فصلنامه علوم و فناوري اطلاعات. دوره 21

شمارهء 1 (پاييز  1384) صفحه:1-20

 

‌‌ارزيابي طرح غدير از ديدگاه كاربران (تهران -1383)


سيروس پناهي
كارشناس ارشد كتابداري و اطلاع‌رساني پزشكي
پست الكترونيكي: Panahigermi@yahoo.com


چكيده

 طرح غدير از جمله طرح‌های دسترسی مستقيم است و كاربران اين طرح مي‌توانند مانند اعضاي معمولي با مراجعه‌ مستقيم به آن‌ها از منابعشان به صورت رايگان استفاده نمايند. پژوهش حاضر به ارزيابی اين طرح از ديدگاه کاربران آن (در شهر تهران) پرداخته است.‌
به طور متوسط حدود 60 درصد از کاربران مستقر در تهران ميزان اثرگذاری طرح غدير را در حد «زياد» ارزيابی کرده‌اند و در مجموع 2/71 درصد از کاربران از طرح غدير در حد «زياد» راضی بوده‌اند. عمده‌ترين محدوديت‌ها و مشکلات احتمالی طرح غدير از ديدگاه کاربران نيز به ترتيب عبارت بودند از: نبود فهرست‌های مشترک و فهرستگان‌ها (اعم از چاپی و پيوسته)، عدم همکاری برخی از کتابخانه‌ها، عوامل فناورانه، تبعيض قائل شدن برخی از کتابخانه‌ها بين مراجعان خود و ديگر کتابخانه‌ها، کافی نبودن تعداد کتابخانه‌های عضو، نارضايتی برخی از کتابخانه‌های بزرگ به سبب افزايش تعداد مراجعان، قوانين دست و پا گير اداري. در چند مورد اختلاف معناداری بين ديدگاه سه گروه کاربران (دانشجويان کارشناسی ارشد، دانشجويان دکترا و اعضای هيئت علمی) وجود داشت.
كليدواژه‌ها: طرح غدير، اشتراك منابع، همكاري بين كتابخانه‌ها، دسترسي ارزيابي، امانت بين كتابخانه‌اي، كاربران


1. مقدمه
عوامل گوناگون از جمله افزايش روزافزون حجم توليد و انتشار اطلاعات علمي در جهان، رشد روزافزون قيمت منابع اطلاعات، افزايش روزافزون استفاده‌كنندگان از منابع كتابخانه‌ها، و تحول در نيازها و انتظارات آن‌ها از يك سو و كمبود اعتبارات مالي كتابخانه‌ها، نبود تناسب بين رشد اعتبارات با مقدار تورم وكاهش قدرت خريد كتابخانه‌ها، محدوديت منابع موجود در كتابخانه‌ها (نيروي انساني، مواد، تجهيزات، فضا، و ...)، محدوديت خدمات‌رساني كتابخانه‌ها به دليل بُعد جغرافيايي و ... از سوي ديگر، باعث شده‌اند كه كتابخانه‌ها نتوانند سياست خوداتكايي و مالكيت منابع مورد نياز مراجعان خود را به طور كامل دنبال كنند. به همين دليل کتابخانه‌ها از حدود يك قرن پيش به راهكارهايي روي آورده‌اند كه در چهارچوب توافق‌ها و برنامه‌هايي بتوانند از منابع يكديگر براي پاسخ بهتر به نياز مراجعان خود استفاده كنند. اين رويكرد بيشتر با عنوان همكاري بين كتابخانه‌ها يا اشتراك منابع شناخته مي‌شود. امروزه نياز به استفاده‌ مشترك از منابع در كتابخانه‌ها چنان مشهود است كه محل پرسش قرار نمي‌گيرد و آنچه در اين ميان جاي بحث و بررسي دارد چگونگي اشتراك منابع است (عليدوستي، 1380). از جمله روش‌هاي معمول اشتراك منابع، «طرح دسترسي مستقيم»[1] به منابع كتابخانه‌ها است كه در بسياري از كشورها به اجرا درآمده و نتايج مثبتي داشته است. «شورای کتابخانه‌های منطقه‌ای»[2] ]در نيويورک[ «طرح دسترسی مستقيم» به منابع كتابخانه‌اي را اين‌گونه تعريف می‌كند: طرحی است كه در آن كاربران كتابخانه می‌توانند به طور مستقيم از كتابخانه‌های شركت‌كننده در طرح، منابع امانت بگيرند يا از ديگر خدمات آن‌ها استفاده نمايند (CDLC, 2003). با توجه به اين که دسترسی مستقيم به منابع كتابخانه‌ای در واقع نوعی امانت بين كتابخانه‌ای از نوع دسترسی مستقيم است، از اين رو غالباً به اين طرح‌ها، «طرح‌های امانت متقابل»[3] و «امانت مستقيم»[4] نيز می‌گويند. «عليدوستی» (1380) اين اصطلاح را با عنوان «تعميم خدمات مستقيم كتابخانه» اين گونه تعريف می‌كند: راهکاری است كه امكان دسترسی مستقيم و بدون واسطه به خدمات و مجموعه‌های کتابخانه‌ها را بدون نياز به عضويت در كتابخانه‌ها فراهم می‌آورد.
در كشور ما نيز، به منظور اشتراك در انواع منابع كتابخانه‌ها و دسترسي مستقيم به آن‌ها، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، طي سال‌هاي 1377-1374، پس از اجراي يك طرح آزمايشي با عنوان «طرح تعميم خدمات كتابخانه‌هاي تخصصي به افراد غير عضو»، از سال 1378 با مديريت مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران اقدام به اجراي رسمي اين طرح با عنوان «طرح غدير: عضويت فراگير کتابخانه‌ها» نموده است. بر اساس اين طرح، 234 کتابخانه‌ وابسته به 66 دانشگاه و مؤسسه‌ پژوهشي در وزارت علوم، تحقيقات و فناوري به صورت داوطلبانه منابع خود را مستقيماً در اختيار اعضاي اين طرح قرار داده‌اند. کاربران اين طرح مي‌توانند بدون عضويت در کتابخانه‌هاي زير پوشش آن (کتابخانه‌هاي مقصد)، مانند اعضاي معمولي با مراجعه‌ مستقيم به آن‌ها از منابعشان به صورت رايگان استفاده نمايند (بيرامی و عليدوستي، 1382).
گزارش‌های آماری مختلف اين طرح (از جنبه‌های گوناگون مانند رشد روزافزون تعداد اعضا و سازمان‌های زير پوشش، تعداد امانت‌های صورت‌گرفته در ماه و سال، و ...) نشان‌دهنده‌ آن است که اين طرح در مسير مناسبی در جهت رفع نيازهای كاربران پيش رفته (به بررسي انجام‌شده توسط «عليدوستي» و«نظري» در پيشينه‌ پژوهش مراجعه شود).
 
