوتاهي‌ اين‌ عضو متحمل‌مي‌شود و مصداق‌  نقض‌ هر يك‌ از مقررات‌ سند حاضر و شركتنامة‌ انجمن‌ يا هر يك‌ ازدستورالعمل‌ها و آيين‌نامه‌هاي‌ انجمن‌ مي‌باشد، تأديه‌ و جبران‌ كند.

پ‌) اهداف‌، منافع‌ و نفوذ انجمن‌ را ترويج‌ كند و ارتقا دهد.

    11. هيچ‌ عضوي‌ غير از عضو عادي‌ مجاز به‌ رأي‌ دادن‌ در اجلاس‌هاي‌ عمومي‌ نيست‌. غير ازاعضاي‌ عادي‌، اعضاي‌ ديگر فقط‌ از آن‌ مزايا و منافعي‌ از انجمن‌ استحقاق‌ برخورداري‌ خواهند داشت‌كه‌ شورا گاه‌ به‌ گاه‌ تعيين‌ مي‌كند و همچنين‌ مي‌توانند در هر يك‌ از اجلاس‌هاي‌ عمومي‌ حضور يابند.

 

تعيين‌ وضعيت‌  عضويت‌

     12. عضويت‌ انجمن‌ در هر يك‌ از شرايط‌ زير قطع‌ خواهد شد:

الف‌) مراعات‌ نشدن‌ شرايط‌ يا اوصاف‌ لازم‌ براي‌ عضويت‌ كه‌ طي‌ سند حاضر مقرر شده‌ است‌.

ب‌) استفعاي‌ مبتني‌ بر اعلان‌ مكتوب‌ يك‌ ماهه‌ كه‌ به‌ انجمن‌ تسليم‌ شده‌ و با پرداخت‌ همة‌ وجوهي‌ كه‌ تازمان‌ به‌ جريان‌ افتادن‌ اين‌ اعلان‌، فرد مستعفي‌ به‌ انجمن‌ بدهكار است‌.

پ‌) در صورتي‌ كه‌ و وقتي‌ كه‌ وجوه‌ بدهكار به‌ انجمن‌ به‌ وسيلة‌ عضو، سه‌ ماه‌ عقب‌ افتاده‌ و پرداخت‌نشده‌ باشد: در عين‌ حال‌ شورا اين‌ اختيار را دارد كه‌ اين‌ عضو را در صورت‌ پرداخت‌ بدهي‌هاي‌معوقه‌اش‌ يا در هر صورت‌ ديگري‌ كه‌ صلاح‌ بداند به‌ وضعيت‌ اول‌ بازگرداند.

ت‌) در صورتي‌ كه‌ يك‌ سازمان‌ يا نهاد ثبت‌ نشده‌ كه‌ عضوي‌ را به‌ عنوان‌ نمايندة‌ خود تعيين‌ كرده‌ و او نيزپذيرفته‌ شده‌ انحلال‌ يابد، تصفيه‌ شود، يا به‌ هر شكل‌ ديگري‌ از بين‌ برود؛ يا اگر عضو، شخص‌ حقيقي‌است‌، ورشكسته‌ يا مجنون‌ شود.

ث‌) شورا مي‌تواند با تصميمي‌ كه‌ اكثريت‌ِ دست‌كم‌ سه‌چهارم‌ اعضاي‌ حاضر، آن‌ را اظهار كنند و بارأي‌گيري‌ در اجلاس‌ فوق‌العاده‌ شورا، هر عضوي‌ را از عضويت‌ انجمن‌ خلع‌ كند: دست‌كم‌ بيست‌ و يك‌روز پيش‌ از اين‌ اجلاس‌ اعلاني‌ براي‌ عضوي‌ كه‌ بركناري‌ او مطرح‌ است‌ و براي‌ همة‌ اعضاي‌ شورافرستاده‌ مي‌شود و در آن‌ بر پيشنهاد چنين‌ تصميمي‌ تصريح‌ مي‌گردد.

    اعلان‌ مربوط‌ به‌  ماهيت‌ كلي‌ زمينه‌هايي‌ كه‌ بر مبناي‌ آن‌، چنين‌ تصميمي‌ پيشنهاد شده‌ براي‌ عضوي‌كه‌ بركناري‌ او مطرح‌ است‌، دست‌كم‌ چهارده‌ روز پيش‌ از اجلاس‌ فرستاده‌ مي‌شود و از عضو براي‌حضور در اين‌ اجلاس‌ دعوت‌ مي‌گردد و او حق‌ دارد كه‌ در آنجا از خود دفاع‌ كند.

    عضوي‌ كه‌ به‌ موجب‌ بندهاي‌ (الف‌)، (پ‌)، (ت‌)، يا (ث‌) از اين‌ ماده‌ از عضويت‌ خلع‌ مي‌شود،همچنان‌ متعهد است‌ كه‌ هر گونه‌ حق‌ عضويت‌ متعلقه‌ تا تاريخ‌ تصميم‌گيري‌ دربارة‌ عضويت‌ در انجمن‌را كه‌ تحت‌ مفاد اين‌ ماده‌ انجام‌ خواهد پذيرفت‌، ــ يا هر وجه‌ ديگري‌ كه‌ شورا بخواهد ــ و نيز هرگونه‌بدهي‌ پرداخت‌ نشده‌اي‌ را كه‌ تحت‌ هرگونه‌ تكليف‌ و بر اثر تعهدات‌ ناشي‌ از وجوه‌ حق‌ عضويت‌دوره‌هاي‌ ديگر به‌ گردن‌ دارد، به‌ انجمن‌ بپردازد.

 

شوراي‌ انجمن‌

     13. امور انجمن‌ به‌ وسيلة‌ يك‌ شورا اداره‌ مي‌شود.

    14. جز در صورتي‌ كه‌ و تا زماني‌ كه‌ تصميم‌ ديگري‌ به‌ وسيلة‌ انجمن‌ در اجلاس‌ عمومي‌ گرفته‌ شود،تركيب‌ شورا عبارت‌ است‌ از يك‌ رييس‌ و تا چهار نايب‌ رييس‌، همراه‌ با يك‌ نماينده‌ كه‌ از اعضاي‌ هرشعبه‌ و گروه‌ انتخاب‌ مي‌شود و تعداد اعضاي‌ عادي‌ آن‌ها بيش‌ از شش‌ نفر، و تعداد اعضاي‌ خارجي‌آن‌ بيش‌ از دو نفر ــ كه‌ به‌ شيوه‌اي‌ كه‌ از اين‌ پس‌ تشريح‌ مي‌شود انتخاب‌ مي‌گردند، و تعداد افراد غيرعضوآن‌ بيش‌ از چهار نفر كه‌ مطابق‌ با ماده‌ 15 انتخاب‌ مي‌شوند، نخواهد بود. شورا مي‌تواند دو رييس‌بلافصل‌ قبلي‌ را نيز، در صورتي‌ كه‌ علاقه‌مندي‌ خود را به‌ خدمت‌ اعلام‌ كنند، معرفي‌ كند تا به‌ اعتبار مقام‌خود عضو شورا شوند. همة‌ اعضاي‌ شورا حق‌ رأي‌دادن‌ در جلسه‌هاي‌ شورا را دارند.

    15. شورا مي‌تواند حداكثر چهار نفر را كه‌ لازم‌ نيست‌ عضو انجمن‌ باشند و لازم‌ نيست‌ از طريق‌پرداخت‌ حق‌  عضويت‌، اهدا، و غيرآن‌، واجد شرايط‌ عضويت‌ شورا شده‌ باشند به‌ عضويت‌ شوراانتخاب‌ كند. تعداد اين‌ اعضاي‌ منتخب‌ هيچگاه‌ از يك‌ هفتم‌ مجموع‌ كل‌ اعضاي‌ شورا بيش‌تر نخواهدبود و انتخاب‌ هر عضوي‌ از شورا كه‌ به‌ موجب‌ اين‌ ماده‌ انتخاب‌ مي‌شود هر سال‌ به‌ وسيلة‌ شورابازنگري‌ مي‌گردد.

    16. همة‌ اعضاي‌ انتخاب‌ شده‌ براي‌ عضويت‌ در شورا، واجد شرايط‌ انتخاب‌ مجدد در پايان‌ يك‌دورة‌ سه‌ ساله‌ شمرده‌ مي‌شوند.

