دوره 21شمارهء 2 (زمستان 1384) صفحه:105-132
طرحي نو براي ردهبندي در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني[1]
غلامرضا فدائي عراقي*
مترجم: رستم مظفري غربا**
*استاديار گروه كتابداري و اطلاعرساني دانشگاه تهران
* رئيس اداره پژوهش دانشگاه آزاد بردسير
پست الكترونيكي:
چکيده:
اين طرح که بر دو اصل، رابطه سلسلهمراتبي و نظريه دودويي استوار است
«ردهبندي دودويي جهاني»[2] نام گرفته است. اين طرح ملهم از يکي از آيات شريفه قرآن
است و داراي ويژگيهايي است که به زعم طراح آن واجد اغلب مزاياي ديگر طرحهاي
ردهبندي هست و به علاوه امتيازهاي ديگري از جمله انطباق کامل با طبقهبندي علوم،
داشتن پشتوانه فلسفي، سهولت يادگيري، انعطافپذيري و قابليت انطباق با رايانه را
دارد. به طور نمونه در حوزه «کتابداري و اطلاعرساني» و «اسلام» اين طرح در
کتابخانه مرکزي دانشگاه مکگيل کانادا اجرا شد و با روش «دلفي» در حوزه کتابداري و
اطلاعرساني آزموني به عمل آمدکه نتايج مثبتي در پي داشت.
کليدواژهها: ردهبندي کتابخانهها، طرح ردهبندي، سيستم دودويي،
سلسلهمراتب، علوم کتابداري و اطلاعرساني
1. مقدمه
ردهبندي براي هر سيستم مديريتي کتابخانهاي ضروري است. بدون ردهبندي نهتنها
منابع کتابخانه بلکه هيچ چيز قابل بازيابي نيست. حتي با پديده اعجازآميز اينترنت،
نهتنها تفکر ردهبندي از بين نرفت بلکه برعکس، بسياري از پايگاههاي اطلاعاتي به
طور چشمگير، به نوعي بر نظامهاي ردهبندي استوارند (کلارک و يانسي[3]،2001).
هدف اين مقاله ارائه يک نظام جديد ردهبندي براي کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني
است. به اعتقاد نويسنده، اين طرح ردهبندي نو مزاياي زيادي دارد که باعث ارزشمندي
آن ميشود. اين طرح همه ويژگيهاي يک طرح مناسب را دارا است؛ اگر چه هنوز در آغاز
راه است و تا تکميل، راه زيادي در پيش دارد.
نگارنده به زعم خويش به عنوان صاحبنظر در رشته کتابداري و اطلاعرساني و با تجارب
کار در سمتهاي مختلف در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني از جمله کتابخانههاي
دانشگاهي و نيز در «کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس» به جامعيت اين طرح اميدوار
است. او در طول دوران تدريس درس مرجعشناسي، همواره به اهميت طبقهبندي علوم اشاره
داشته است.
دانشمندان اسلامي اغلب به پيروي از ارسطو، طرحهايي براي طبقهبندي علوم ارائه
کردهاند. پيکره اصلي اين طرحها گاه بر دو، سه، چهار، پنج يا هفت بوده است[4].
نگارنده در حين تهيه مقالهاي براي اولين کنگره جهاني ملاصدرا که در سال 1379
برگزار گرديد ناگهان به اين نکته متذکر شد که مگر نه اين است که فلاسفه جهان و
پيروان مذاهب، همه به دنبال حقيقت اند. اگر بتوان به وجود حقيقت اذعان داشت، پس
قطعاً فلسفه و مذهب هر دو به دنبال حقيقتاند و براي کشف حقيقت يا وصول به آن،
طريقي را ارائه ميدهند. دراين گيرودار، ناگهان يکي از آيات قرآن مجيد نظر وي را به
خود جلب کرد. بر اساس اين آيه، آشنايي با حقيقت از دو راه امکانپذير است- البته
راههاي ديگري هم ممکن است وجود داشته باشد. اين آيه كه بيشتر مربوط به آنهايي
است که ميخواهند به صورت عيني در مقام کشف حقيقت برآيند، آيه 53 سوره «فصّلت» است
و چنين مي گويد:
«ما آيات قدرت و حکمت خود را در آفاق جهان و نفوس بندگان هويدا گردانيم تا آشکار شود که او(قرآن)حق است آيا پروردگارت کفايت نمي کند که او بر هر چيزي گواه است.» (قرآن، فصّلت،53)
در پي غور در اين آيه شريفه براي تبيين اين که منظور از «آيات» در اين آيه مبارکه
چيست، به روش تفسير قرآن به قرآن، به ديگر آيات سورههاي مختلف مراجعه کردم. آنچه
واقعاً جالب توجه بود اين که آيات در قرآن اغلب به صورت زوج ارائه شدهاند و علاوه
بر اين، آياتي هستند که در آنها، اغلب موارد متضاد را با هم به کار ميبرد و اين
موارد زوج و متضاد، نهتنها به امور محسوس (مثل آسمان و زمين، شب و روز، خشکي و
دريا، نور و ظلمت، خورشيد و ماه) اختصاص دارند، بلکه به مواردي که داراي ابعادي
معنوي هستند (مثل «آنان که ميدانند و آنان که نميدانند» يا «آنان که ايمان آوردند
و آنان که کفر ورزيدند») نيز کشيده ميشود.
نتيجه اين بررسي به دو مقاله منتهي شد که در دو مجله «دانشکده ادبيات وعلوم انساني
دانشگاه تهران» و «آفاق الحضاره الاسلاميه» منتشر گرديد و نگارنده در اين مقالهها
اظهار اميدواري کرد که بتواند طرحي در زمينه کتابداري و اطلاعرساني از آن استخراج
کند (فدائي عراقي[5]، 2001). در مدت اقامت در کانادا براي فرصت مطالعاتي در دانشگاه
مکگيل (1382-1381/2003-2002) طرحهايي را براي مطالعه ارائه داد. امّا همکاران
دانشگاه مکگيل در مدرسه کتابداري و اطلاعرساني، بر اهميت تحقيق بر روي طرح
طبقهبندي تأکيد کردند.
پس از تهيه طرح که حدود يکسال به طول انجاميد، بررسي تطبيقي و مقايسهاي با
طرحهاي معروف ديويي و کنگره و نيز سرعنوانهاي موضوعي کتابخانه کنگره به عمل آمد.
همچنين در حوزه اسلام و کتابداري و اطلاعرساني، حاصل طرح جديد با شمارههاي
طرحهاي ديويي و کنگره مقايسه شد (بنگريد به پيوست).