2. بيان مسئله
غايت اصلي طرح‌های اشترك منابع، افزايش كارايي و اثربخشي كتابخانه‌هاي همكار در كل، و در انجام مأموريت اصلي آن‌ها در پاسخگويي بهتر به نيازهاي اطلاعاتي كاربرانشان است (عليدوستي، 1380). از اين رو بررسي استفاده‌کنندگان (شامل نظرسنجي و مشورت با آن‌ها يا نمايندگان گروهي از آن‌ها) در آشکار شدن خلأهاي موجود و تداخل‌هاي احتمالي در خدمات، مؤثر است (سيوئل، 1377). «داورتي» و «هيوز»[5] نيز در حين برشمردن برخي از عوامل مؤثر بر اشتراك منابع، يكي از اين عوامل را «تمرکز بر کاربران» مي‌دانند و معتقدند که يکي از چالش‌هاي عمده در اشتراك منابع، تغيير تمركز از منابع و مدارک، به کاربران است (عليدوستي، 1380). از اين رو ارزيابي طرح غدير از ديدگاه کاربران پس از گذشت 8 سال از اجراي طرح (4 سال به صورت آزمايشي و 4 سال به صورت رسمي) مي‌تواند نتايج ارزشمندي را براي ارزيابي و قضاوت در مورد ارزشمندی اين طرح به دست دهد. پژوهش حاضر نيز با در نظر گرفتن اصل «تمرکز بر کاربران»، به ارزيابی اين طرح از ديدگاه کاربران آن (در شهر تهران) پرداخته است.
نتايج حاصل از اين تحقيق، ضمن ارائه‌ نگرش کاربران نسبت به دستاوردهای حاصل از يک طرح همکاری بين کتابخانه‌ای در ايران، می‌تواند برای قضاوت در مورد ارزشمندی آن از ديد کاربران و نيز شناسايي نارسايي‌ها و كاستي‌هاي آن مورد استفاده قرار گيرد و در صورت اثبات ارزشمندی آن از ديد کاربران، برای ديگر كتابخانه‌هاي كشور - بخصوص كتابخانه‌هاي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی - نيز پيشنهاد گردد. از سوی ديگر، انجام اين پژوهش، کتابداران و مسئولان امر را نسبت به اهميت و ضرورت همکاری بين کتابخانه‌هاي کشور آگاه‌تر مي‌سازد و به نوعی سبب ايجاد انگيزه و تحرک در بين اين کتابخانه‌ها برای آغاز و ادامه‌ همکاری مي‌گردد و می‌تواند در به وجود آوردن زمينه‌ای برای بررسی‌های آينده در مورد روش‌های همکاری بين کتابخانه‌های سطح کشور مفيد واقع شود.
 
3. سؤالات پژوهش
بر اساس مطالعات پيشين و با توجه به ماهيت طرح، سوالات زير به منظور ارزيابي طرح غدير در نظر گرفته شدند:
1. کاربران مستقر در تهران، تأثير طرح غدير را از لحاظ «تسهيل دسترسی به منابع» چگونه ارزيابی می‌کنند؟
2. کاربران مستقر در تهران، تأثير طرح غدير را از لحاظ «صرفه‌جويی در مدت زمان دستيابی به منابع» چگونه ارزيابی می‌کنند؟
3. کاربران مستقر در تهران، تأثير طرح غدير را از لحاظ «صرفه‌جويی در هزينه‌ دستيابی به منابع» چگونه ارزيابی می‌کنند؟
4. کاربران مستقر در تهران، طرح غدير را از لحاظ «قابليت در دسترس قرار دادن منابع» چگونه ارزيابی می‌کنند؟
5. نحوه‌ اطلاع‌يابی اعضا از منابع موجود در کتابخانه‌های مقصد از چه راهی است؟
6. کاربران مستقر در تهران، اثرگذاری طرح غدير را از لحاظ کمک به «کشف منابع موجود در ساير کتابخانه‌ها» چگونه ارزيابی می‌کنند؟
7. کاربران مستقر در تهران، تأثير طرح غدير را از لحاظ «پاسخگو بودن به نيازهای اطلاعاتی کاربران» چگونه ارزيابی می‌کنند؟
8. کاربران مستقر در تهران، تأثير طرح غدير را از لحاظ «افزايش ميزان استفاده از منابع موجود در کتابخانه‌ها» چگونه ارزيابی می‌کنند؟
9.  ميزان رضايتمندی کاربران مستقر در تهران از ارائه‌ خدمات کتابخانه‌های مقصد در طرح غدير چقدر است؟
10. ميزان رضايتمندی کاربران مستقر در تهران از مسائل اداری و مديريتی طرح غدير چقدر است؟
11. در مجموع، ميزان رضايتمندی کاربران مستقر در تهران از طرح غدير چقدر است؟
12. مشکلات و محدوديت‌های احتمالی طرح غدير از ديدگاه کاربران مستقر در تهران چيست؟
 