    17. معرفي‌ و انتخاب‌ افراد براي‌ تصدي‌ سِمَت‌ عضويت‌ شورا به‌ شيوه‌ زير است‌:

الف‌) دست‌كم‌ دو ماه‌ پيش‌ از اجلاس‌ عمومي‌ سالانه‌ در هر سال‌، شورا براي‌ هر يك‌ از اعضاي‌ انجمن‌كه‌ مجاز به‌ رأي‌ دادن‌ هستند فهرستي‌ مي‌فرستد كه‌ در آن‌، نام‌ افراد واجد شرايط‌ مقرر براي‌ (اشغال‌) هريك‌ از جاهايي‌ كه‌ در سِمَت‌ رييس‌، نايب‌ رييس‌، و عضو شورا، در اجلاس‌ سالانه‌ عمومي‌ خالي‌ خواهدشد آمده‌ است‌. در فهرست‌ افراد نامزد شده‌ به‌ وسيلة‌ شورا براي‌ جاهاي‌ خالي‌ در سمت‌ عضو شورا،به‌ اين‌ كه‌ كداميك‌ از معرفي‌شدگان‌ قبلا در شورا خدمت‌ كرده‌ و دورة‌ خدمت‌ در هر مورد اشاره‌ خواهدشد.

ب‌) حداكثر تا 28 روز پس‌ از صدور فهرست‌ نامزدشدگان‌ شورا، هر دو عضو انجمن‌ مي‌توانند براي‌اشغال‌ جاي‌ خالي‌ سِمَت‌ عضو شورا، هر عضو واجد شرايط‌ ديگري‌ را، با ارائة‌ معرفي‌نامة‌ كتبي‌همراه‌ با رضايت‌نامة‌ مكتوب‌ آن‌ فرد مبني‌ بر قبول‌ آن‌ سِمَت‌ در صورت‌ انتخاب‌، به‌ رييس‌ اجرايي‌، نامزدكنند؛ اما هر يك‌ از اين‌ نامزدكنندگان‌ از نامزد شدن‌ به‌ وسيلة‌ هركس‌ ديگر در همان‌ انتخابات‌ محروم‌مي‌شوند.

پ‌) دست‌كم‌ بيست‌ويك‌ روز پيش‌ از اجلاس‌ عمومي‌ سالانه‌ يا در تاريخ‌ ديگري‌ كه‌ شورا مي‌تواندتصويب‌ كند، شورا براي‌ هر يك‌ از اعضاي‌ انجمن‌ كه‌ مجاز به‌ رأي‌ دادن‌ هستند، يك‌ برگة‌ رأي‌ شامل‌ نام‌همة‌ افرادي‌ كه‌ طبق‌ مقررات‌ براي‌ اشغال‌ جاهاي‌ خالي‌ مورد اشاره‌ در بند (الف‌) و (ب‌) اين‌ ماده‌ نامزدشده‌اند مي‌فرستد كه‌ در آن‌ مشخص‌ شده‌ كه‌ چه‌ افرادي‌ به‌ وسيلة‌ شورا نامزد شده‌اند و نام‌ آن‌ (دسته‌ از)اعضاي‌ انجمن‌ كه‌ شخص‌ ديگري‌ را ــ اگر چنين‌ شخصي‌ وجود داشته‌ باشد ــ نامزد كرده‌اند نيز آمده‌است‌. اگر هيچ‌ داوطلبي‌ به‌ موجب‌ مقررات‌ بند (ب‌) اين‌ اين‌ ماده‌ نامزد نشده‌ باشد، افراد نامزد شده‌ به‌وسيلة‌ شورا انتخاب‌ شده‌ تلقي‌ مي‌شوند و هيچ‌ برگة‌ رأيي‌ نيز صادر نمي‌شود.

ت‌) در صورت‌ وجود برگة‌ رأي‌، هر عضو انجمن‌ به‌ آن‌ داوطلب‌ يا داوطلباني‌ كه‌ نام‌ آن‌ / آن‌ها به‌ عنوان‌عضو روي‌ برگة‌ رأي‌ آمده‌ و (او بدان‌ها) مايل‌ است‌ رأي‌ خواهد داد، ولي‌ تعداد (آن‌ها) از تعدادي‌ كه‌قرار است‌ براي‌ سمت‌هاي‌ مربوطه‌ انتخاب‌ شوند نبايد بيش‌تر شود. برگه‌هاي‌ رأي‌ طوري‌ برگشت‌ داده‌مي‌شوند كه‌ حداكثر تا بيست‌ويك‌ روز پس‌ از ارسال‌ به‌ وسيلة‌ شورا، به‌ مدير اجرايي‌ برسند و سپس‌علامتگذاري‌ مي‌شوند و به‌ شيوه‌اي‌ كه‌ گاه‌ به‌ گاه‌ به‌ وسيلة‌ شورا تعيين‌ مي‌گردد برگردانده‌ مي‌شوند.

ث‌) در هر زمان‌ پس‌ از تاريخ‌ مقرر براي‌ برگشت‌ برگه‌هاي‌ رأي‌ و پيش‌ از اجلاس‌ عمومي‌ سالانه‌، آرا طي‌ترتيباتي‌ كه‌ بايد به‌ وسيلة‌ مدير اجرايي‌ انجام‌ گيرد و در حضور دست‌ كم‌ سه‌ عضو شورا شمارش‌مي‌شوند و نتيجه‌ به‌ اجلاس‌ عمومي‌ سالانه‌ گزارش‌ مي‌گردد. اين‌ گزارش‌، در صورتي‌ كه‌ مورد پذيرش‌اجلاس‌ قرار گيرد، صرف‌نظر از هرگونه‌ اختلاف‌ يا عدم‌ رعايت‌ تشريفات‌، ختم‌ ماجراي‌ انتخابات‌ است‌.  در صورتي‌ كه‌ به‌ دليل‌ برابري‌ آرا نتوان‌ افراد تعيين‌ شده‌ براي‌ اشغال‌ جاهاي‌ خالي‌ شورا را گزارش‌كرد، اسم‌ داوطلبان‌ داراي‌ تعداد آراي‌ مشابه‌ به‌ رييس‌ جلسه‌ تسليم‌ مي‌شود و او با رأي‌ تعيين‌كننده‌اش‌مشخص‌ مي‌كند كه‌ چه‌ داوطلب‌ يا داوطلباني‌ از افراد داراي‌ رأي‌ برابر براي‌ آن‌ سِمَت‌ها انتخاب‌شوند.

    18. با تحقق‌ مقررات‌ پيش‌ گفته‌، عضو نامزد در هر حالتي‌ از حالات‌ مذكور در ماده‌ 19 ديگر عضوشورا نخواهد بود.

    19. عضو شورا بلافاصله‌ از سمت‌ خود خلع‌ مي‌شود:

الف‌) اگر ورشكسته‌ شود يا پرداخت‌ هايش‌ را معلق‌ سازد يا با طلبكارانش‌ تباني‌ كند.

ب‌) اگر معلوم‌ شود بيمار رواني‌ يا مجنون‌ است‌.

ب‌) اگر با اعلان‌ كتبي‌ به‌ شورا از سمت‌ خود كناره‌گيري‌ كند.

د) اگر عضويت‌ او در انجمن‌ لغو شود.

ه) اگر يك‌ عضو عادي‌ باشد كه‌ به‌ موجب‌ ماده‌ 7 (ب‌) يا 7 (پ‌) سند حاضر به‌ اين‌ عضويت‌ درآمده‌ وعضويت‌ عادي‌ او در انجمن‌ لغو شود.

و) اگر به‌ دليل‌ ماده‌ 185 قانون‌ شركت‌ها ديگر نتواند به‌ مديريت‌ يك‌ شركت‌ منصوب‌ شود.

ز) اگر به‌ موجب‌ هر دستورالعملي‌ كه‌ بر طبق‌ ماده‌ 185 قانون‌ شركت‌ها به‌ تصويب‌ مي‌رسد از مديريت‌شركت‌ محروم‌ شود.

    20. انجمن‌ مي‌تواند از طريق‌ اجلاس‌ فوق‌العاده‌، هر عضو انتخاب‌ شدة‌ شورا را پيش‌ از پايان‌ دورة‌تصدي‌اش‌ بركنار كند و مي‌تواند از طريق‌ اجلاس‌ فوق‌العاده‌، عضو  واجد شرايط‌ ديگري‌ را به‌ جاي‌ اومنصوب‌ كند، ولي‌ هركس‌ كه‌ به‌ اين‌ ترتيب‌ منصوب‌ شود سمت‌ خود را تنها تا زماني‌ حفظ‌ مي‌كند كه‌عضو شورايي‌ كه‌ وي‌ به‌ جاي‌ او منصوب‌ شده‌، اگر بركنار نمي‌شد، آن‌ را در اختيار مي‌داشت‌.