قبل از ارائه طرح جديد ردهبندي ذکر چند نکته ضروري است:
● با آنکه ردهبنديهاي ديويي و کنگره عمري بيش از صد
سال دارند و مرتباً روزآمد ميشوند، استفاده از اين ردهبنديها در عمل با مشکلات
زيادي همراه است. از آنجا که طرحهاي ردهبندي هيچ گاه کامل نبودهاند، ارائه يک
طرح جديد نيز ممکن است هم ياريرسان باشد و هم اشکالاتي داشته باشد. جان کلام
اينکه، هيچ چيز کامل وجود ندارد.
● هر طرح جديدي بايد همانند يک نهال نورسته در نظر گرفته شود و نبايد آن را در اين
مرحله با درختان کهنسال مثل نظامهاي موجود و با قدمت و همراه با حمايتها و
ويرايشهاي مداوم، مقايسه کرد.
● طرح جديد، تلاش فروتنانهاي براي نشان دادن مشکلات موجود در اين زمينه و رفع
آنها در روزگار ما ميباشد.
● در اين طرح همه چيز جنبه پيشنهاد دارد. در واقع در اينجا الگو ارائه ميشود و
بسياري از اصطلاحات ممکن است بعداً تغيير کنند. هدف نويسنده صرفاً نشان دادن
امکانپذيري اين طرح است.
قبل از ارائه طرح جديد، ذکر بعضي ويژگيهاي مثبت يک طرح ردهبندي کتابخانهاي مناسب
مفيد خواهد بود. برخي از اين ويژگيها عبارتاند از (تيلور، 2000) :
1. برخورداري از يک پشتوانه فلسفي يا يک ديدگاه نظري قوي که باعث استحکام و بقاي آن
شود؛
2. طبيعي بودن، بدين معنا که حتيالامکان تقسيمبنديها را بتوان لمس کرد يا به
آساني فهميد (لوسي، 2003)؛
3. جهاني بودن، به اين معنا که قابليت کاربرد براي همه کشورهاي جهان را داشته باشد
و هر کس بتواند با آن کار کند و مورد پذيرش و قبول همه ملتها باشد؛
4. منطقي بودن، به اين معنا که اين طور نباشد که موضوعات، بدون منطق و به صورت
تصادفي شماره گذاري شوند؛
5. بي طرفي، يعني تعصب نداشتن له يا عليه دين، زبان، کشور يا ملت خاص؛
6. هماهنگي با يکي از طرحهاي شناختهشده ردهبندي دانش. در واقع اگر هماهنگي بين
طرح طبقهبندي کتابداري و اطلاعرساني و طبقهبندي علوم مشاهده شود، طرح ردهبندي
از ثبات بيشتري برخودار است؛
7. هماهنگي با سرعنوان موضوعي از نظر سلسلهمراتبي و اصطلاحگزيني؛ در غير اين صورت
باعث بروز مشکلاتي هم براي فهرستنويسان و هم براي استفادهکنندگان خواهد شد.
8. انتخاب علائم و نشانههاي مناسب که علاوه بر نقش رمزگونگي صرف، از نظر
معناشناختي به اشيا و موضوعاتي اشاره کند که به آنها ارجاع داده شدهاند. به عنوان
مثال اگر نشانه «س» براي «سيب» انتخاب شود از انتخاب نشانه «د» براي آن معنادارتر
خواهد بود؛
9. انعطافپذيري، يعني امکان تقطيع و خلاصه کردن آن براي استفاده در يک کتابخانه
کوچک يا موضوعي؛
10. سهولت يادگيري- بديهي است که اعداد نسبت به حروف راحتتر به خاطر سپرده ميشوند
و کم بودن تعداد ارقام هم مزيت ديگري است؛
11. کاربردي بودن، به اين معنا كه در حد امکان با کاربران صميميباشد و کاربران به
خوبي بتوانند از آن استفاده کنند.
2. ساختار طرح
قبل از بيان ساختار طرح، بايد توجه داشت که اين طرح کاملاً بر پايه «طبقهبندي
پيشنهادي علوم» که قبلاً توسط نگارنده تهيه شده، بنا گرديده است (بنگريد به
فرانماهاي1،2،3). از اين رو هسته مرکزي اين طرح همان بدنه دانش شناختهشدهاي است
که ميتواند مقبوليت جهاني داشته باشد.
علائم نشانهگذاري اين طرح از عدد و حروف تشکيل شده است. ترتيب به گونهاي است که
اول عدد، آنگاه حرف و سپس عدد آمده است. اعداد در دو توالي خارجي و داخلي منظم
ميشوند. حروف بيانگر حوزه يا موضوع پيشنهادي هستند. مثلاً135LI81 (عدد، حرف، عدد)
براي علوم کتابداري و اطلاعرساني در نظر گرفته شده است.
دراين طرح چنين مقرر شده است که اعداد بيروني که به صورت درشت نوشته ميشوند نشانگر
حوزه (رشته) و حروف بيانگر علامت اختصاري حوزه مورد نظر هستند؛ اعداد ريزتر داخلي
که به صورت ايرانيک نوشته ميشوند نشانگر موضوع و موضوعات فرعي ميباشند. در اين
طرح حدود 70 حوزه تعريف شده که در فرانماهاي 2 و3 نشان داده شدهاند. هر يک از اين
حوزهها را ميتوان برحسب توان و استعداد حوزه به موضوعات ريزتري تقسيم كرد. مثلاً
حوزه کتابداري به موضوعات فرعي تقسيم شده که در فرانماي 4 نشان داده شده است.
همچنين بر طبق قرارداد، از دو رشته اعداد زوج و فرد استفاده ميشود. از آنجا که
اعداد معمولاً از چپ به راست نوشته ميشوند به موضوعات مهمتر عدد فرد و به
موضوعاتي که به نسبت از اهميت کمتري برخوردارند عدد زوج اختصاص داده شده است (در
اين باره بعداً توصيح داده ميشود).
اعداد خارجي بر اساس سلسلهمراتب رشتهها اختصاص مييابند. بنابراين در هر مکاني از
طرح ردهبندي اگر عدد 1 به عدد فرد اضافه شود و حاصل بر دو تقسيم گردد، خارج قسمت
بيانگر فاصله هر حوزه تا سرشاخه اصلي در فرانما ميباشد.
![]()
ولي براي اعداد زوج فقط کافي است که آن را بر عدد 2 تقسيم کنيم تا فاصله هر حوزه تا سرشاخه اصلي بهدست آيد (بنگريد به فرانماهاي 4،2،3).