4. پيشينه‌ پژوهش
 الف) مطالعات نظري
در وضعيت کنونی کتابخانه‌ها که «ريچارد ام. داورتی»[6] آن را با يک جمله‌ کوتاه «هيچ کتابخانه‌ پژوهشی، خودکفا نيست» (Schaffner, 2000) توصيف کرده، لازم است کتابخانه‌ها با استفاده از طرح‌های تعاونی، حداکثر استفاده را از منابع موجود بکنند. لازمه‌ استفاده‌ مطلوب از منابع نيز آن است که کتابخانه‌ها هر چه بيشتر سعی کنند امکان دسترسی راحت‌تر کاربران به مجموعه‌کتابخانه‌ها را فراهم کنند. «کنت» (1994) سيستم اشتراک منابع ايده‌ال را سيستمی می‌داند که امکان دسترسی راحت‌تر به منابع و ابزار کتابشناختی را برای کاربران فراهم کند.
«عليدوستی» (1380) از جمله اهداف اشتراک منابع را «تسهيل دسترسی به منابع»، «کاهش هزينه و زمان دسترسی به منابع موجود در کتابخانه‌های همکار»، و «افزايش منابع در دسترس کاربران» ذکر کرده است. «کابلر» (1980) نيز يکی از اهداف پيشنهادی برای کنسرسيوم‌ها را فراهم‌آوردن امکان دسترسی سريع‌تر به اطلاعات ذکر کرده است.
«دورنر» و«آنير» (2000) بيان می‌کنند که «تمرکز اصلی مشارکت‌‌‌ها بايد بر روی کاربران باشد. شرکت در طرح‌های همکاری اگر هيچ نفعی برای کاربران نداشته باشد، سؤال‌برانگيز خواهد بود». «هيگين بوتام» و «باودوين» (1993) نيز رضايتمندي کاربر را از جمله معيارهای ارزيابی برنامه‌‌های دسترسی که بقيه معيارها را نيز زير پوشش قرار می‌دهد، ذکر کرده‌اند. «ليندن» (1996) برنامه‌ اشتراک واقعی را برنامه‌ای مي‌داند که نيازهای کاربران را در حد مطلوب برآورده سازد. «داورتی» (1988) همچنين می‌نويسد: «در يک محيط تعاونی، کتابخانه‌ها را نبايد فقط از روی اندازه‌ مجموعه‌شان ارزيابی کرد، بلکه بايد عواملی همچون سرعت دسترسی، هزينه‌ ارائه‌ خدمات، و ميزان رضايتمندی کاربر را به معادله‌ ارزيابی اضافه نمود».
«لاين» (1988) می‌نويسد: «يک سيستم خوب ولی صعب‌الاستفاده، ممکن است نسبت به يک سيستم ضعيف اما سهل‌الاستفاده، متقاضی کم‌تری داشته باشد». «کاندا» و «پاندا» (1998) نيز بيان کرده‌اندكه كتابخانه‌ها بايد نگرش خود را از مفهوم «منابع کتابخانه‌ من» به «منابع کتابخانه‌ ما» و از «کاربران من» به «کاربران ما» تغيير دهند و به کاربران ديگر کتابخانه‌های عضو همانند کاربران خود، خدمات مناسبی ارائه كنند.
استفاده از منابع تا سطح مطلوب و افزايش ميزان استفاده از منابع موجود در سطح کتابخانه‌ها، از جمله اهداف و مزايای طرح‌های اشتراک منابع می‌باشد (عليدوستي، 1380؛ نشاط، 1379؛ Anwar & Al-Jasem, 2001). «آلن» (1989) نيز اشاره می‌کند که طرح‌های امانت متقابل، برای بالا بردن ميزان کلی امانت طراحی شده‌اند.
مطالعات صورت‌گرفته در زمينه‌ مقايسه‌ هزينه‌های امانت بين‌کتابخانه‌ای و دسترسی مستقيم نيز نشان‌دهنده‌ آن است که هزينه‌های دسترسی مستقيم، خيلی کمتر از امانت بين‌کتابخانه‌ای است (اسحاق‌زاده، 1376؛ سيوئل، 1377؛ Boucher, 1984; Colvin, 2000).
 