    21. همان‌ گونه‌ كه‌ گفته‌ شد شورا مجاز است‌ كه‌ فردي‌ را كه‌ واجد شرايط‌ انتخاب‌ به‌ عنوان‌ عضوشورا است‌ براي‌ پركردن‌ جايي‌ كه‌ به‌ هر دليلي‌ اتفاقاً خالي‌ شده‌، و براي‌ افزودن‌ به‌ شورا منصوب‌ كند،به‌ شرطي‌ كه‌ از تعداد نهايي‌ مقرر در سند حاضر فراتر نرود. شخصي‌ كه‌ بدين‌ ترتيب‌ منصوب‌ مي‌شودفقط‌ تا اجلاس‌ عمومي‌ سالانة‌ پس‌ از انتصاب‌ خويش‌، آن‌ سِمَت‌ را در اختيار خواهد داشت‌، ولي‌ در آن‌زمان‌ يعني‌ در هنگام‌ اجلاس‌ شرايط‌ انتخاب‌ مجدد را دارد.

    22. هيچيك‌ از قوانين‌ يا تصميمات‌ شورا به‌ دليل‌ وجود جاي‌ خالي‌ در ميان‌ اعضاي‌ شورا ابطال‌نخواهد شد، بلكه‌ اگر تعداد اعضاي‌ شورا به‌ كم‌تر از هفت‌ كاهش‌ يابد، اعضاي‌ فعلي‌ مي‌توانند تنها به‌پركردن‌ آن‌ جاهاي‌ خالي‌ شورا اقدام‌ كنند، يا اجلاس‌ عمومي‌ انجمن‌ را فرابخوانند.

 

اختيارات‌ شوراي‌ انجمن‌

     23. شورا يگانه‌ كنترل‌كنندة‌ همة‌ موضوعات‌ مربوط‌ به‌ مديريت‌ و تشكيلات‌ انجمن‌ است‌. علاوه‌ براختيارات‌ و حقوق‌ ناشي‌ از سند حاضر و آنچه‌ صراحتاً به‌ شكلي‌ ديگر به‌ او تفويض‌ شده‌، شورامي‌تواند همة‌ اين‌ اختيارات‌ را اعمال‌ كند و همة‌ اقدامات‌ و كارهايي‌ را كه‌ مي‌توان‌ به‌ وسيلة‌ انجمن‌ عملي‌كرد يا به‌ انجام‌ رساند محقق‌ سازد؛ و بدين‌ وسيله‌ يا به‌ موجب‌ مصوبة‌ انجمن‌ در اجلاس‌ عمومي‌ ،نمي‌توان‌ صراحتاً به‌ او فرمان‌ داد يا از او خواست‌ كه‌ اين‌ اختيارات‌ را به‌ كار گيرد يا به‌ انجام‌ رساند، بلكه‌به‌ موجب‌ هر يك‌ از قوانين‌ پارلمان‌ كه‌ در حال‌ حاضر نافذ است‌ و مواد سند حاضر مي‌ توان‌ چنين‌درخواستي‌ كرد.

    24. بدون‌ خدشه‌ به‌ اختيارات‌ عمومي‌ تفويض‌ شده‌ به‌ موجب‌ آخرين‌ بند پيشين‌ و اختيارات‌ ديگري‌كه‌ سند حاضر اعطا مي‌كند، بدين‌ وسيله‌ صراحتاً اعلام‌ مي‌شود كه‌ شورا اختيارات‌ زير را دارد:

    الف‌) تصويب‌ و ايجاد تكليف‌، تغيير و لغو آيين‌نامه‌ها، قوانين‌ و نظامنامه‌هاي‌ لازم‌ براي‌ سرپرستي‌ وادارة‌ انجمن‌ و براي‌ محقق‌ كردن‌ اهداف‌ آن‌؛ مشروط‌ به‌ اين‌ كه‌ به‌ هيچ‌ شكلي‌ موجب‌ تغيير، تحريف‌ ياجايگزيني‌ مقررات‌ مندرج‌ در سند حاضر نگردد.

    ب‌) پذيرفتن‌ و پرداخت‌ هزينه‌ها و مخارج‌ مقدماتي‌ و جانبي‌ براي‌ ترويج‌، شكل‌گيري‌، ايجاد و ثبت‌انجمن‌ و آماده‌سازي‌، انتخاب‌ و ثبت‌ شركتنامة‌ انجمن‌ و سند حاضر.

    پ‌) پرداخت‌ همة‌ مخارج‌ ناشي‌ از تحقق‌ اهداف‌ انجمن‌.

    ت‌) به‌ موجب‌ ماده‌ 14 قانون‌ شركت‌ها، خريد يا در هر حال‌ فراهم‌ آوردن‌ هرگونه‌ دارايي‌، حقوق‌ ياامتيازاتي‌ براي‌ انجمن‌ كه‌ انجمن‌ مجاز به‌ فراهم‌ آوردن‌ آن‌ با چنان‌ قيمتي‌ باشد، و كّلاً موافق‌ با قيود وشرايطي‌ كه‌ انجمن‌ مناسب‌ بداند.

    ث‌) تضمين‌ انجام‌ هر قرارداد يا هر تعهدي‌ كه‌ انجمن‌ پذيرفته‌ از طريق‌ به‌ رهن‌ يا وثيقه‌ گذاشتن‌ همه‌ ياهر يك‌ از دارايي‌هاي‌ انجمن‌، يا به‌ شيوه‌اي‌ كه‌ مناسب‌ بداند.

    ج‌) ايجاد ادارات‌ يا تهيه‌ اماكني‌ براي‌ استفاده‌ انجمن‌، و نصب‌ و ــ بنا به‌ صلاحديد خود ــ عزل‌ ياتعليق‌ رؤسا، مديران‌، دبيران‌، مسئولان‌، كارمندان‌، متصديان‌ و خدمتكاران‌، چه‌ در استخدام‌ دايم‌ باشند،چه‌ در استخدام‌ موقت‌ يا عهده‌دار ارائة‌ خدمات‌ ويژه‌، و تعيين‌ اختيارات‌ و وظايف‌ آن‌ها و تعيين‌ حقوق‌يا مزاياي‌ آن‌ها و درخواست‌ تضمين‌ در اين‌ موارد و تا مبلغي‌ كه‌ مناسب‌ بداند.

    چ‌) بهره‌گيري‌ از متخصصان‌ يا كمك‌هاي‌ ديگر در ارتباط‌ با كار انجمن‌ و موضوع‌ مقررات‌ شركتنامة‌انجمن‌ و پرداخت‌ دستمزد يا حق‌الزحمه‌ مناسب‌ براي‌ آن‌ كار به‌ شكلي‌ كه‌ انجمن‌ مناسب‌ بداند.

    ح‌) تعيين‌ شخص‌ يا اشخاصي‌ اعم‌ از ثبت‌ شده‌ يا نشده‌، براي‌ اقدام‌ به‌ عنوان‌ تراستي‌ ياتراستي‌هايي‌ كه‌ از جانب‌ انجمن‌ هر مالي‌ را، چون‌ متعلق‌ به‌ انجمن‌ است‌ يا چون‌ كه‌انجمن‌ در آن‌ذينفع‌ است‌، يا به‌ هر دليل‌ ديگر، بپذيرد و به‌ شكل‌ تراست‌ اداره‌ كند، و همة‌ اين‌ اعمال‌ و امور را به‌طريقي‌ انجام‌ دهد و عملي‌ سازد كه‌ در ارتباط‌ با اين‌ گونه‌ تراست‌ لازم‌ است‌ و تدارك‌ دستمزد اين‌ تراستي‌يا تراستي‌ها.

    خ‌) اقامه‌، به‌ پيش‌ بردن‌، دفاع‌، مصالحه‌ يا ترك‌ هر دعواي‌ حقوقي‌ له‌ يا عليه‌ انجمن‌ يا مسئولان‌ آن‌، يادر هر امر ديگر مرتبط‌ با انجمن‌ و نيز مصالحه‌ و دادن‌ مهلت‌ براي‌ پرداخت‌ يا صلح‌ هرگونه‌ بدهي‌ كه‌موعدش‌ فرا رسيده‌ و هرگونه‌ دعوي‌ يا مطالباتي‌ كه‌ از سوي‌ انجمن‌ يا برعليه‌ آن‌ به‌ عمل‌ آمده‌ است‌.

    د) ارجاع‌ هرگونه‌ دعوي‌ مطالبه‌ از سوي‌ انجمن‌ يا بر عليه‌ آن‌ به‌ داوري‌، و پذيرش‌ و اجراي‌ احكام‌مربوط‌.

    ذ) تهيه‌ و ارائه‌ انواع‌ رسيدها، اسناد واگذاري‌ و ديگر اسناد بازپرداخت‌ دربرابر پول‌ هاي‌ قابل‌پرداخت‌ به‌ انجمن‌ و در برابر دعوي‌ها و مطالبات‌ انجمن‌.

    ر) نقش‌ كردن‌ مهر انجمن‌ بر روي‌ همة‌ اسناد و مداركي‌ كه‌ به‌ چنين‌ مهري‌ نياز دارند.