![]()
اعداد زوج و فرد در اين جا معناي خاصي دارند. اعداد فرد بنا به تعريف براي
حوزههايي هستند که اهميت بيشتري دارند، يعني به نوعي به انسان و حيات وي
مرتبطترند. در نمودارهايي که در اين مقاله ميآيند، قرارگرفتن اعداد فرد در سمت چپ
واعداد زوج در سمت راست در هر سلسلهمراتب، تاکيد بر تمايز آنها دارند. بعضي
پيشنهادها براي بيان اهميت و اختصاص اعداد فرد و زوج، در زير آمده است:
1. در بخش نفس و روح انسان (علوم انساني)، هر حوزه يا موضوع که به فعاليتهاي روحي
و فکري بشر نزديکتر است، با اهميتتر فرض ميشود و عدد فرد به آن اختصاص مييابد.
2. در بخش طبيعت (علوم طبيعي) هر آنچه كه به زندگي و فعاليتهاي آن نزديکتر است يا
آنچه که در طبيعت، مثبت فرض ميشود در سمت چپ قرار مي گيرد. بديهي است آنجا که اين
تشخيص، مشکل يا ناممکن است، انتخاب اختياري خواهد بود و فرقي نميکند که هر حوزه در
کدام سمت قرار گيرد. البته همه اينها در ويرايشهاي بعدي در مشاوره با متخصصان
انجام خواهد گرفت.
قسمت مياني نشانهها از حروف تشکيل شده است. اين حروف، علائم يا نشانههايي براي
معرفي حوزهها ميباشند؛ اما در اينجا براي نشان دادن حوزهها (رشتهها)، به جاي
استفاده از حروف نامأنوس، نشانههايي که براي هر حوزه در سطح جهاني مقبوليت دارند
انتخاب شدهاند. به عنوان مثال اگر شيميبا CH و جامعهشناسي با SOمعرفي شوند
بهمراتب بر حروفي که نامأنوس هستند ترجيح دارد. اگر رشته، ترکيبي از چند واژه يا
عبارت باشد، ترجيحاً از اختصارات پذيرفتهشده جهاني استفاده ميشود. به طور مثال
علوم کتابداري و اطلاعرساني با نشانه LI نشان داده ميشود و اگر بخواهيم اين نشانه
را براي نمايش يک بخش از اين حوزه به کار بريم حرف L را براي علوم کتابداري و حرف I
را براي اطلاعرساني بهکارميبريم. اين کار باعث ميشود که بر خلاف نشانههاي
صِرف، نشانههاي بهکاررفته معنادار باشند. به صورت قراردادي، اين حروف را به حالت
درشت تايپ ميکنيم.
بنابراين با استناد به توالي بيروني اعداد و حروف ميتوان همه کتابها و مدارک را
مطابق رشتههاي اصلي شناختهشده، ردهبندي کرد. مثلاً اگر شخصي بخواهد کتابهايي را
تنها با موضوعات دين، تاريخ، جامعه شناسي، و ... ردهبندي کند و وارد جزئيات آنها
نشود بايد به آنها دو رقم و يک يا دو حرف معنادار که به صورت درشت تايپ شدهاند
اختصاص دهد و سپس نشانه کاتر را اضافه کند (درباره نشانهها بعداً بحث خواهد شد).
3. تقسيمبندي دروني حوزهها
تقسيمبندي دروني هر حوزه (که آن را موضوع ميناميم) شبيه تقسيمبندي بيروني در
اين طرح ميباشد که قبلاً شرح داده شد؛ يعني بخش دروني هر حوزه براساس اصول دودويي
و حرکت از بالا به پايين تا انتها (يا تا جايي که متخصص موضوعي تعيين کند) تقسيم
ميشوند (بنگريد به فرانماي 4).
در تقسيمبندي موضوعي، همان قواعد توالي عددي بيروني را در يک توالي عددي دروني به
کار ميبريم؛ يعني تلاش ميکنيم که به موضوعات مهمتر، اعداد فرد و به موضوعات کم
اهميتتر اعداد زوج را اختصاص دهيم. اما در اينجا برحسب قرارداد، اعداد به صورت
ايرانيک تايپ ميشوند تا از اعدادي که در توالي بيروني به صورت درشت تايپ شدهاند
متمايز گردند. براي تعيين اهميت موضوع همان اصولي که در تقسيمبندي حوزهها ذکر
شدند در اينجا نيز اعمال ميگردند. (مجدداً تاکيد ميشود كه همه اعداد و حروفي که
درشت و اعدادي که ايرانيک تايپ ميشوند، فقط يک پيشنهاد براي تمايز حوزهها و
رشتهها از هم ميباشند. البته ميتوان از ابزارهاي ديگري نيز براي تمايز استفاده
کرد.)
همينطور درتوالي دروني اعداد براي تشخيص جايگاه هر موضوع، هرگاه عدد فردي را با 1
جمع و بر 2 تقسيم کنيم، فاصله موضوع از رشته اصلي را به ما نشان خواهد داد. در مورد
اعداد زوج، صرفاً با تقسيم آنها بر 2 اين کار انجام ميشود.
همچنان که گفته شد، هر موضوع نشانه خاص خود را که شامل سه جزء اصلي است دارا
ميباشد. اين سه جزء عبارتاند از: يک يا دوعدد که نشاندهنده سلسلهمراتب هر حوزه
شناختهشده از ردهبندي دانش در جهان هستند و به صورت درشت تايپ ميشوند؛ دو (و
گاهي يک) حرف که به صورت درشت تايپ ميشود و نماينده حوزه ميباشد؛ دو عدد که به
صورت ايرانيک تايپ ميشوند و بيان کننده فاصله تقسيم فرعي از رشته اصلي ميباشند.
همانند شجرهنامه که در آن به طور معمول فرزندان (دختر يا پسر) به وسيله اسم، سن،
جنس، ... از هم متمايز ميشوند، در اين ردهبندي هم موضوعات همعرض به نوعي از هم
جدا ميگردند. در اين مورد، از اعداد کوچکي که در زير اعداد اصلي نوشته ميشوند
استفاده شده است. اين اعداد کوچک جزئي از طرح ردهبندي نيستند، اما دو نقش مهم
دارند: اولاً باعث ميشوند كه در قفسهچيني و مانند آن، ترتيب و توالي موضوعات
رعايت شود. ثانياً در بازيابي ميتوانند کمک مؤثري باشند (بنگريد به فوايد 13،14).
4. جدولها و تقسيمات فرعي استاندارد
جدولها و تقسيمات فرعي استاندارد در هر طرح ردهبندي اهميت زيادي دارند.
تقسيمات فرعي استاندارد و جداول زبان، ادبيات، تاريخ و جغرافيا همه بايد تهيه شوند.