ب) مطالعات عملي
در زمينه‌ خاص طرح‌های دسترسی مستقيم و امانت متقابل، مطالعات علمی و تخصصی اندکی صورت گرفته است. بيشتر اطلاعات ارائه‌شده در مجلات و اينترنت، شامل اخبار مربوط به انعقاد توافق‌نامه‌های امانت متقابل در بين دانشگاه‌ها، سازمان‌ها و مؤسسات، و آمارهاي مربوط به آن‌ها می‌باشد.
از جمله بررسي‌هايی که مستقيماً در مورد طرح غدير صورت گرفته، بررسی انجام‌شده توسط «مريم نظري» و «سيروس عليدوستي» (1379) با عنوان «بررسی عملكرد طرح تعميم خدمات كتابخانه‌های تخصصی به افراد غير عضو» است که نتايج زير از آن به دست آمده: اين طرح 190 كتابخانه‌ وابسته به 64 دانشگاه و مؤسسه‌ پژوهشی زير پوشش وزارت فرهنگ و آموزش عالی (سابق) را كه در مجموع دارای 212,391,5 جلد كتاب بودند زير پوشش قرار داد و بدين ترتيب، تمهيداتی را برای دسترسی مستقيم حدود 772,36 دانشجوی تحصيلات تكميلی و 565,15 عضو هيئت علمی رسمی و رسمی- آزمايشی زير پوشش به اين منابع فراهم آورد. در طول اجرای آزمايشي اين طرح، در مجموع 020,19 جلد كتاب در سطح 148 كتابخانه، 54 دانشگاه و  مؤسسه‌  پژوهشی مستقر در 31 شهر كشور توسط 179,7 دانشجوی تحصيلات تكميلی و 520 عضو هيئت علمی مورد استفاده قرار گرفتند. در طول 4 سال اجرای آزمايشی طرح، به طور ميانگين به ازای هر دانشگاه و مؤسسه‌ پژوهشی 475 جلد، و به ازای هر سال 4755 جلد كتاب مبادله شده‌اند؛ به عبارت ديگر هر دانشگاه و مؤسسه‌ پژوهشی، سالانه به طور ميانگين 119 جلد كتاب با ديگران تبادل كرده است. همچنين از مجموع 020,19 مورد مبادله نيز، حدود 726,17 جلد (93 درصد) آن در شهر تهران مبادله شده‌اند. در طول اجرای آزمايشی طرح، 16 دانشگاه و مؤسسه‌ پژوهشی با عودت ندادن 41 جلد كتاب امانتی (22/0 درصد كل مبادله‌های انجام‌شده) مبلغ 668,001,5 ريال خسارت وارد كرده‌اند كه اين مبلغ توسط مركز اطلاعات و مدارک علمی ايران به كتابخانه‌های خسارت‌ديده پرداخت شده است.
«کريزر» (2003) در پژوهشی با عنوان «بررسی کاربران طرح يوكاال‌پلاس در سال 2003» به بررسی نظرات کاربران اين طرح پرداخت. نتايج اين بررسی نشان مي‌دهدکه در کل 3/57% از پاسخ‌دهندگان، طرح «يوكاال‌پي» را برای مطالعاتشان «ضروري» و «دارای اهميت بسيار زياد» می‌دانند. 29% نيز آن را «دارای اهميت زياد» می‌دانند. کاربران به ترتيب «راحتی سفر»، «امانت کتاب»، «دسترسی به اطلاعات بيشتر» و «استفاده از سالن مطالعه» را مهم‌ترين جنبه‌های طرح تشخيص داده‌اند. از بين خدمات مختلف طرح نيز، دسترسی به مجلات الکترونيکی و پايگاه‌های اطلاعاتی را از مفيدترين خدمات اين طرح تعيين کرده‌اند. تحليل‌های آماری اين بررسي، در برخی موارد اختلاف معناداری را بين نظرات کاربران مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد نشان داده است.
«دادلي» و همکارانش (2002) در يک مطالعه‌ امکان‌سنجی براي ايجاد يک کارت کتابخانه‌ استاني[7] در استان «مانيتوبا»ي کانادا که با هدف امکان جايگزين‌کردن امانت بين کتابخانه‌اي كنوني با طرح‌های امانت متقابل انجام شده بود، نشان دادند که برنامه‌های امانت متقابل و امانت همگانی، تا به حال به خوبی پا گرفته‌اند و ترکيب تجربه‌های حاصل از اين برنامه‌ها می‌تواند يک منبع غنی از اطلاعات برای استنتاج راهبرد‌های برنامه‌ريزی و رويه‌ها باشند. از نتايجی که در اين مطالعه به دست آمده می‌توان به موارد زير اشاره کرد: در پاسخ به سؤال از ميزان ارزش اين قبيل کارت‌ها برای مراجعان کتابخانه، 64 درصد از پاسخ‌دهندگان بيان کردند که اين قبيل کارت‌ها باعث افزايش دستيابی کاربران به منابع مي‌گردند؛ در مورد جنبه‌‌های اقتصادی اين قبيل طرح‌ها، اکثر پاسخ‌دهندگان (95درصد) اعلام کردند که اجرای اين قبيل طرح‌ها بدون حمايت و پرداخت يارانه‌های اضافی از سوی استان امکان‌پذير نخواهد بود؛ دغدغه‌ها و نگراني‌های پاسخ‌دهندگان در خصوص اجرای اين قبيل طرح‌ها نيز به ترتيب عبارت بودند از: امنيت و خاطرجمعی (7/37%)، مسائل اقتصادی طرح (9/27%)، اثرات طرح بر روی کاربران اصلی کتابخانه (9/4%). پژوهشگران در آخر به اين نتيجه رسيدند که اين قبيل طرح‌های امانت، خيلی از مشکلات مهمی را که در منطقه‌ مانيتوبا از لحاظ ارائه‌ خدمات کتابخانه‌ای وجود دارند، حل مي‌کنند.
«ماريا هيسکوي» (2001) در پژوهشی که بر روی پروژه‌ امانت اشتراکی «آراس‌ال‌پي»[8] انجام داده به نتايج زير دست يافته است:
1. اکثر کتابخانه‌های عضو معتقدند که اين طرح می‌تواند باعث ايجاد «ارزش افزوده» گردد و متعهد شدند که از طريق اين طرح، دستيابی به منابعشان را برای محققان و انديشمندان توسعه دهند.
2. کتابخانه‌های عضو، مشکلات و نگراني‌های خود را در خصوص آغاز راه‌اندازی طرح، به ترتيب زير ذکر کرده‌اند: پيدا کردن زمان کافی برای راه‌اندازی کامل طرح، نگراني از ارتباط‌های داخلي، افزايش کارهای مديريتي، نگراني از احتمال افزايش حجم کار، و مشکلات فني.
کتابخانه‌های عضو برای تبليغ و ترويج طرح در بين کاربران به ترتيب از موارد زير، بيشتر استفاده کرده‌اند: تبليغ شفاهی توسط کارمند ميز امانت، پوستر و آگهي‌؛ برقراری ارتباط رسمی با کاربران؛ صفحه‌ وب کتابخانه؛ و خبرنامه‌.
 
7. روش پژوهش
پژوهش حاضر از نوع کاربردی، و به روش پيمايشي- تحليلي مي‌باشد.
1. جامعه و نمونه‌ پژوهش: کاربران وابسته به دانشگاه‌ها و مؤسسات مستقر در تهران که در طول سال‌های 83-82 عضو طرح غدير بوده‌اند و سابقه‌ عضويت آن‌ها بيش از شش ماه بود، جامعه‌ اين پژوهش را تشکيل می‌دادند که با استفاده از نمونه‌گيری تصادفی طبقه‌ای از بين 4799 نفر (4444 نفر دانشجو و 355 نفر هيئت علمی) عضو جاری طرح غدير وابسته به دانشگاه‌ها و موسسات مستقر در تهران (در اواسط سال 1382)، 480 نفر (متشکل از 360 نفر دانشجوی کارشناسی ارشد، 80 نفر دانشجوی دکترا و 40 نفر عضو هيئت علمی) به عنوان حجم نمونه‌ پژوهش پيش بينی گرديد.
2. ابزار گردآوری داده‌ها: ابزار گردآوری داده‌ها در اين پژوهش، پرسشنامه‌ای مشتمل بر 24 سؤال (به اضافه‌ بخش نظرها و پيشنهادها) بود. اين سؤالات بر سه نوع تقسيم شدند: الف) سؤالات زمينه‌ای (دارای 4 سؤال زمينه‌ای درباره‌ جنس، وضعيت تحصيلی، دانشگاه يا سازمان محل تحصيل يا محل خدمت)، ب) سؤالات مربوط به عملکرد کاربران (شامل 9 سؤال)، و ج) سؤالات مربوط به ديدگاه کاربران (شامل 12 سؤال).
3. روش اجرا و تحليل داده‌ها: از 600 پرسشنامه‌ توزيع‌شده، 472 نفر (متشکل از 358 نفر دانشجوی کارشناسی ارشد، 75 نفر دانشجوی دکترا و 48 نفر عضو هيئت علمی) پرسشنامه را تکميل کردند. با توجه به اينكه 15 درصد از تكميل كنندگان پرسشنامه، در حين عضويت در طرح از آن استفاده ننمودند، لذا نظرات آنها در بسياري از سؤالات پژوهش اعمال نشد. پس از جمع‌آوری پرسشنامه‌های تکميل‌شده، داده‌ها در نرم‌افزار آماری «اس‌پي‌اس‌اس» (ويرايش دهم) وارد شدند و با استفاده از شيوه‌هاي آماري توصيفي و تحليلی و انجام آزمون‌های آماری (مربع کا و فيشر)، مورد تحليل قرار گرفتند.
 