    ز) تعيين‌ كسي‌ كه‌ از سوي‌ انجمن‌ حق‌ امضاي‌ برات‌، سفته‌، رسيد، تأييديه‌، پشت‌نويسي‌، چك‌، سندواگذاري‌، قرارداد، و اسناد ديگر را دارد.

    ژ) سرمايه‌گذاري‌ و معامله‌ با هر بخشي‌ از پول‌هاي‌ انجمن‌ كه‌ مورد نياز فوري‌ انجمن‌ نباشد براي‌مقاصد مبتني‌ بر تضمين‌هايي‌ كه‌ در حال‌ حاضر به‌ موجب‌ قانون‌، سرمايه‌گذاري‌ صندوق‌هاي‌ تراست‌ درآن‌ مجاز است‌ و به‌ شيوه‌اي‌ كه‌ انجمن‌ مناسب‌ بداند؛ و تغيير دادن‌ يا نقد كردن‌ گاه‌ به‌ گاه‌ اين‌سرمايه‌گذاري‌ها، كه‌ در هر حال‌ موضوع‌ مقررات‌ مندرج‌ در شركتنامة‌ انجمن‌ خواهد بود.

    س‌) انعقاد كلية‌ مذاكرات‌ و قراردادها و فسخ‌ يا تغيير همة‌ اين‌ قراردادها و انجام‌ و اجراي‌ همة‌ اين‌اقدامات‌، اسناد و امور به‌ نام‌ و از سوي‌ انجمن‌، آن‌ هم‌ در صورتي‌ كه‌ انجمن‌ آن‌ها را موافق‌ با مصالح‌ يادر ارتباط‌ با موضوعات‌ مذكور، يا در هر صورت‌ موافق‌ با اهداف‌ انجمن‌ بداند.

    ش‌) تفويض‌ هر يك‌ از اختيارات‌ (غير از اختيارات‌ موضوع‌ مادة‌ 22 و مادة‌ 12 (ث‌)) به‌ كميته‌هايي‌ كه‌از دو يا چند تن‌ از اعضاي‌ متعلق‌ به‌ انجمن‌، بعلاوة‌ هر يك‌ از ديگر اعضاي‌ انجمن‌ كه‌ عضو شورانيستند تشكيل‌ مي‌شوند؛ مشروط‌ بر اين‌ كه‌ همواره‌تعداد اين‌ اعضاي‌ كميته‌ كه‌ عضو شورا نيستند ازيك‌دوم‌ تعداد اعضاي‌ كميته‌ مربوط‌ بيش‌تر نشود و انتخاب‌ آن‌ها هميشه‌ منوط‌ به‌ تصويب‌ شورا، وايجاد و الزام‌ قوانين‌ و مقررات‌ بر اين‌ كميته‌ها به‌ همان‌ نحوي‌ است‌ كه‌ در خصوص‌ جلسه‌، گردش‌ كار، وغير آن‌ حاكم‌ است‌ و تغيير گاه‌ به‌ گاه‌ اين‌ قوانين‌ و مقررات‌ به‌ همان‌ ترتيبي‌ كه‌ شورا مناسب‌ بداندخواهد بود، مشروط‌ بر اين‌ كه‌ هر تصميمي‌ كه‌ به‌ وسيلة‌ اين‌ كميته‌ ها گرفته‌ مي‌شود فوراً و تماماً به‌شورا گزارش‌ شود.

    ص‌) راه‌اندازي‌، ايجاد و سازماندهي‌ شعبه‌هاي‌ محلي‌، گروه‌هاي‌ تخصصي‌ يا ديگر سازمان‌هاي‌وابسته‌ به‌ انجمن‌، متشكل‌ از اعضاي‌ انجمن‌، در جاهايي‌ كه‌ مناسب‌ بداند و نصب‌ يا تأييد اعضاي‌ اين‌سازمان‌ها به‌ منظور نصب‌ كميته‌هايي‌ متشكل‌ از اعضاي‌ انجمن‌ براي‌ كنترل‌ و مديريت‌ اين‌ سازمان‌ها وتعريف‌ اختيارات‌ و و وظايف‌ اين‌ سازمان‌ها و كميته‌ها و تدوين‌ و الزام‌ آيين‌نامه‌ها، قواعد و مقررات‌ براي‌اداره‌ و هدايت‌ اين‌ سازمان‌ها و كميته‌ها و تفويض‌ هر يك‌ از اختيارات‌ خود به‌ اين‌ سازمان‌ها و كميته‌ها به‌صورتي‌ كه‌ مناسب‌ بداند.

    ض‌) درخواست‌ دادن‌ براي‌ ثبت‌ نوآوري‌، امتياز، حقوق‌، پروانه‌، قوانين‌ حقوقي‌ و تأييديه‌ از هرحكومت‌ يا هر مقام‌ يا مخالفت‌ با درخواست‌ ديگران‌ در اين‌ موارد.

    ط‌) نصب‌ هر يك‌ از اعضاي‌ انجمن‌ در هر زمان‌ و گاه‌ به‌ گاه‌ به‌ عنوان‌ وكيل‌ رسمي‌ انجمن‌، به‌ وكالت‌از سوي‌ انجمن‌، براساس‌ اهداف‌، با اختيارات‌ و براي‌ دوره‌اي‌ و مشروط‌ به‌ شرايطي‌ كه‌ شورا گاه‌ به‌ گاه‌مناسب‌ بداند؛ البته‌ شورا آزاد نيست‌ كه‌ به‌ اين‌ وكلا چيزي‌ از اختياراتي‌ را كه‌ به‌ موجب‌ سند حاضر به‌شورا واگذار شده‌ تفويض‌ كند. هر مورد از اين‌ انتصاب‌ها (اگر شورا مناسب‌ بداند) مي‌تواند در مورداعضا ي‌ انجمن‌ يا هر يك‌ از اعضاي‌ هر يك‌ از شعبه‌هاي‌ محلي‌ ــ كه‌ به‌ ترتيب‌ مذكور در قبل‌ تأسيس‌مي‌شوند ــ انجام‌ گيرد و هر يك‌ از اختيارات‌ وكلا مي‌تواند، به‌ ترتيبي‌ كه‌ شورا صلاح‌ بداند، شامل‌مقرراتي‌ در جهت‌ حفاظت‌ يا آسايش‌ افرادي‌ باشد كه‌ با اين‌ وكلا كار مي‌كنند.

    ظ‌) اِعمال‌ اختيارات‌ اعطاشده‌ به‌ موجب‌ ماده‌ 35 قانون‌ شركت‌ها، كه‌ اين‌ اختيارات‌ بايد بنا به‌ اقتضابه‌ شورا تفويض‌ شده‌ باشد.

 

گردش‌ كار شورا

     25. اعضاي‌ شورا مي‌توانند براي‌ انجام‌ امور، به‌ برگزاري‌ جلسه‌ اقدام‌ كنند، جلسه‌ها و اقداماتش‌ رابه‌ تعويق‌ بيندازند يا ترتيب‌ ديگري‌ كه‌ مناسب‌ مي‌دانند براي‌ آن‌ها مقرر كنند، و مي‌توانند حد نصاب‌ لازم‌براي‌ انجام‌ امور را تعيين‌ كنند، اما اين‌ حد نصاب‌ هرگز كم‌تر از پنج‌ بعلاوة‌ حداقل‌ يكي‌ از مسئولان‌نخواهد بود.

    26. شورا از ميان‌ افراد خود يك‌ رييس‌ و يك‌ نايب‌ رييس‌ براي‌ جلسه‌هاي‌ خود انتخاب‌، و دورة‌تصدي‌ هر سِمَت‌ را تعيين‌ مي‌كند، ولي‌ اگر هيچ‌ رييس‌ يا نايب‌ رييسي‌ انتخاب‌ نشود، يا اگر در آغاز جلسة‌شورا حاضر نباشند، اعضاي‌ شورا از ميان‌ افراد حاضر در آن‌ جلسه‌ يك‌ رييس‌ انتخاب‌ مي‌كنند.