اين طرح در اين مورد به کارهايي که تاکنون انجام شده متکي است. جداول تقسيمات فرعي
استاندارد ردهبندي دهدهي ديويي به طور کامل يا جزئي مورد استفاده قرار گرفتهاند،
اما ميتوان براي اين طرح از تقسيمات فرعي ديگري استفاده کرد و قطعاً در تکميل طرح
به آن توجه خواهد شد. قابل ذکر است که به طور خاص ميتوان از اعداد فرد و زوج در
موارد مختلف استفاده کرد؛ مثلاً در جدول تقسيمات فرعي جغرافيايي ميتوان اعداد زوج
يا فرد را به کاربرد و به کشورهاي نيمکره شمالي شمارههاي فرد و براي نيمکره جنوبي
شمارههاي زوج را اختصاص داد (اين ايده نياز به کار بيشتري دارد).
توجه
همچنان که گفته شد در اين طرح ردهبندي ممکن است بعضي ازحوزهها و موضوعاتي كه
مورد استفاده قرار گرفتهاند همانند ديگر موضوعات، به طور علميتعريف نشده باشند؛
اين موضوعات پيشنهادي اساساً براي دودويي کردن فرانماي طرح مطرح شدهاند. تقسيمات
معمولاً در شکل «اين يا آن»[6] بهکاررفتهاند؛ ولي گاهي لازم است ارتباطات دودويي
براي اينکه ساختار طرح بههم نريزد، به شکل «اين و نه آن»[7] به کار روند. به عنوان
مثال در فرانماي 2 بعد از رديف دوم اصطلاحات « اجتماعي و فردي» و «عقلي و شهودي» را
داريم که با علامت* مشخص شدهاند، به آنها شمارهاي اختصاص نيافته و فقط براي حفظ
ساختار دودويي طرح به حساب آمدهاند. همچنين در فرانماي3 «زمين و آسمان» را در رديف
سوم، «عمق و سطح» را در زير «رسوبات» در رديف ششم، بدون اينکه شمارهاي به آنها
اختصاص يابد، ميبينيم. در اين مقاله سه فرانماي اصلي براي همه رشتهها و يک فرانما
براي گسترش رشته علوم کتابداري و اطلاعرساني با همه تقسيمات فرعي آن طراحي شده
است. بايد توجه کرد که همه اين اصطلاحها و همچنين شمارهها و نشانهها که به
وسيله مؤلف با مشورت متخصصان و بهرهگيري از منابع مهم (مانند سرعنوانهاي موضوعي
کتابخانه کنگره) تهيه شدهاند، پيشنهادي هستند و ممکن است در بازنگريها تغيير
کنند.




5. طرح ردهبندي: چهار بخش مجزا
5-1. طراحي فرانماها
فرانماها: هر حوزه و موضوع، يک فرانما در دو بخش مجزا دارد:
● بخش اول، همان گونه که در فرانماهاي 1، 2، و 3 نشان داده شده، طرح حوزه است.
طراحي فرانما مهمترين کار در اين طرح ردهبندي ميباشد. ازاين رو سه فرانماي اصلي،
جزئيات همه رشتههاي شناختهشده در ردهبندي دانش را نشان ميدهند.
● بخش دوم، تقسيمات داخلي رشتهها ميباشد. براي طراحي بخشهاي داخلي هر رشته که ما
آنها را «موضوع» ناميدهايم زمان و تلاش زيادي لازم است. بنابراين فقط يک الگو
براي علوم کتابداري و اطلاعرساني ارائه شده است (بنگريد به فرانماي 4).
قسمت دوم فرانماي 4 ( علوم کتابداري و اطلاعرساني) بخشي براي مواد غيرکتابي دارد؛
به اين معنا که اگر کسي بخواهد فيلمها را ردهبندي کند، ميتواند حرف Fرا قبل از
همه نشانههاي ردهبندي يا بعد از دو عدد و حروف قرار دهد، مثلاً براي کتابشناسي
فيلمها:
F135LI103 يا 135LIF103
5-2. فرانماي اصلي
فرانماي اصلي از يک جدول گسترشيافته براساس نشانههاي تنظيمشده، همراه با
دستورالعملها در زير هر مدخل از قبيل شمارهسازي، ياداشت دامنه، ارجاعات «نگاه
کنيد به» و ... تشکيل شده است و شباهت زيادي با سرعنوان موضوعي دارد، با اين فرق که
سرعنوانهاي موضوعي نظم الفبايي دارد و در اينجا، تنظيم براساس رمزها است. به عنوان
مثال:
1HU.نفس و روح انسان
در اينجا آثار کلي فهرست ميشود. جنبههاي خاص را در زير موضوعات مربوط بياوريد.
2NA.طبيعت
5-3. سرعنوان موضوعي
سرعنوان موضوعي از اصل طرح استخراج، و به صورت الفبايي منظم ميشود. در اين بخش همه
دستورالعملها تعريف خواهند شد، ارجاعات «نيز نگاه کنيد به» و همچنين اصطلاحات اعم،
اخص، و وابسته در اين بخش جاي دارند. با نگاهي به فرانماها به آساني ميتوان به
همان روشي که در مقدمه ويرايش اخير «سرعنوانهاي موضوعي کتابخانه کنگره» توصيف شده،
موضوعات جديد ايجاد کرد. بر اساس سرعنوانهاي موضوعي کتابخانه کنگره، چهارگونه
تقسيم فرعي وجود دارد که عبارتاند از: تقسيم فرعي موضوعي، شکلي، تاريخي، و
جغرافيايي. از همه قواعدي که در سرعنوانهاي موضوعي کتابخانه کنگره توصيف شدهاند
ميتوان براي ساختن سرعنوان موضوعي استفاده کرد (سرعنوانهاي موضوعي کتابخانه
کنگره، 1998).
5-4. نمايهها
در طرح ردهبندي، نمايهها اهميت بسزايي دارند. در طرح ردهبندي دودويي جهاني، دو
نوع نمايه مجزا خواهيم داشت:
3. نمايه نسبي: که ساختار سلسلهمراتبي رشتهها و موضوعات را در يک نظم الفبايي
نشان ميدهد و براي محققان و فهرستنويسان اهميت دارد.
4. نمايه کامل: كه به کاربراني که با ساختار سلسلهمراتبي ردهبندي آشنا نيستند در
يافتن آنچه که نياز دارند، کمک فراواني ميكند.
جدولهاي صفحات بعد نشان ميدهند که چگونه موضوعات در قفسه قرار ميگيرند. جدول 1
براي کتابخانههاي با مجموعه علوم انساني و رشتههاي وابسته است؛ در حالي که جدول2
مجموعهاي را نشان ميدهد که بر روي علوم طبيعي متمرکز شده و در نهايت جدول 3
مجموعهاي جامع از درهمکرد کليه آثار در همه رشتهها را نشان ميدهد.