8. يافته‌ها
اطلاعات زمينه‌ای پاسخ‌دهندگان به شرح زير بود: در بين دانشگاه‌ها، فراوانی کاربران مورد مطالعه و عضو طرح غدير (در هر سه گروه دانشجويان کارشناسی ارشد، دانشجويان دکترا و اعضای هيئت علمی) در دانشگاه تربيت مدرس بيش‌تر از همه بود. در بين سازمان‌ها و مؤسسات پژوهشی نيزکه فاقد دانشجو بودند، فراوانی کاربران مورد مطالعه و عضو طرح غدير، در «سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی» بيشتر از بقيه بود؛ در مجموع، 5/37 درصد از کاربران مورد مطالعه زن و  5/62 درصد مرد بودند؛ 4/6 درصد از کاربران مورد مطالعه دارای سابقه‌ عضويت کم‌تر از يک سال، 8/45 درصد دارای سابقه‌ عضويت 2-1 سال، 1/27 درصد دارای سابقه‌ عضويت 3-2 سال و 8/20 درصد نيز دارای سابقه‌ عضويت 4-3 سال بودند. سابقه‌ عضويت اعضای هيئت علمی به‌مراتب بيشتر از دانشجويان بود و در بين دانشجويان نيز، دانشجويان دکتری دارای سابقه‌ عضويت بيشتری نسبت به دانشجويان کارشناسی ارشد بودند؛ بيشتر اعضای هيئت علمي مورد مطالعه و عضو طرح غدير، دارای مرتبه‌ دانشگاهی استادياری (4/60 درصد) و مربی (3/33 درصد) بودند.
  يافته‌های پژوهش در مورد تاثير طرح غدير از لحاظ کمک به تسهيل در دسترسی به منابع ديگر كتابخانه‌ها از ديدگاه کاربران مستقر در تهران (سؤال شماره 1 پژوهش) بيانگر آن است که اکثر کاربران مورد مطالعه، در اين خصوص ديدگاه مثبتی دارند و 6/68 درصد آن‌ها ميزان اين تأثير را «زياد» ارزيابی کرده‌اند. هر چند که آزمون آماری انجام شده، تفاوت معناداری را بين ديدگاه سه گروه کاربران نشان نداده است (196/0=P)، اما دانشجويان دکترا (6/76 در صد) در اين خصوص نسبت به بقيه ديد مثبت‌‌تری داشته‌اند.
حدود نيمی از کاربران مورد مطالعه (0/53 درصد) ميزان تأثير طرح غدير بر صرفه‌جويی در مدت زمان دستيابی به منابع (سؤال شماره 2 پژوهش) را «زياد» ارزيابی کرده‌اند و از اين لحاظ، تفاوت معناداری بين ديدگاه سه گروه کاربران مشاهده نگرديد (194/0=P).
حدود نيمی از کاربران مورد مطالعه (1/51 درصد) ميزان تأثير طرح غدير بر صرفه‌جويی در هزينه‌ دستيابی به منابع (سؤال شماره 3 پژوهش) را «زياد» ارزيابی کرده‌اند و از اين لحاظ، تفاوت معناداری بين ديدگاه سه گروه کاربران مشاهده نگرديد (312/0=P).
بيش‌تر کاربران مورد مطالعه (4/69 درصد)، قابليت طرح غدير را از لحاظ در دسترس قراردادن منابع (سؤال شماره 4 پژوهش) «زياد» ارزيابی کرده‌اند. آزمون آماری انجام‌شده نيز، تفاوت معناداری را بين ديدگاه سه گروه کاربران نشان داده است (034/0=P) و ديدگاه دانشجويان دکترا (2/71 در صد) در اين خصوص قابل توجه‌تر از بقيه می‌نمايد.
يافته‌های پژوهش در مورد نحوه‌ اطلاع‌يابي کاربران عضو طرح غدير از منابع موجود در کتابخانه‌هاي مقصد (سؤال شماره 5 پژوهش) بيانگر آن است که فقط 7/35 درصد کاربران از طريق فهرست‌هاي مشترک و فهرستگان‌ها از منابع ديگر کتابخانه‌های عضو مطلع گرديده‌اند و بيش‌تر آن‌ها (3/81 درصد) با مراجعه‌ مستقيم به کتابخانه‌ها از منابع آن‌ها اطلاع يافته‌اند.
در مجموع، بيش از نيمی از کاربران مورد مطالعه (8/56 درصد) ميزان تأثير طرح غدير را در کمک به کشف منابع موجود در ديگرکتابخانه‌ها (سؤال شماره 6 پژوهش) «زياد» ارزيابی کرده‌اند. آزمون آماری انجام‌شده نيز تفاوت معناداری را بين ديدگاه سه گروه کاربران نشان داده است (015/0=P)، به طوری که در بين سه گروه کاربران، دانشجويان دکترا بيش‌تر از همه (2/66 درصد) و اعضای هيئت علمی کم‌تر از همه (0/35 درصد) ميزان اين تأثير را «زياد» دانسته‌اند.
در مجموع، بيش از نيمی از کاربران مورد مطالعه (5/52 درصد) ميزان پاسخگويی و مؤثر بودن طرح غدير را در برآوردن نيازهای اطلاعاتي‌شان (سؤال شماره 7 پژوهش) «زياد» ارزيابی کرده‌اند. آزمون آماری انجام‌شده نيز تفاوت معناداری را بين ديدگاه سه گروه کاربران نشان داده است (018/0=P)، به طوری که در بين سه گروه کاربران، دانشجويان دکترا بيش‌تر از همه (3/60 درصد) و اعضای هيئت علمی کم‌تر از همه (0/30 درصد) ميزان پاسخگويی و مؤثر بودن طرح غدير را در برآوردن نيازهای اطلاعاتيشان «زياد» ارزيابی کرده‌اند. ديدگاه اعضای هيئت علمی در اين خصوص، بيش‌تر در حد متوسط بوده است.
بيش‌تر کاربران (3/68 درصد) ميزان تأثير طرح غدير بر افزايش ميزان استفاده از منابع موجود در کتابخانه‌هاي عضو طرح (سؤال شماره 8 پژوهش) را «زياد» ارزيابی کرده‌اند. هر چند که آزمون آماری انجام‌شده، تفاوت معناداری را بين ديدگاه سه گروه کاربران نشان نداده است (113/0=P)، ولی اعضای هيئت علمی (4/56 درصد) نسبت به دانشجويان (7/71 درصد) ديد مثبت کم‌تر، و دانشجويان دکترا (0/75 درصد) در اين خصوص نسبت به دو گروه ديگر ديد مثبت‌تری را نشان داده‌اند.