    27. شورا در هر زمان‌، و مدير اجرايي‌ با درخواست‌ رييس‌ يا سه‌ نفر از اعضاي‌ شورا، مي‌توانددعوت‌ به‌ تشكيل‌ جلسة‌ شورا كند. در صورتي‌ كه‌ يك‌ جلسه‌ با درخواست‌ رييس‌ يا سه‌ نفر از اعضاي‌شورا تشكيل‌ شود در اعلان‌ جلسه‌، مشخصة‌ موضوع‌ مورد بحث‌ در جلسه‌ اعلام‌ مي‌گردد، و در آن‌جلسه‌ تنها درباره‌ آن‌ موضوعي‌ كه‌ برايش‌ اعلان‌ داده‌ شده‌ بحث‌ مي‌شود. هر عضو شورا يك‌ نشاني‌ارائه‌ مي‌دهد تا همة‌ اعلان‌ها از آن‌ طريق‌ به‌ او ابلاغ‌ شود، و تمام‌ اعلان‌هايي‌ كه‌ به‌ اين‌ نشاني‌ ارسال‌ شود،ابلاغ‌ شده‌ تلقي‌ مي‌گردند. موضوعات‌ مطرح‌ شده‌ در هر جلسة‌ شورا با تصميم‌ اكثريت‌ اعضاي‌ حاضردر آن‌ جلسه‌ حل‌ و فصل‌ مي‌شوند. در صورتي‌ كه‌ نسبت‌ آراي‌ موافق‌ و مخالف‌ مساوي‌ باشد، رييس‌جلسه‌ علاوه‌ بر رأيي‌ كه‌ به‌ عنوان‌ عضو شورا دارد، يك‌ رأي‌ تعيين‌كننده‌ خواهد داشت‌.

    28. جلسة‌ شورا در هنگامي‌ كه‌ به‌ حد نصاب‌ لازم‌ رسيده‌ باشد، قادر به‌ اعمال‌ همة‌ اختيارات‌،حقوق‌، و آزادي‌ عمل‌هايي‌ كه‌ ناشي‌ از اساسنامة‌ انجمن‌ مي‌باشد يا به‌ موجب‌ آن‌ بدان‌ها دست‌ يافته‌،در مدت‌ زماني‌ كه‌ اين‌ حقوق‌ و اختيارات‌ به‌ طور عام‌ به‌ شورا واگذار شده‌ يا به‌ وسيلة‌ شورا قابل‌اعمال‌ است‌، خواهد بود.

    29. جلسه‌ها و گردش‌ كارهاي‌ هر كميته‌اي‌ كه‌ به‌ وسيلة‌ شورا به‌ موجب‌ مادة‌ 24 (پ‌) منصوب‌مي‌شود، طبق‌ مقرراتي‌ كه‌ در اينجا در خصوص‌ تشكيل‌ جلسات‌ و گردش‌ كارهاي‌ شورا درج‌ شده‌، تاآنجا كه‌ قابل‌ اِعمال‌ باشند، اداره‌ مي‌شوند و هيچ‌ قاعده‌اي‌ كه‌ به‌ وسيلة‌ شورا تحت‌ ماده‌ 24 (پ‌) تدوين‌شود جايگزين‌ آن‌ها نخواهد شد.

    30. اعتبار كليه‌ اقداماتي‌ كه‌ توسط‌ جلسه‌هاي‌ شورا يا يكي‌ از كميته‌هاي‌ شورا يا عضوي‌ از شوراانجام‌ شود، دقيقاً اعتبار همان‌ زماني‌ را خواهد داشت‌ كه‌ انتصاب‌ يا استمرار تصدي‌ برطبق‌ مقررات‌ بوده‌و فرد يا افراد، واجد شرايط‌ عضويت‌ در شورا يا آن‌ كميته‌ بوده‌ باشند؛ هر چند كه‌ بعداً معلوم‌ شود كه‌ درانتصاب‌ يا در استمرار تصدي‌ فرد يا افراد در شورا، نقصي‌ وجود داشته‌، يا اين‌ شخص‌ يا كميته‌ ناقص‌عمل‌ كرده‌، يا اين‌ كه‌ همه‌ يا هر يك‌ از آنان‌ واجد شرايط‌ نبوده‌اند.

 

صورتجلسات‌

     31. شورا صورتجلساتي‌ را تهيه‌ مي‌كند تا طبق‌ مقررات‌ وارد دفاتري‌ شوند كه‌ براي‌ اهداف‌ زير وثبت‌ آن‌ها تهيه‌ مي‌شوند:

        الف‌) انتصابات‌ مربوط‌ به‌ مسئولان‌؛

        ب‌) نام‌ آن‌ دسته‌ از اعضاي‌ شورا كه‌ در هر جلسة‌ شورا، و هر يك‌ از كميته‌هاي‌ شورا حضورداشته‌اند؛

        پ‌) دستورالعمل‌هاي‌ صادر شده‌ به‌ وسيلة‌ شورا و كميته‌هاي‌ شورا؛

        ت‌) تصميمات‌ و گردش‌ كار اجلاس‌هاي‌ عمومي‌ و جلسه‌هاي‌ شورا و كميته‌ها.

    32) صورتجلسات‌ هر يك‌ از جلسه‌هاي‌ شورا يا كميته‌ها يا انجمن‌، اگر قرار باشد به‌ وسيلة‌ رييس‌جلسة‌ بعدي‌ امضا شود، به‌ عنوان‌ مدرك‌ قابل‌ استناد در خصوص‌ موضوعات‌ مندرج‌ در آن‌صورتجلسات‌، محسوب‌ مي‌شوند.

 

مدير اجرايي‌

     هميشه‌ يك‌ نفر به‌ عنوان‌ مدير اجرايي‌ يا مقام‌ مسئول‌ ديگر، به‌ وسيلة‌ شورا منصوب‌ مي‌گردد كه‌نظارت‌ و هدايت‌ عمومي‌ كارهاي‌ تعهد شده‌ به‌ او واگذار مي‌شود و مسئول‌ همة‌ دفاتر، اوراق‌ و ديگراموال‌ متعلق‌ به‌ انجمن‌ مي‌باشد. اين‌ مقام‌ به‌ عنوان‌ رييس‌ منصوب‌ نمي‌شود، اختياراتي‌ به‌ عنوان‌ رييس‌ندارد، و دستمزد رييس‌ را ــ با مفهومي‌ كه‌ قانون‌ شركت‌ها بر آن‌ دلالت‌ دارد ــ دريافت‌ نمي‌كند.

 

مقامات‌ افتخاري‌

     34. الف‌) انجمن‌ مي‌تواند در هر اجلاس‌ عمومي‌ سالانه‌ در نامزد كردن‌ اعضاي‌ شورا، يك‌ رييس‌و حداكثر چهار نايب‌ رييس‌ را، كه‌ به‌ اعتبار مقام‌ خود عضو شورا خواهند بود، به‌ عنوان‌ مقامات‌افتخاري‌ منصوب‌ كند. مطابق‌ با مادة‌ 14، دو رييس‌ بلافصل‌ قبلي‌  نيز مي‌توانند نامزد شوند.

ب‌) رييس‌ و نايب‌ رييس‌، خواه‌ عضو انجمن‌ باشند يا نباشند، كساني‌ خواهند بود كه‌ انتصاب‌ آن‌هابراي‌ تحقق‌ منافع‌ و اهداف‌ انجمن‌ سودمند است‌. هيچ‌ كس‌ بيش‌ از دو سال‌ متوالي‌ سِمَت‌ رييس‌ را دراختيار نخواهد داشت‌. دورة‌ تصدي‌ نايب‌ رييس‌ سه‌ سال‌ است‌ و مجاز به‌ انتخاب‌ مجدد و متوالي‌ براي‌يك‌ دورة‌ ديگر نيز مي‌باشد

پ‌) شورا يك‌ نفر منشي‌ را منصوب‌ مي‌كند، كه‌ مي‌تواند عضو شورا باشد يا نباشد. او براي‌ يك‌ سال‌انتخاب‌ مي‌شود ولي‌ مي‌تواند مجدداً انتخاب‌ گردد. اگر اين‌ منشي‌ عضو شورا نباشد، در آن‌ صورت‌نمي‌تواند تراستي‌ باشد.

 

مُهر

     35. انجمن‌ تمهيدات‌ لازم‌ براي‌ امنيت‌ مُهر انجمن‌ را فراهم‌ مي‌كند، و حق‌ استفاده‌ از مهر را به‌كميته‌اي‌ تفويض‌ مي‌كند كه‌ به‌ وسيلة‌ شورا منصوب‌ مي‌شوند و از مدير اجرايي‌، رييس‌ شورا، نايب‌رييس‌ شورا، منشي‌، و يك‌ عضو ديگر شورا تشكيل‌ مي‌شود. اين‌ مهر را تنها در حضور مدير اجرايي‌و يك‌ عضو ديگر كميته‌ مي‌توان‌ نقش‌ كرد و هر دوي‌ آن‌ها، سندي‌ را كه‌ مهر بر آن‌ نقش‌ مي‌شود امضامي‌كنند.