6. مزاياي اين طرح
اين طرح داراي مزايايي است که از اين قرارند:
1. اين طرح براساس فلسفه و منطق خاصي تدوين شده است. دو اصل سلسلهمراتبي و دودويي،
دو عنصر کليدي اين طرح هستند. رابطه سلسلهمراتبي از فلسفه آفرينش گرفته شده است.
براساس اين فلسفه، دانش جهاني مطابق آنچه که جهان هست، نه آنچه که ما تصور مي کنيم،
طبقهبندي ميشود. در واقع اين طرح، تحققيترين طرح طبقهبندي است که بر اساس
واقعيات تنظيم يافته. اصل دودويي به اين معنا است که همانگونه که ما عموماً هر
چيزي را در جهان به صورت زوج ميبينيم در نهايت همه اين زوجها به يک حقيقت مطلق
منتهي ميشوند. اين طرح نيز همه علوم را به زوج تقسيم کرده است. با آنکه اين طرح
به صورت دودويي تقسيمبندي شده، ولي ناظر به اين امر است که شايد مواردي وجود داشته
باشند که تقسيمبندي آن به صورت دودويي مشکل يا ناممکن باشد. البته به نظر ميرسد
که اين موارد، کاملاً استثنايي يا وراي نياز يک طرح ردهبندي کتابخانهاي باشند.
زماني که تقسيمبندي دودويي امکانپذير نباشد، نمايهسازي آغاز ميشود. رابطه
سلسلهمراتبي در اغلب طرحهاي ردهبندي پذيرفته شده است و در اين جا نيز هسته اصلي
طرح را تشکيل ميدهد.
جدول 1 چگونگي قرار گرفتن رشتههاي مربوط به علوم طبيعي در قفسههاي کتابخانه
براساس ردهبندي دودويي جهاني
|
رشته |
شماره |
رشته |
شماره |
|
علوم طبيعي |
2NA |
نجوم |
87AM |
|
هستيشناسي |
41CO |
فضانوردي |
88AT |
|
علوم فيزيکي |
42PH |
مکانيک |
811ME |
|
خاکشناسي (علوم خاک) |
61SO |
ديناميک |
812DY |
|
علوم دريايي |
62MA |
جانورشناسي |
101ZO |
|
اختربيني |
63AS |
گياهشناسي |
102BO |
|
علوم فضايي |
64SP |
زمينشناسي |
103GE |
|
شيمي |
65CH |
معدنشناسي |
104MI |
|
فيزيک |
66PH |
جغرافيا |
105GE |
|
زيستشناسي |
81BI |
ريختشناسي |
106MO |
|
رسوبات |
82SE |
فيزيولوژي |
121PH |
|
ارگانيسمهاي دريايي |
83MR |
علوم جانوري |
122AN |
|
اقيانوسشناسي |
84OC |
کشاورزي |
123AG |
|
جو نزديک |
85NA |
پزشکي |
141ME |
|
جو دور |
86FA |
تفريح |
142RE |
جدول2 چگونگي قرار گرفتن رشتههاي مربوط به علوم انساني در قفسههاي کتابخانه
براساس ردهبندي دودويي جهاني
|
رشته |
شماره |
رشته |
شماره |
|
نفس و روح انسان |
1HU |
علوم |
711SC |
|
علوم رفتاري |
31BE |
ايدهآليسم |
712ID |
|
علوم شناختي |
32CO |
هنرهاي تصويري |
713PA |
|
مطالعات اجتماعي |
53SO |
هنرهاي غير تصويري |
714NA |
|
تاريخ |
52HI |
اقتصاد |
91EC |
|
لغتشناسي |
53PI |
حقوق |
92LA |
|
روانشناسي |
54PS |
جامعهشناسي |
93SO |
|
دين |
55RE |
فرهنگ |
94CU |
|
فلسفه |
56PH |
علوم کاربردي |
919AP |
|
هنر |
57AR |
رياضي (علوم محض) |
920MA |
|
عرفان |
58MY |
مديريت |
111MA |
|
علوم سياسي |
71PO |
بازرگاني |
112CE |
|
علوم اجتماعي |
72SS |
ارتباطات |
115CU |
|
تمدن |
73CI |
حمل و نقل |
116TR |
|
علوم کمکي تاريخ |
74AU |
صنعت |
1141MA |
|
زبان |
75LA |
ساختمانسازي |
1142BU |
|
ادبيات |
76LI |
علوم کتابداري واطلاعرساني |
135LI |
|
آموزش و پرورش |
77ED |
رسانهها (روزنامه، ...) |
136ME |
|
هنجارشناسي |
78AB |
|
|
2. اين طرح ردهبندي يک طرح طبيعي است، يعني تقسيمات و تقسيمات فرعي عموماً بر اساس
آنچه ما در جهان واقعيت ميبينيم يا تجربه ميکنيم، صورت گرفتهاند. در قسمت بيروني
ردهبندي انسان/طبيعت، عموم حوزهها از پديدههاي طبيعي گرفته شدهاند؛ مانند
شناختي و رفتاري، عقلاني و اشراقي، آسمان و زمين، خشکي و دريا، ...
3. اين طرح ردهبندي کاملاً جهاني است و در آن همه جهان طبيعت و بشريت لحاظ شدهاند
و براي همه انسانها، با هر عقيده، پيشينه فکري و مکان زندگي، آشنا و قابل کاربرد
است. به عبارت ديگر اين طرح يک طرح ردهبندي عمومي است که بر اساس آنچه ما در
اطرافمان ميبينيم يا لمس ميکنيم تهيه شده است.