 جدول شماره 1.   توزيع فراوانی نظرات کاربران عضو طرح غدير (مستقر در تهران) درخصوص ميزان تاثير طرح غدير در زمينه‌هاي مختلف به تفکيک وضعيت تحصيلی آن‌ها

 

نظرات كاربران(برحسب  درصد)

 

متغيرها

دانشجويان کارشناسی ارشد؛ n=293

دانشجويان دكترا؛    n=68

هيئت علمی؛ n=40

جمع؛
n=
401

 

آزمون

آماري[9]

زياد

متوسط

كم

زياد

متوسط

كم

زياد

متوسط

كم

زياد

متوسط

كم

کمک به تسهيل در دسترسی به منابع ديگر کتابخانه‌ها

9/67

0/27

1/5

5/76

1/19

4/4

0/60

5/27

5/12

6/68

7/25

7/5

χ2038/6=

df =4

P=196/0

تاثير طرح بر صرفه‌جويی در مدت زمان دستيابی به منابع

9/53

8/34

3/11

7/50

3/43

0/6

0/50

0/30

0/20

0/53

8/35

3/11

068/6= χ2

4 df =

194/0=P

تاثير طرح بر صرفه‌جويی در هزينة دستيابی به منابع

0/51

0/38

0/11

8/53

8/33

3/12

5/47

0/30

5/22

1/51

5/36

3/12

χ2765/4=

df =4

P312/0=

قابليت طرح از لحاظ در دسترس قرار دادن منابع

6/70

9/25

4/3

2/71

8/28

0

5/57

5/32

0/10

4/69

1/27

5/3

χ2734/6=

df =2

*P034/0=

کمک به کشف منابع موجود درديگر کتابخانه‌ها

5/57

2/31

3/11

2/66

4/29

4/4

0/35

5/52

5/12

8/56

0/33

3/10

χ2377/12=

df =4

*P015/0=

ميزان پاسخگويی و مؤثر بودن طرح در برآوردن نيازهای اطلاعاتی کاربران

8/53

7/37

6/8

3/60

8/36

9/2

0/30

0/60

0/10

5/52

8/39

8/7

χ2868/11=

df =4

*P018/0=

ميزان تأثير طرح بر افزايش ميزان استفاده از  منابع موجود در کتابخانه‌های عضو

4/68

7/24

9/6

0/75

0/25

0

4/56

9/35

7/7

3/68

8/25

9/5

χ2465/7=

df =4

P113/0=

*  p   به‌دست‌آمده معنادار است

 

  بيش‌تر کاربران مورد مطالعه (3/60 درصد) از ارائه‌ خدمات کتابخانه‌های مقصد در طرح غدير (سؤال شماره 9 پژوهش) در حد «زياد» راضی بوده‌اند (311/0=P)، و از اين لحاظ تفاوت معناداري بين رضايتمندي سه گروه كاربران مشاهده نگرديد؛ با وجود اين، دانشجويان دكترا بيش‌تر راضي بودند. ميزان رضايتمندی کاربران مورد مطالعه از مسائل اداری و مديريتی طرح (سؤال شماره 10 پژوهش) در حد متوسط (6/42 درصد) بود، و از اين لحاظ‌ نيز بين ديدگاه سه گروه کاربران تفاوت معناداری ديده نشد
(520/0=P) . در مجموع نيز 2/71 درصد کاربران از طرح غدير (سؤال شماره 11 پژوهش) در حد «زياد» راضی بوده‌اند. هرچند که آزمون آماری انجام‌شده در اين مورد، تفاوت معناداری را بين ديدگاه سه گروه کاربران نشان نداده است (204/0=P)، ولی دانشجويان دکترا بيش‌تر از همه (3/85 درصد) و بعد، دانشجويان کارشناسی ارشد (6/69 درصد) و دست آخر اعضای هيئت علمی (0/59 درصد) رضايتمندی کلی خود را از طرح غدير در حد «زياد» پاسخ داده‌اند.

 
جدول شماره 2.     ميزان رضايتمندی کاربران عضو طرح غدير (مستقر در تهران) از اين طرح به تفکيک وضعيت تحصيلی آن‌ها

 ميزان رضايتمندي (بر حسب  درصد)

 

متغيرها

دانشجويان کارشناسی ارشد؛ n=293

دانشجويان دكترا؛    n=68

هيئت علمی؛ n=40

جمع؛
n=
401

 

آزمون آماري

زياد

متوسط

كم

زياد

متوسط

كم

زياد

متوسط

كم

زياد

متوسط

كم

ميزان رضايتمندي از ارائة خدمات کتابخانه‌های مقصد

6/58

6/35

8/5

1/69

9/30

0

9/57

6/31

5/10

3/60

4/34

3/5

χ234/2=

   df =2

P311/0=

ميزان رضايتمندي از مسائل اداری و  مديريتی طرح

3/40

5/46

2/13

3/46

3/43

4/10

1/54

8/37

1/8

6/42

2/45

2/12

χ2232/3=

df =4

P520/0= 

ميزان رضايتمندی کلی

6/69

2/24

1/6

3/85

7/14

0

0/59

3/33

7/7

2/71

5/23

3/5

χ2183/3=

df =

P204/0=

 

محدوديت‌ها و مشکلات احتمالي طرح غدير از ديدگاه کاربران (سؤال شماره 12 پژوهش) به ترتيب عبارت بودند از: نبود فهرست‌های مشترک و فهرستگان‌ها اعم از چاپي و پيوسته (9/48 درصد)، همکاري نكردن برخي از کتابخانه‌ها (6/44 درصد)، عوامل فناورانه (4/36 درصد)، تبعيض قائل شدن برخي از کتابخانه‌ها بين مراجعان خود و ديگر کتابخانه‌ها (7/33 درصد)، کافي نبودن تعداد کتابخانه‌هاي عضو (7/32 درصد)، نارضايتي برخي از کتابخانه‌های بزرگ به سبب افزايش تعداد مراجعان آن‌ها (4/22درصد)، وجود قوانين دست‌و‌پا‌گير اداري (9/20 درصد)، عضو نبودن تمام کتابخانه‌های دانشگاه تهران و همکاري نكردن آن‌ها (2/8 درصد)، و محدوديت در تعداد کتب امانتي (2/1 درصد). در سه موردِ «نبود فهرست‌های مشترک و فهرستگان‌ها» (012/0=P)، «وجود قوانين دست‌و‌پا‌گير اداري» (058/0=(P و «عضو نبودن تمام کتابخانه‌های دانشگاه تهران و همکاري نكردن آن‌ها» (039/0=P) نيز، آزمون آماری انجام‌شده تفاوت معناداری را بين ديدگاه سه گروه کاربران نشان داده است.