 

اجلاس‌هاي‌ عمومي‌

     36. اجلاس‌هاي‌ عمومي‌ انجمن‌ يك‌ بار در هر سال‌، در زماني‌ (كه‌ بيش‌تر از پانزده‌ ماه‌ پس‌ از آخرين‌مجمع‌ قبلي‌ نخواهد بود) و در مكاني‌ برگزار مي‌گردد كه‌ به‌ وسيلة‌ شورا تعيين‌ مي‌شود. اين‌ اجلاس‌هاي‌عمومي‌، اجلاس‌هاي‌ عمومي‌ سالانه‌ ناميده‌ مي‌شوند. همة‌ اجلاس‌هاي‌ عمومي‌ ديگر انجمن‌،اجلاس‌هاي‌ فوق‌العاده‌ ناميده‌ مي‌شوند.

    37. شورا مي‌تواند - هرگاه‌ كه‌ مناسب‌ بداند - دعوت‌ به‌ تشكيل‌ اجلاس‌ فوق‌العاده‌ كند، و اجلاس‌فوق‌العاده‌ نيز بر مبناي‌ درخواستي‌ تشكيل‌ مي‌شود كه‌ در مادة‌ 132 قانون‌ شركت‌ها مقرر شده‌ است‌.

    38. به‌ موجب‌ مقررات‌ ماده‌ (2) 141 قانون‌ شركت‌ها مربوط‌ به‌ تصميمات‌ ويژه‌، در مورد اجلاس‌عمومي‌ سالانه‌ اعلان‌ بيست‌ويك‌ روزه‌، و در مورد هر اجلاس‌ عمومي‌ ديگري‌ اعلان‌ چهارده‌ روزه‌ براي‌اعضا، غير از اعضايي‌ كه‌ مجاز به‌ دريافت‌ اعلان‌ از انجمن‌ نيستند، ارسال‌ مي‌گردد؛ در اين‌ خصوص‌،روزي‌ كه‌ اعلان‌ ابلاغ‌ مي‌شود يا تصور مي‌رود ابلاغ‌ صورت‌ گيرد و نيز روزي‌ كه‌ اعلان‌ براي‌ آن‌ روز داده‌مي‌شود، محاسبه‌ نمي‌گردند. در اين‌ اعلان‌ مكان‌، روز و ساعت‌ برگزاري‌ مجمع‌، و در صورتي‌ كه‌ كارخاصي‌ باشد ماهيت‌ كلي‌ آن‌ كار مشخص‌ مي‌شود. اين‌ اعلان‌ با پست‌ يا به‌ شيوة‌ ديگر، به‌ صورتي‌ كه‌ ازاين‌ پس‌ مقرر مي‌گردد ابلاغ‌ مي‌شود.

    39. با موافقت‌ همة‌ اعضاي‌ مجاز به‌ دريافت‌ اعلان‌ مذكور، يا موافقت‌ عدة‌ كم‌تري‌ كه‌ تعداد آن‌ها راقانون‌ شركت‌ها مقرر مي‌كند، مي‌توان‌ با اين‌ اعلان‌ و به‌ شيوه‌اي‌ كه‌ آن‌ اعضا مناسب‌ بدانند يك‌ جلسه‌برگزار كرد.

    40. حذف‌ تصادفي‌ نام‌ هر يك‌ از اعضا در ارسال‌ اين‌ اعلان‌ يا عدم‌ دريافت‌ آن‌ از سوي‌ هر يك‌ ازاعضا موجب‌ بي‌اعتباري‌ تصميمات‌ متخذه‌ در چنين‌ جلسه‌اي‌ نمي‌شود.

 

گردش‌ كار اجلاس‌هاي‌ عمومي‌

     41. كار اجلاس‌ عمومي‌ سالانه‌ عبارت‌ است‌ از:

        الف‌) دريافت‌ و بررسي‌ حساب‌ها، ترازنامه‌ها و گزارش‌هاي‌ شورا و حسابرسان‌؛

        ب‌) انتخاب‌ اعضاي‌ شورا و مسئولان‌ ديگر به‌ جاي‌ كساني‌ كه‌ به‌ شكل‌ ادواري‌ بازنشسته‌مي‌شوند؛

        پ‌)تعيين‌ دستمزد حسابرس‌ يا حسابرسان‌؛

        ت‌) انجام‌ هر كار ديگري‌ كه‌ به‌ موجب‌ سند حاضر بايد در اجلاس‌ عمومي‌ سالانه‌ انجام‌ شود.

    همه‌ كارهاي‌ ديگري‌ كه‌ در اجلاس‌ عمومي‌ سالانه‌ انجام‌ مي‌شوند و همة‌ كارهايي‌ كه‌ در اجلاس‌عمومي‌ فوق‌العاده‌ انجام‌ مي‌شوند ويژه‌ تلقي‌ مي‌گردند. اگر هر يك‌ از اعضاي‌ عادي‌ انجمن‌ پيشنهاد يامطلبي‌ داشته‌ باشد كه‌ بخواهد در يك‌ اجلاس‌ عمومي‌ تصويب‌ يا ارائه‌ شود، اعلان‌ كتبي‌ مربوط‌ به‌ آن‌ راچهارده‌ روز قبل‌ به‌ مدير اجرايي‌ تسليم‌ مي‌كند.

    42. رياست‌ هر جلسه‌ انجمن‌ با رييس‌، يا نايب‌ رييس‌ شورا است‌ و در غياب‌ آن‌ها جلسه‌ از اعضاي‌حاضر شورا يا ـ در صورتي‌ كه‌ هيچ‌ يك‌ از آن‌ها حضور نداشته‌ باشند ـ از اعضاي‌ انجمن‌ يك‌ رييس‌انتخاب‌ مي‌كند.

    43. دوازده‌ عضوي‌ كه‌ شخصاً حضور داشته‌ و داراي‌ حق‌ رأي‌ باشند حد نصاب‌ اجلاس‌ عمومي‌سالانه‌ را تشكيل‌ مي‌دهند. سي‌ عضو حاضر و داراي‌ حق‌ رأي‌، حدنصاب‌ اجلاس‌ عمومي‌ فوق‌العاده‌ راتشكيل‌ مي‌دهند.

    44. هيچ‌ كاري‌ در اجلاس‌ عمومي‌ انجام‌ نمي‌شود مگر اين‌ كه‌ در آغاز پرداختن‌ به‌ آن‌ كار، حدنصاب‌لازم‌ اعضا حضور داشته‌ باشند.

    45. اگر در عرض‌ نيم‌ ساعت‌ از زمان‌ مقرر براي‌ جلسه‌، حد نصاب‌ لازم‌ اعضا حضور نيابند، جلسه‌ ـاگر بر مبناي‌ تقاضانامه‌ پيش‌ گفته‌ دعوت‌ شده‌ باشد ـ لغو مي‌شود، اما در هر صورت‌ ديگر به‌ همان‌ روز ازهفته‌ بعد، در همان‌ زمان‌ و مكان‌ موكول‌ مي‌گردد؛ و اگر در آن‌ جلسه‌ موعود نيز حدنصاب‌ اعضاحضور نيابند، آن‌ اعضاي‌ عادي‌ كه‌ حاضر هستند حدنصاب‌ كافي‌ را تشكيل‌ مي‌دهند و مي‌توانند كاري‌را كه‌ جلسه‌ به‌ خاطر آن‌ فراخوانده‌ شده‌ انجام‌ دهند.

    46. درباره‌ هر مسئله‌اي‌ كه‌ به‌ جلسه‌ تقديم‌ شود در وهله‌ اول‌ با بالا بردن‌ دست‌ تصميم‌گيري‌ خواهدشد و در صورت‌ برابري‌ آرا، رييس‌ ـ هم‌ در بالا بردن‌ دست‌ و هم‌ در رأي‌گيري‌ با ورقه‌ ـ علاوه‌ بر رأيي‌ كه‌به‌ عنوان‌ يك‌ عضو عادي‌ دارد، داراي‌ يك‌ رأي‌ تعيين‌ كننده‌ است‌. هر عضو عادي‌ يك‌ رأي‌ دارد نه‌بيش‌تر، و هيچ‌ عضو ديگري‌ حق‌ رأي‌ ندارد. عضو عادي‌ ثبت‌ نام‌ شده‌ مي‌تواند به‌ شيوه‌ مقرر در ماده‌139 قانون‌ شركت‌ها رأي‌ بدهد.