جدول3 تنظم کليه رشتهها در يک کتابخانه بزرگ براساس ردهبندي دودويي جهاني
|
رشته |
شماره |
رشته |
شماره |
|
نفس و روح انسان |
1HU |
علوم |
711SC |
|
علوم طبيعي |
2NA |
ايدهآليسم |
712ID |
|
علوم رفتاري |
31BE |
هنرهاي تصويري |
713PA |
|
علوم شناختي |
32CO |
هنرهاي غيرتصويري |
714NA |
|
هستيشناسي |
41CO |
نجوم |
87AM |
|
علوم فيزيکي |
42PH |
فضانوردي |
88AT |
|
مطالعات اجتماعي |
53SO |
مکانيک |
811ME |
|
تاريخ |
52HI |
ديناميک |
812DY |
|
لغتشناسي |
53PI |
اقتصاد |
91EC |
|
روانشناسي |
54PS |
حقوق |
92LA |
|
دين |
55RE |
جامعهشناسي |
93SO |
|
فلسفه |
56PH |
فرهنگ |
94CU |
|
هنر |
57AR |
علوم کاربردي |
919AP |
|
عرفان |
58MY |
رياضيات (علوم محض) |
920MA |
|
خاکشناسي |
61SO |
جانورشناسي |
101ZO |
|
علوم دريايي |
62MA |
گياهشناسي |
102BO |
|
اختربيني |
63AS |
زمينشناسي |
103GE |
|
علوم فضايي |
64SP |
معدنشناسي |
104MI |
|
شيمي |
65CH |
جغرافيا |
105GE |
|
فيزيک |
66PH |
ريختشناسي |
106MO |
|
علوم سياسي |
71PO |
مديريت |
111MA |
|
علوم اجتماعي |
72SS |
بازرگاني |
112CE |
|
تمدن |
73CI |
ارتباطات |
115CU |
|
علوم کمکي تاريخ |
74AU |
حمل ونقل |
116TR |
|
زبان |
75LA |
ساختمانسازي |
1142BU |
|
ادبيات |
76LI |
فيزيولوژي |
121PH |
|
آموزش و پرورش |
77ED |
علوم جانوري |
122AN |
|
ناهنجاري |
78AB |
کشاورزي |
123AG |
|
زيستشناسي |
81BI |
درختان |
124TR |
|
رسوبات |
82SE |
علوم کتابداري و اطلاعرساني |
135LI |
|
ارگانيسمهاي دريايي |
83MR |
رسانهها (روزنامه و ...) |
136ME |
|
اقيانوسشناسي |
84OC |
پزشکي |
141ME |
|
جو نزديک |
85NA |
تفريح |
142RE |
|
جو دور |
86FA |
|
|
4. در اين طرح هيچ تعصبي نسبت به کشور، زبان، ادبيات، ودين خاصي وجود ندارد. با همه
دينها، کشورها و ملتها با همه ويژگيهايشان به طور يکسان برخورده شده است.
5. مزيت ديگر اين طرح آن است که به طور کامل با ردهبندي دانش هماهنگ است. در واقع
اين هر دو برهم منطبقاند (فدائي عراقي، 2001). همچنين، واژهشناسي و نشانهگذاري
يکساني براي هر دو نظام انتخاب شده است.
6. اين طرح با سرعنوان موضوعي که براي آن تهيه ميشود هماهنگ است، زيرا سرعنوان
موضوعي از خود طرح سرچشمه گرفته است. از اين رو اصطلاحاتي که در اين طرح استفاده
شده، ممکن است با اندکي تغيير در سرعنوان موضوعي مورد استفاده قرار گيرند. به همين
دليل بسياري از واژهها و اصطلاحات را در هر دو قسمت ميتوان با اندکي تغيير به جاي
هم استفاده كرد. در نمايه نسبي ميتوان ازUF (به کار ببريد براي)، NT (اصطلاح اخص)،
BT(اصطلاح اعم)، وRT (اصطلاح وابسته)، جنبههاي اجتماعي، جنبههاي اقتصادي، و... و
همچنين يادداشتهايي از قبيل «تقسيم جغرافيايي» و مانند آن استفاده کرد.
7. همگام با «رانگاناتان» (در: Prolegomena to …) که معتقد است هر نشانه بايد هدفي
را تعقيب کند، ردهبندي دودويي جهاني طوري طراحي شده که هر نشانه بيش از يک کاربرد
دارد. به عنوان مثال، دو عدد اول که به صورت درشت تايپ شدهاند نشاندهنده رشته خاص
و فاصله آن تا رأس سلسلهمراتب ميباشند (همچنين زوج و فرد بودن اين اعداد
همانگونه که قبلاً شرح داده شد داراي معناي خاصي است). حروف براي نشاندادن
رشتهها هستند و به دليل اين که از نام واقعي هر رشته گرفته شدهاند در سطح جهاني
معنا دارند. دو عدد داخلي که به صورت ايرانيک تايپ شدهاند بيانگر تقسيمات فرعي و
شماره رديف و فاصله تا سر شاخه موضوع اصلي هستند. و نيز، زوج و فرد بودنشان
اشارهاي ضمني به اهميت آنها دارد.
8. مجدداً مطابق با نظرات «رانگاناتان» (همانجا)، در اين طرح ردهبندي همانند ساير
طرحها جنبههاي مختلف يک موضوع را ميتوان در کنار هم قرار داد. به عنوان مثال حمل
و نقل ممکن است داراي يکي از جنبههاي تاريخي، اجتماعي، فلسفي و مديريتي، يا همه
موارد (که معمولاً به ندرت اتفاق مي افتد) باشد. در اين صورت ميتوان با افزودن
شمارههاي وابسته آنها را در کنار هم ردهبندي کرد. مثلاً در 116TR529356111 همه
موارد فوق لحاظ شده است. در جايي که حمل و نقل موضوع اصلي نيست، نشانهها تغيير
خواهند کرد.
9. انعطافپذيري از ديگر مزاياي اين طرح ميباشد. در اين معنا، اگر کتابخانهاي
خيلي تخصصي باشد و نخواهد از شمارههاي بيروني استفاده کند حذف آن لطمهاي به کل
طرح نخواهد زد. به طور مثال:
● اگر کتابخانهاي به زمينه موضوعي مطالعات کتابداري و اطلاعرساني اختصاص دارد
ميتوان دو حرف اول را ناديده گرفت.
● همچنين در فرانماي موضوعي چنانچه فرو رفتن در جزئيات مطرح نباشد، ميتوان در هر
نقطهاي متوقف شد.
● مزيت ديگر اين طرح آن است که ميتوان کتابها و مدارک با شمارههاي فرد و زوج را
از هم جدا کرد. اين امر در قفسهچيني کتابخانههاي بزرگ مانند کتابخانه ملي بسيار
مفيد خواهد بود.
● همچنين اگر کشور يا مؤسسهاي نخواهد از همه علائم استفاده کند، ميتواند فقط از
قسمت بيروني نشانهها که براساس رشتههاي شناختهشده جهاني تعيين شده و قابل فهم و
آسان ميباشند و براي همه شناختهشده هستند، استفاده کند. براي مثال65 در اين
طرح، نشانه جهاني براي رشته شيمي است. با استفاده از اين شماره هر کتابخانه در هر
جاي دنيا ميتواند ازعلامتها و نشانههاي زبان جامعه خود استفاده کند و حتي اگر
بخواهد ميتواند قسمت دروني طرح را هر طور که تمايل دارد تغيير دهد.
● براي هرکشور و ملتي اين امکان وجود دارد که از الفباي خودش به جاي حروف لاتين
براي نشاندادن رشتهها استفاده کند و اين کار لطمهاي به طرح نخواهد زد، و هر زمان
بخواهد ميتواند حروف محلي را تبديل به حروف لاتين کند (البته اين کار توصيه
نميشود).