 


  نمودار 1.    توزيع فراوانی نظرات کاربران در خصوص محدوديت‌ها و مشکلات احتمالی طرح غدير
 

از بررسي داده‌هاي گردآوري‌شده يافته‌های ديگري نيز حاصل شد كه در زير به آن‌ها اشاره مي‌شود:
 کاربران عضو طرح غدير بيشتر از طريق کتابخانه‌ دانشگاه يا موسسه‌ محل خدمت
(0/72 درصد) و در وهله‌ دوم از طريق توصيه‌ دوستان و همکاران (3/40 درصد) با طرح غدير آشنا شده‌اند. همچنين يافته‌ها نشان‌دهنده آن است که رسانه‌های عمومی و نشريات ادواری در تبليغ اين طرح، نقش کمرنگ‌تری داشته‌اند؛ ميزان اطلاع کاربران مورد مطالعه از کليات اين طرح در حد متوسط رو به بالا بود. عمده‌ترين دلايل عضويت کاربران در طرح غدير به ترتيب، «نياز به دسترسی به منابع بيشتر» (7/81 درصد) و «کافی نبودن منابع کتابخانه‌ دانشگاه محل تحصيل يا سازمان محل خدمت» (7/57 درصد) ذکر شده است. يافته‌های پژوهش در خصوص استفاده از طرح غدير در حين عضويت در آن، بيانگر آن است که 85 درصد کاربران مورد مطالعه، از طرح غدير استفاده نموده‌اند و 15 درصد نيز در حين عضويت در طرح از آن استفاده نکرده‌اند؛ از اين تعداد، دانشجويان دکترا کمترين (3/9 درصد) و اعضای هيات علمی بيشترين درصد (7/16 درصد) عدم استفاده از طرح را (در حين عضويت در آن) داشته‌اند. مهم‌ترين دلايل عدم استفاده برخی از کاربران از طرح غدير در حين عضويت در آن، به ترتيب «جوابگو بودن کتابخانه‌ دانشگاه يا موسسه‌ محل خدمت» (8/36 درصد)، «دور بودن بسياري از کتابخانه‌هاي عضو طرح» (0/25 درصد)، «اطلاع نداشتن از منابع ديگر کتابخانه‌هاي عضو» (2/16 درصد) که ناشی از کمبود فهرستگان‌ها و فهرست‌های مشترک است، و «مشمول طرح نبودن کتابخانه‌هاي مورد نظر» (7/14) ذکر شده است. در خصوص ميزان استفاده‌ کاربران، يافته‌ها بيانگر آن است که 3/90 درصد از کاربران مورد مطالعه، حداقل 1 تا 2 بار در ماه از خدمات طرح غدير استفاده کرده‌اند که از اين لحاظ، آزمون آماری انجام شده تفاوت معناداری را بين سه گروه کاربران نشان داده است (013/0= (P، به طوری که دانشجويان دکترا بالاترين و اعضای هيئت علمی کمترين ميزان استفاده را داشته‌اند. بيشترين مواردی که کاربران عضو طرح غدير از آن استفاده کرده‌اند «امانت گرفتن کتاب» (0/88 درصد)، «استفاده از پايان‌نامه‌ها» (1/49 درصد)، و «استفاده از مقالات مجلات» (6/47 درصد)، و کم‌ترين آن‌ها نيز «استفاده از مواد سمعی و بصری» (7/1 درصد) و «اينترنت» (5/2 درصد) بوده است.


9. نتيجه‌گيري
يافته‌های اين پژوهش نشان می‌دهند که در مجموع، به طور متوسط حدود 60 درصد از کاربران مستقر در تهران، ميزان تاثير طرح غدير را از جنبه‌های مختلف در حد «زياد» و در نتيجه، اين طرح را موفق ارزيابی کرده‌اند و ميزان رضايت‌مندی آن‌ها از اين طرح نيز در حد بالا می‌باشد. البته مشکلات و محدوديت‌هايی را نيز مطرح کرده‌اند که انتظار دارند اين مشکلات و محدوديت‌ها برطرف شوند.
با توجه به نتايج گرفته‌شده از اين پژوهش، پيشنهادهاي زير براي بهبود هر چه بيشتر طرح غدير ارائه گرديده‌اند:
1. تبليغ و ترويج بيشتر اين طرح در ميان کاربران و نيز در ميان کتابخانه‌ها، مثلاً از طريق رسانه‌های عمومی، نشريات ادواری، انتشار ويژه‌نامه، و...؛
2. اقدام سريع در خصوص ايجاد فهرستگان‌ها و فهرست‌های مشترک روزآمد و پيوسته از نشريات ادواری در بين کتابخانه‌های عضو؛
3. گسترش طرح در ميان ديگر کتابخانه‌ها، خصوصاً کتابخانه‌های بزرگ؛
4. تلاش براي بهبود هر چه بيشتر مسائل اداری و مديريتی طرح و ساده‌کردن قوانين و مقررات؛
5. تقويت ارتباط بين کتابخانه‌های عضو از طريق برگزاری نشست‌های سالانه به منظور بررسی مسائل و مشکلات؛
 6. در نظر گرفتن راهکارهايی برای جبران هزينه‌هاي امانت‌دهندگان صرف، به منظور جلب همکاری کتابخانه‌هايی که از اين امر نگران هستند؛
 7. تشويق کتابخانه‌ها به غنی‌سازی مجموعه‌های خود، که از پيش‌نيازهای همکاری، داشتن منابعی برای اشتراک است؛
 8. تقويت روحيه‌ تعاون و همکاری به جای روحيه‌ استقلال‌طلبی در ميان کتابخانه‌های عضو.
پيشنهادهاي زير هم براي پژوهش‌هاي آينده ارائه مي‌گردد:
1. ارزيابی طرح غدير از ديدگاه کتابخانه‌های شرکت‌کننده در طرح؛
2. بررسی ديدگاه کتابخانه‌های علوم پزشکی کشور در خصوص اجرای طرح دسترسی مستقيم در ميان آن‌ها؛
1. امکان‌سنجی برقراری اشتراک منابع الکترونيکی در ميان کتابخانه‌های دانشگاهی کشور؛
2. بررسی هزينه- سودمندی طرح‌های دسترسی مستقيم؛
3. امکان‌سنجی اجرای طرح دسترسی مستقيم در ميان کتابخانه‌های عمومی کشور؛
4. انجام پژوهشي مشابه از ديدگاه كاربران ديگر شهرستان‌هاي عضو طرح غدير.
جا دارد كتابخانه‌هاي كشور ما هر چه بيشتر به اين امر مهم توجه کنند و به فکر طراحی و اجرای يک سيستم اشتراک منابع مناسب بين کتابخانه‌های كشور باشند، چرا که امروزه بنا به گفته‌ «سينائی» (1379، ج. 1، 105-97)، «همکاری بين کتابخانه‌ها از امر مطلوب، به امر ناگزير تبديل شده است».
 