    47. در هر اجلاس‌ عمومي‌ ــ مگر وقتي‌ كه‌ از سوي‌ رييس‌ يا پنچ‌ تن‌ از اعضاي‌ داراي‌ حق‌ رأي‌ درخواست‌ رأي‌گيري‌  باورقه‌ شود، يا از سوي‌ آن‌ تعداد از اعضا كه‌ به‌ موجب‌ قانون‌ شركتها حق‌ درخواست‌ رأي‌گيري‌ با ورقه‌ را دارند چنين‌ درخواستي‌ صورت‌ مي‌گيرد ـ اعلام‌ رييس‌ جلسه‌ مبني‌ براين‌ كه‌ تصميمي‌ گرفته‌ شده‌، يا به‌ وسيلة‌ اكثريت‌ خاصي‌ گرفته‌ شده‌، يا رد شده‌، يا به‌ وسيلة‌ اكثريت‌خاصي‌ رد شده‌، و هر يادداشت‌ مشعر بر اين‌ معنا در دفتر صورتجلسات‌ انجمن‌، دليل‌ مسلم‌ شمرده‌مي‌شود، بي‌آن‌ كه‌ نيازي‌ به‌ اثبات‌ تعداد هر يك‌ از آراي‌ ثبت‌ شده‌ در تأييد يا رد آن‌ تصميم‌ باشد.

    48. اگر به‌ ترتيبي‌ كه‌ گفته‌ شد تقاضاي‌ رأي‌گيري‌ با ورقه‌ بشود، اين‌ رأي‌گيري‌ به‌ شيوه‌اي‌ ـ از جمله‌ درصورت‌ لزوم‌ از طريق‌ رأي‌گيري‌ پستي‌ ــ ظرف‌ بيست‌ و هشت‌ روز، و در مكاني‌ كه‌ رييس‌ جلسه‌ دستوردهد، و بلافاصله‌ يا با يك‌ تنفس‌ يا تعويق‌ يا غير آن‌ برگزار مي‌شود و نتيجة‌ رأي‌گيري‌ با ورقه‌ تصميم‌همان‌ جلسه‌اي‌ تلقي‌ مي‌شود كه‌ در طي‌ آن‌، تقاضاي‌ رأي‌گيري‌ با ورقه‌ شده‌ بود. در خواست‌ رأي‌گيري‌با ورقه‌ را مي‌توان‌ پس‌ گرفت‌.

    49. در رأي‌گيري‌  با ورقه‌، رأي‌ها را مي‌توان‌ شخصاً يا از راه‌ وكالت‌ داد. وكيل‌ كتباً و با امضاي‌ موكل‌، واگر موكل‌ يك‌ شخص‌ حقوقي‌ باشد با امضاي‌ مدير يا ديگر مقامات‌ مربوطه‌، منصوب‌ مي‌شود. هر سندمربوط‌ به‌ انتصاب‌ وكيل‌ مي‌تواند چاپي‌ يا دستي‌، يا بخشي‌ چاپي‌ و بخشي‌ دستي‌ باشد، و بايد بدرستي‌مهر خورده‌ باشد و حتي‌الامكان‌ به‌ شكل‌ زير باشد:

اسليب‌ (انجمن‌ مديريت‌ اطلاعات‌)

 

من‌ (مشخصات‌ نوشته‌ شود)                                                                                                                   كه‌ عضو

انجمن‌ نامبرده‌ در بالا هستم‌ بدينوسيله‌ آقاي‌ / خانم‌ (مشخصات‌ نوشته‌ شود)

و در غياب‌ او آقاي‌ / خانم‌ (مشخصات‌ نوشته‌ شود)

را به‌ عنوان‌ وكيل‌ و جانشين‌ خود براي‌ رأي‌ دادن‌ در اجلاس‌ عمومي‌ سالانه‌ يا عمومي‌ فوق‌العاده‌ انجمن‌كه‌ در روز                    ماه‌                    سال‌                        يا در هر زمان‌ معوق‌ ديگري‌ برگزار مي‌شود منصوب‌مي‌كنم‌.

      اين‌ نامه‌ در روز                        ماه‌                    سال‌                        19، در حضور آقاي‌ / خانم‌ (مشخصات‌نوشته‌ شود)                                                                                                      به‌ وسيله‌ نامبرده‌ بالا (مشخصات‌نوشته‌ شود) امضاء شد.

 

اين‌ فرم‌ مي‌تواند به‌ شكل‌ ديگري‌ كه‌ شورا مي‌تواند تصويب‌ كند يا قانون‌ شركت‌ها مجاز مي‌داند يا مقررمي‌دارد، نيز باشد.

    50. سند انتصاب‌ وكيل‌ حداكثر در بيست‌ و چهار ساعت‌ پيش‌ از زمان‌ برگزاري‌ جلسه‌اي‌ كه‌ او قراراست‌ در آن‌ رأي‌ بدهد به‌ دفتر انجمن‌ تسليم‌ مي‌شود. لازم‌ نيست‌ كه‌ وكيل‌، عضو انجمن‌ باشد.

    51. رييس‌ اجلاس‌ عمومي‌ مي‌تواند با توافق‌ حاضران‌ در جلسه‌، آن‌ جلسه‌ را از زماني‌ به‌ زمان‌ديگر و از جايي‌ به‌ جاي‌ ديگر موكول‌ كند، ولي‌ در جلسه‌ موكول‌ شده‌ هيچ‌ كاري‌ انجام‌ نمي‌شود مگر آن‌كاري‌ كه‌ در جلسه‌اي‌ كه‌ بر سر تعويق‌ جلسه‌ توافق‌ شده‌، ناتمام‌ مانده‌.

    52. هرگونه‌ رأي‌گيري‌ با ورقه‌ درباره‌ انتخاب‌ رييس‌ جلسه‌ يا سؤال‌ درباره‌ موكول‌ كردن‌ جلسه‌، درهمان‌ جلسه‌ و بدون‌ تعويق‌ انجام‌ مي‌شود.

    53. در خواست‌ رأي‌گيري‌ با ورقه‌ مانع‌ استمرار جلسه‌ براي‌ انجام‌ هر كار ديگري‌  غير از مسئله‌اي‌كه‌ درباره‌ آن‌ درخواست‌ رأي‌گيري‌ با ورقه‌ شده‌، نمي‌گردد.

 

حساب‌ها

     54. شورا موجباتي‌ فراهم‌ مي‌كند تا دفاتر ثبت‌ مناسبي‌ از حساب‌ها با توجه‌ به‌ الف‌) همه‌ مبالغي‌ كه‌ به‌وسيله‌ انجمن‌ دريافت‌ و پرداخت‌ شده‌، و موادي‌ كه‌ برايشان‌ رسيد صادر شده‌ يا هزينه‌ گرديده‌؛ ب‌)موارد خريد و فروش‌ كالا به‌ وسيلة‌ انجمن‌؛ و پ‌) دارايي‌ها و ديون‌ انجمن‌.

    55. دفاتر ثبت‌ حساب‌ها در اداره‌ يا در جا(ها)ي‌ ديگري‌ كه‌ شورا مناسب‌ بداند نگهداري‌ مي‌شود، وهمواره‌ براي‌ بازرسي‌ به‌ وسيله‌ اعضاي‌ شورا مفتوح‌اند.

    56. شورا مي‌تواند گاه‌ به‌ گاه‌ تصميم‌ بگيرد كه‌ در چه‌ زماني‌ و تحت‌ چه‌ شرايط‌ يا قواعدي‌، حساب‌هاو دفاتر ثبت‌ انجمن‌، يا هر يك‌ از آن‌ها، براي‌ بازرسي‌ مفتوح‌ باشد.

    57. هر سال‌ در اجلاس‌ عمومي‌ سالانه‌، شورا حساب‌ درآمدها و هزينه‌هاي‌ انجمن‌ را به‌ انجمن‌ ارائه‌مي‌دهد. اين‌ حساب‌ها نشان‌دهندة‌ دريافت‌ها و پرداخت‌هاي‌ انجمن‌ و مربوط‌ به‌ دوره‌اي‌ است‌ كه‌ اززمان‌ محاسبه‌ قبلي‌ تا حداكثر شش‌ ماه‌ پيش‌ از برگزاري‌ جلسه‌ را شامل‌ مي‌شود. همراه‌ با اين‌ حساب‌ها،ترازنامه‌اي‌ است‌ كه‌ مطابق‌ با همان‌ تاريخ‌ تنظيم‌ شده‌.

    58. هر ترازنامه‌ با گزارش‌ مقتضي‌ از شورا دربارة‌ وضعيت‌ عمومي‌ انجمن‌، و گزارشي‌ از حسابرسان‌همراه‌ خواهد بود.

    59. يك‌ نسخه‌ چاپي‌ از اين‌ حساب‌ درآمدها و هزينه‌ها، و ترازنامه‌، و گزارش‌ها، حداقل‌ بيست‌ و يك‌روز كامل‌ پيش‌ از جلسه‌ به‌ شيوه‌اي‌ كه‌ اعلان‌هاي‌ مذكور در ماده‌هاي‌ بعدي‌ بايد ابلاغ‌ شوند، به‌ هر يك‌ ازاعضاي‌ انجمن‌ ابلاغ‌ مي‌گردد.