10. همانگونه که در قانون252 «رانگاناتان» (همانجا) بيان شده يادگيري و
بهخاطرسپاري، يکي از جنبههاي مفيد در هر طرح ردهبندي کتابخانهاي ميباشد. در
اين طرح نيز اين خصيصه به خوبي مشهود است؛ يعني شمارهها در بالاترين حد خود از دو
رقم تجاوز نميکند و از 20 هم به ندرت بالاتر ميرود. همچنين، نشانههاي حرفي به
صورتي انتخاب شدهاند که نشاندهنده رشتهها بر اساس نام شناختهشده جهاني آن
باشند. بنابراين به سادگي قابل يادگيري و بهخاطرسپاري هستند. به عنوان مثال يافتن
منابع در زمينه تاريخ يا فلسفه بسيار ساده است، خصوصاً اگر اين نشانهها به صورت
يکسان در همه کتابخانههاي جهان مورد استفاده قرار گيرند. همان گونه که «تيلور»
بيان ميکند: «چيزي که بسياري از زبانها به آن اعتقاد دارند اين است که نشانه عددي
و ديگر نشانهها ميتواند موانع زباني را که بر رويکرد موضوعي کلاميتحميل شده،
کنار بزند» (تيلور، 2000: 280).
11. همان گونه که اين طرح بر دو اصل سلسلهمراتبي و دودويي استوار است، هر اصطلاحي
دو ويژگي دارد (بنگريد به مزيتهاي 13،14) و اين امر باعث ميشود که اين طرح نسبت
به ديگر طرحهاي ردهبندي از انطباق بيشتري با رايانه برخوردار باشد، زيرا کار
رايانه براساس اصول دودويي بنا شده است. اين امر بسياري از مشکلات موجود در اين
زمينه را حل خواهد کرد.
12. مطابق ديدگاه «رانگاناتان» (در: ranganatan ahead of …، 2002)، ميتوان گفت که
اين طرح ردهبندي بسيار کاربرمدار است و قواعد چهريزهاي در آن کاربرد دارند. اگر
چه در اين طرح شمارهها از پيش آمادهاند و شماره هر موضوعي در کتاب يا کتابچهاي
آماده شده، اما استفاده از آنها براي كاربر آسان است. به عبارت ديگر، همان گونه که
«رانگاناتان» (در: «کلارک و يانسي»، 2001: 3) در طرحش چهريزههاي «شخصيت، ماده،
انرژي، فضا و زمان» را پيشنهاد ميکند، هر فرد ميتواند همه جنبههاي ممکن يک موضوع
را به آن بيفزايد. به عنوان مثال شخصي ردهبندي را به عنوان يک موضوع انتخاب مي
کند؛ آنگاه ميتواند جنبههاي کارکردي، اقتصادي، يا اجتماعي آن را با اضافه کردن
شمارهاي از موضوعات مرتبط، زمان و مکان از جداول زمان و مکان، مشخص نمايد و به آن
اضافه کند. بنابراين به نظر ميرسد که اين طرح همه ويژگيهاي ردهبنديهاي سنتي که
«کلارک» و «يانسي» با عنوان شمارشي، سلسلهمراتبي و تحليلي- ترکيبي از آنها ياد
ميکنند، را داشته باشد (کلارک و يانسي، 2001: 3).
توصيه ميشود كه در اين ردهبندي، شمارهها در همه موضوعات و موضوعات فرعي و همچنين
نشانهها از يک قاعده يکسان تبعيت کنند. مثلاً اگر در فرانماي اصلي «5» براي تاريخ
در نظر گرفته شد بايد براي جنبههاي تاريخي در تقسيمات فرعي استاندارد هم از آن
استفاده کرد.
13. جستجوي آن آسان است. در صفحه نمايش رايانه، هر فرد با سه بار کليک ميتواند به
موضوع اخص تعريفشده برسد. در اين طرح ردهبندي هر رشته يا موضوع دو شماره اساسي
دارد که مختصات آن ميباشند. در فرانماي رشتهها (بنگريد به فرانماهاي 1،2 و 3) يک
شماره براي رديفها است که رشتهها را نشان ميدهد (افقي) و شماره ديگر موقعيت
عمودي آن را نشان ميدهد و نظم رشتهها را در شکل شجرهنامهاي بيان ميدارد. پس هر
رشته دو شماره دارد که به رديف و ستون آن اشاره ميکنند. مثلاً حقيقت مطلق AU0.0،
فلسفه PH5.6، شيمي CH6.5، و ...
در بخش دروني، همه موضوعات نيز دو ويژگي دارند؛ يعني آنها هم مانند رشتهها دو
شماره دارند. يکي از آنها به صورت درشت تايپ ميشود که نشاندهنده رديف و رشتهاي
است که موضوع به آن تعلق دارد. به عنوان مثال شماره ردهبندي در علوم کتابداري13581
ميباشد که 135 شماره علوم کتابداري واطلاعرساني در طرح ميباشد و دو شمارهاي که
در ادامه ميآيند (و به صورت ايرانيک و معمولي تايپ شدهاند) نشاندهنده جنبههاي
آن رشته ميباشند. با ارجاع به «نشانههاي خاکستري لوسي[8]» در شکل جدول مانند، در
اين طرح نيز ما ميتوانيم جدولهايي داشته باشيم که ويژگيها را از هم جدا مي کنند
(لوسي، 2003).
اين اعداد را ميتوان به صورت رياضي به عنوان ابعاد حوزه يا موضوع در نظر گرفت.
بدين طريق در اين روش، هر اصطلاح در هر رشته يا موضوع، ارزش خاص خود را دارد که به
وسيله آن، تعريف ميشود. تفاوت نمايش علائم در قفسهچيني کتابها و طرح بازيابي در
ترتيب و نحوه قرارگرفتن آن است. بنابراين در قفسهچيني براساس رشته، دو رقم قبل از
حروف ولي در بازيابي دو رقم بعد از حروف قرار مي گيرند. مثلاً شماره «دين» در قفسه
55RE و در بازيابي RE5.5 است. اين امر در بازيابي براي محققان سودمند است، زيرا به
آنها اجازه انتخاب آنچه در جستجوي آن هستند را ميدهد. در نظر بگيريد فردي در
جستجوي اثري درباره ردهبندي است و اين اصطلاح در چندين رشته مانند فلسفه،
زيستشناسي، جانورشناسي و علوم کتابداري و اطلاعرساني به کار رفته است. مراحل کار
به صورت زير است، که به محض کليک در صفحه نمايش رايانه در جستجوي واژه «ردهبندي»،
موارد زير ظاهر ميشود:
|
فلسفه |
زيستشناسي |
جانورشناسي |
علوم کتابداري و اطلاعرساني |
|
56 |
81 |
101 |
135 |
آنگاه جستجوگر علوم کتابداري و اطلاعرساني را انتخاب ميکند؛ سپس سؤال ميشود:
آيا تقسيمات بيشتري مورد نياز است؛ بلي خير
اگر جستجوگر بلي را انتخاب کند13581 بازيابي خواهد شد. بعد از آن شخص ميتواند به
صورت الفبايي و براساس «نويسنده، عنوان، موضوع، و نمايه»، نتايج را مرور کند.