10. منابع
اسحاق‌زاده، سيده بی بي. (1376). امانت بين‌کتابخانه‌اي. فصلنامه پيام کتابخانه، 7(4)، 19-14.
 
بيرامي‌‌طارونی، حميده، و عليدوستی، سيروس. (1382). آمار طرح غدير: عضويت فراگير کتابخانه‌ها 82-1381. تهران: مرکز اطلاعات و مدارک علمی ايران.
 
سينائي، علي. ( 1379). مجموعه‌سازی در کتابخانه‌ها. ويراسته سيمين عارفي. تهران: سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت).
 
سيوئل، فيليپ اچ. (1377). اشتراك منابع: همکاری و هماهنگی در خدمات کتابداری و اطلاع‌رساني. ترجمه حسين مختاری معمار. تهران: مرکز اطلاعات و مدارک علمی ايران.
 عليدوستي، سيروس. (1380). اشتراک منابع و همکاری بين کتابخانه‌ها. تهران: مرکز اطلاعات و مدارک علمی ايران.
 
نشاط، نرگس. (1379). نظام‌های همكاری بين كتابخانه‌اي. تهران: سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انسانی (سمت).
 
نظري، مريم، و عليدوستي، سيروس. (1379). بررسی عملكرد طرح تعميم خدمات كتابخانه‌های تخصصی به افراد غير عضو. فصلنامه علوم اطلاع‌رساني، 16(1و2)، 88-70.
 

Allen, G. G. (1989). Reciprocal borrowing: Origins and outcomes. Australian academic and research libraries, 20(4): 228-244.
Anwar, M. A., & Al-Jasem, D. A. (2001). Resource sharing among major libraries of Kuwait. The electronic library, 19(4): 225-235.
 Boucher, Virginia. (1984). Interlibrary loan practices handbook. Chicago: American Library Associaion.
 Capital Distinct Library Council (CDLC). (2003). Direct access program. Retrieved February 5, 2004, from http://www.cdlc.org/Programs_And_Services/dap/dap.shtml.
 Colvin, Gloria. (2000). Reciprocal borrowing in Florida’s libraries. Florida librarie, 43(1), 8-12.
 Creaser, Claire. (2003). UK Libraries Plus user survey 2003. Loughborough University, Library & Information Statistics Unit (LISU). Retrieved April 2, 2004, from http://www.uklibrariesplus.ac.uk/libraries/amusersurv.pdf.
 Dorner, D. G., and Annear, J. (2000). The renaissance of library consortium: Implications for New Zealand libraries: A report commissioned by the National library of New Zealand. Wellington: National library of New Zealand.
 Dougherty, R. M. (1988). A conceptual framework for organizing resource sharing and shared collection development programs. Journal of academic librarianship, 14(5): 287- 291.
 Dudley, M., Sawatzky, K., Jacobucci, C., & Polevychok, M. (2002). A provincial library card for Manitoba: A feasibility study. Prepared by the Institute of Urban Studies for the Manitoba library consortium, Inc. Retrieved June 9, 2004, from http://www.manitobia.org/mlc/mlc_final_report.pdf.
 Higginbotham, B. B., and Bowdoin, S. (1993). Access versus assets: A comprehensive guide to resource sharing for academic libraries. Chicago: American Library Association.
Hiscoe, Maria. (2001). RSLP project: consortia borrowing schemes 2000-2001. Research Support Libraries Programme (RSLP). Retrieved August 12, 2004, from www.m25lib.ac.uk/m25sec/docs/RSLG_access&borrowing.pdf
 Kabler, A. W. (1980). NLM’s medical library resource improvement grant for consortia development: A proposed outline to simplify the application process. Bulletin of Medical Library Association, 68(1): 25-32.
 Kent, Allen. (1994). Resource sharing in libraries. In A. Kent, H. Lancour & J. E. Daily (Eds.), Encyclopedia of library and information science (Vol.25, pp. 293-307). New York: Marcel dekker.
 Kunda, A. K., and Panda, N. M. (1998). Inevitability of resource sharing among the university libraries in North East India: A pragmatic approach. Herald of library science, 37(1-2), 56-69.
 Line, M. B. (1988). Measuring the performance of document supply systems. Interlending and document supply, 16(3), 81-88.
 Lynden, F. (1996). Will electronic information finally result in real resource sharing? Journal of Library Administration, 24(1/2), 47-72.
 Schaffner, B. L. (2000). Specialized cooperative efforts in collection development: Analysis of three Slavic programs. Collection Management, 24(3/4), 263-274.


پي‌نوشت‌ها

[1]. Direct Access Program (DAP)
[2]. Capital District Library Council (CDLC)
[3]. Reciprocal borrowing
[4]. Direct loan program
[5]. Dougherty and Hughes
[6]. Richard M. Dougherty
[7]. Provincial library card

8. پروژه‌ «آراس‌ال‌پي» (Research Support Libraries Programme) وابسته به كنسرسيوم ام – 25 است و بنابراين به آن، «طرح دسترسي ام – 25» (M-25 Access Program) نيز مي‌گويند.
9.  با توجه به اينكه 15 درصد از پاسخ دهندگان، در حين عضويت در طرح از آن استفاده ننمودند لذا نظرات آنها در اين آزمون گنجانده نشده است، به عبارتي، آزمون فوق تنها در خصوص كاربراني اعمال شده است كه از طرح استفاده كردند.