 

حسابرسي‌

     60. دست‌ كم‌ هر سال‌ يك‌ بار حساب‌هاي‌ انجمن‌ بررسي‌ مي‌گردد و اصلاح‌ حساب‌ درآمدها وهزينه‌ها و ترازنامه‌ به‌ وسيله‌ يك‌ يا چند حسابرس‌ واجد شرايط‌ لازم‌، انجام‌ مي‌شود.

    61. انتصاب‌ حسابرسان‌ و تعيين‌ وظايف‌ آن‌ها مطابق‌ با ماده‌ 159، 160، 161، 162 قانون‌شركت‌ها، يا هرگونه‌ اصلاح‌ قانوني‌ خواهد بود كه‌ مدت‌ اجراي‌ قوانين‌ معتبر فعلي‌ را افزايش‌ مي‌دهد.

    62. ترازنامه‌ به‌ وسيله‌ رييس‌ از طرف‌ شورا امضاء مي‌شود و گزارش‌ حسابرسان‌ به‌ ترازنامه‌ ضميمه‌مي‌گردد. اين‌ گزارش‌ در اجلاس‌ عمومي‌ در برابر انجمن‌ قرائت‌ مي‌شود و براي‌ بررسي‌ هر يك‌ از اعضاءمفتوح‌ مي‌باشد.

 

اعلان‌ها

     63. اعلان‌ به‌ وسيله‌ انجمن‌ به‌ هر عضو، چه‌ شخصاً و چه‌ با ارسال‌ از طريق‌ پست‌، با پاكت‌ يا لفاف‌تمبردار به‌ نشاني‌ آن‌ عضو و با آدرسي‌ كه‌ ثبت‌ شده‌، ابلاغ‌ مي‌گردد.

    64. هر عضو گاه‌ به‌ گاه‌ انجمن‌ را از آدرسي‌ كه‌ نشاني‌ ثبت‌ شدة‌ او ــ به‌ معناي‌ مورد نظر در مادة‌ قبلي‌ ــبه‌ شمار مي‌رود آگاه‌ مي‌سازد. اگر عضو، چنين‌ آدرسي‌ را ذكر نكند مستحق‌ دريافت‌ هيچ‌ اعلاني‌نمي‌باشد.

    65. هر اعلاني‌ كه‌ به‌ وسيله‌ پست‌ به‌ آدرسي‌ در داخل‌ انگلستان‌ فرستاده‌ شود، چنين‌ تلقي‌ مي‌شود كه‌روز بعد از زماني‌ كه‌ پاكت‌ يا لفاف‌ حاوي‌ اعلان‌ به‌ پست‌ سپرده‌ شده‌، به‌ مقصد رسيده‌ است‌ و در اثبات‌اين‌ امر، همين‌ كه‌ ثابت‌ شود پاكت‌ يا لفاف‌ حاوي‌ اعلان‌ بدرستي‌ نوشته‌، تمبردار و ارسال‌ شده‌ كفايت‌مي‌كند.گواهي‌ كتبي‌ همراه‌ با امضاي‌ مدير اجرايي‌ يا مقام‌ ديگر انجمن‌ مبني‌ بر اين‌ كه‌ پاكت‌ يا لفاف‌حاوي‌ اعلان‌ بدرستي‌ نوشته‌، تمبردار و ارسال‌ شده‌ دليل‌ كافي‌ بر اين‌ امر مي‌باشد.

    66. امضاي‌ هر اعلاني‌ كه‌ به‌ وسيله‌ انجمن‌ داده‌ مي‌شود مي‌تواند به‌ شيوة‌ دستي‌، چاپي‌ تايپي‌،ليتوگرافي‌، عكاسي‌، يا به‌ هر شكل‌ ديگري‌ به‌ عمل‌ آيد.

    67. هر اعلان‌ يا در خواست‌ به‌ شورا يا مدير اجرايي‌ يا انجمن‌، مگر در موردي‌ كه‌ مقررات‌ خاص‌ديگري‌ براي‌ آن‌ باشد، كافي‌ است‌ كه‌ به‌ وسيلة‌ شخص‌ يا اشخاصي‌ كه‌ آن‌ اعلان‌ را تهيه‌ يا ارائه‌ كرده‌اندامضاء، و به‌ مديران‌ اجرايي‌ داده‌ شود، يا در ساعات‌ بين‌ ده‌ صبح‌ تا چهار بعدازظهر، در هر روز كاري‌ غيراز شنبه‌، به‌ نام‌ او در اداره‌ گذاشته‌ شود، يا با پست‌ از طريق‌ آن‌ اداره‌ برايش‌ ارسال‌ شود، و هر كسي‌ كه‌چنين‌ اعلان‌ يا در خواستي‌ را تهيه‌ يا ارائه‌ كند حق‌ دارد كه‌ از مديران‌ اجرايي‌ يك‌ تأييديه‌ مبني‌ دريافت‌ آن‌اعلان‌ يا در خواست‌ طلب‌ كند.

 

 

جبران‌ خسارت‌

     68. به‌ موجب‌ مقررات‌ ماده‌ 205 قانون‌ شركت‌ها خسارت‌ هر عضو شورا، مديران‌ اجرايي‌ ومقامات‌ يا مستخدمين‌ انجمن‌ به‌ وسيله‌ انجمن‌ تأمين‌ مي‌شود، و اين‌ وظيفة‌ اعضاي‌ شورا است‌ كه‌ از پول‌انجمن‌، تمام‌ هزينه‌ها، زيان‌ها و مخارج‌، شامل‌ هزينه‌هاي‌ سفر، را كه‌ هر مسئول‌ يا مستخدم‌ انجمن‌ به‌دليل‌ هر قرارداد منعقد شده‌، يا عمل‌ يا امري‌ كه‌ در مقام‌ مسئول‌ يا مستخدم‌ يا به‌ هر نحو ديگر انجام‌مي‌دهد تا به‌ وظايف‌ خود عمل‌ كند، و در نتيجه‌ به‌ نحوه‌ متعارف‌ متحمل‌ مي‌شود يا متكفل‌ مي‌گردد،پرداخت‌ كنند.

 

داوري‌

     69. اگر و هرگاه‌ كه‌ اختلافي‌ بين‌ انجمن‌ و هر يك‌ از اعضا يا نمايندة‌ مربوطة‌ آن‌ها در ارتباط‌ با معناي‌هر يك‌ از مواد اين‌ سند، يا هر اقدام‌، موضوع‌، يا هر امري‌ كه‌ به‌ تصويب‌ رسيده‌ يا انجام‌ شده‌، يا قراراست‌ به‌ تصويب‌ برسد يا انجام‌ يا حذف‌ شود، يا از نظر حقوق‌ و تعهدات‌ ناشي‌ از اين‌ سند يا مبتني‌ بر اين‌سند بروز كند، اين‌ اختلاف‌ فوراً به‌ دو داور ـ كه‌ هر يك‌ از طرف‌هاي‌ اختلاف‌ يكي‌ از آن‌ها را منصوب‌خواهد كرد ـ يا به‌ يك‌ سرداور كه‌ بايد به‌ وسيلة‌ داوران‌ و پيش‌ از ورود به‌ بررسي‌ موضوعات‌ ارجاع‌ شده‌به‌ آن‌ها انتخاب‌ شود، ارجاع‌ خواهد شد، و اين‌ ارجاع‌ مطابق‌ با مقررات‌ قانون‌ داوري‌ مصوب‌ 1950 به‌عمل‌ مي‌آيد.

 

خاتمه‌ انجمن‌

     70. مقررات‌ بند 10 شركتنامة‌ انجمن‌ دربارة‌ انحلال‌ و فسخ‌ انجمن‌، چنان‌ كه‌ گويي‌ در سند حاضرتكرار شده‌ باشند به‌ كار بسته‌ مي‌شود و مؤثر خواهد بود.

 

نام‌، نشاني‌ و مشخصات‌ امضا كنندگان‌

     چارلي‌ لمايسر (مشاور فني‌)

    جان‌فرانك‌ استانلي‌ (دستيار مديرفني‌)

    توماس‌مارتين‌ هربرت‌ (مدير پژوهش‌هاي‌ علمي‌)

    بنجامين‌ فولمن‌ (مسئول‌ اطلاع‌رساني‌)

    آيرين‌ شرايگلي‌ (كتابدار)

    جان‌ادگار رايت‌ (كتابدار)

    آركيبالد ارنست‌ كامينز (كتابدار)

    تاريخ‌ امروز: هفتم‌ آوريل‌ 1949

شاهد امضاي‌ افراد فوق‌:

    رابرت‌ آرتور فرثورن‌ (مسئول‌ ارشد علمي‌)

    دونالد جيمز اركيوهارت‌ (مسئول‌ ارشد علمي‌)

    تاريخ‌ بازنگري‌: دوم‌ نوامبر 1998

ابتداي صفحه        صفحه اصلي