حال فرض کنيم شخص رشته يا موضوع را نميداند؛ او ميتواند همه اعداد از 1 تا 20 را
ببيند که کار دشواري نيست. اگر شماره مربوطه را بداند ميتواند به کمک آن، همه
رشتهها و موضوعات مرتبط را بازيابي کند. مثلاً اگر جستجوگر عدد «5» را وارد کند،
موارد زير در صفحه نمايش رايانه نمايش داده ميشود:
|
51(علوم اجتماعي) |
52(تاريخ) |
53(لغتشناسي) |
54(روانشناسي) |
|
55(دين) |
56(فلسفه) |
57(هنر) |
58 (عرفان) |
همچنين در مثال بالا جستجوگر ميتواند از عملگرهاي بولي براي اخص کردن موضوع مورد
علاقه خود استفاده کند. مثلاً براي يافتن آثاري درباره «ردهبندي» جستجوگر ميتواند
آن را به صورت زير، اخص کند:
فلسفه «و» علوم کتابداري
فلسفه «يا» علوم کتابداري
فلسفه «نه» علوم کتابداري
14. از ديگر مزيتهاي اين طرح ردهبندي جديد، نمايهسازي است. نمايه در حوزهها مهم
است اما در موضوعات اهميت بيشتري دارد. اين کار در موضوعات با مشورت متخصصان
موضوعي صورت ميگيرد؛ بدين معنا که بايد سعي کرد موضوعات را مشخص، و به صورت دودويي
تقسيم کرد و در نهايت، آنها از تعاريف پذيرفتهشده در داخل حوزهها و موضوعات
تعيينشده توسط متخصصان تجاوز نخواهند کرد.
مسئله بعدي، حد وجايگاه اصطلاحات نمايهاي است. وقتي تقسيم دودويي تا آنجا ادامه
پيدا کرد که ديگر امکان پيشرفت نبود، نمايهها به صورت الفبايي يا حتي اشکال ديگر،
منظم ميشوند. اين کار مبين رابطه سلسلهمراتبي اصطلاحات نمايهاي است و به علاوه
با زوج و فرد کردن اصطلاحات ميتوان خصوصيات آنها را به بند کشيد. بديهي است که
اين امر روي جامعيت و مانعيت در بازيابي اثر خواهد گذاشت. همان گونه که در بند 13
ملاحظه گرديد، هر اصطلاح با دو ويژگي، ارزش خاص خود را دارد. بنابراين ارزش هر
اصطلاح صرفاً معناي لغوي آن در فرهنگ لغات نيست. بلکه منطبق بر اصول فني و
معناشناختي آن است که توسط متخصصان موضوعي تعيين ميشوند. اسامي خاص نيز به همين
شيوه معين ميشوند؛ يعني اگر متعلق به ويژگي مهمتر باشند عدد فرد، و در غير اين
صورت عدد زوج به آنها اختصاص مييابد. علاوه براين امکان انتخاب صفات متضاد براي
اصطلاحات وجود دارد. به عبارت ديگر، صفاتي چون بالا و پايين، بزرگ و کوچک، مذکر و
مؤنث، سرد و گرم، مثبت و منفي، و مانند آنها را ميتوان با اعداد فرد يا زوج معين
کرد. به عنوان مثال در فيزيک (الکتريسته) ما اصطلاح «برق فشار قوي» داريم که يک
اصطلاح نمايهاي است و ميتوانيم آن را در يک موضوع مستقل با دو ويژگي بياوريم:
«برق فشار قوي» را از «برق فشار ضعيف» متمايز کنيم. فرض کنيم که نشانه مربوط به اين
موضوع6552 باشد. ميتوانيم حرف «P» را براي فشار و يک عدد فرد (زيرا بر اساس قاعده
کلي ردهبندي، اعداد زوج براي نشاندادن موضوعات کماهميتتر بهکارميروند) يا هر
علامت مناسب ديگري را که نشاندهنده «برق فشار قوي» باشد بعد از آن به کار ببريم.
15. سهولت تهيه اصطلاحنامه يکي ديگر از مزاياي اين طرح ردهبندي است. اصطلاحات بر
اساس ارزشهاي شناختهشده انتخاب گرديدهاند و اين امر به کاربر اجازه ميدهد
اصطلاحات کليدي را توسعه دهد يا آنها را به صورت الفبايي منظم کند. اين به آن معنا
است که ارزش اصطلاحات تخصصي در طرح ردهبندي و اصطلاحنامه يکسان ميباشد. اين کمک
بزرگي است به کتابداران، دبيزشکاران و پژوهشگران و همه کساني که بخواهند از
قابليتهاي فني استفاده کنند. کتابخانهها و مراکز اسناد ممکن است در دو مکان مجزا
واقع باشند، اما ارزش موضوعات واصطلاحاتي که داراي بار اطلاعات هستند از يک طرح
يکسان پيروي ميکند.
16. امکان تغيير و توسعه از مزاياي ديگر اين طرح ردهبندي است. اگر شخصي نام رشته
يا موضوعي را تغيير دهد، چيزي جز حروف، در شماره بازيابي تغيير نخواهد کرد. اگر
رديف تغيير کند، تنها شماره تغيير خواهد کرد و قسمتهاي دروني بدون تغيير باقي
خواهند ماند. حتي اگر فردي بخواهد يک رشته يا موضوع جديد به طرح اضافه کند جاهاي
خالي پيشبينيشده زيادي در ستونها و رديفهاي طرح وجود دارند که ميتوان آنها را
به کار گرفت. ولي بايد در نظر داشت که دقت نظر متخصصان موضوعي در ساخت فرانماي
اصلي، طرح را براي مدت زيادي از تغيير مصون خواهد کرد.
17. يکي ديگر از مزاياي اين طرح، صرفهجويي در وقت و هزينه است. زيرا سرعنوان
موضوعي و طرح ردهبندي با هم هماهنگاند، يا حتي ممکن است در يک موضوع واحد بر هم
منطبق باشند. اين هماهنگي، موجب صرفهجويي در وقت و هزينه ميگردد. بديهي است كه
هماهنگي سرعنوانهاي موضوعي، اصطلاحات ردهاي و نمايهاي مرتبط در استفاده دستي يا
رايانهاي، باعث جلوگيري از هدر رفتن وقت و نيروي متخصصان فني و کاربران خواهد شد.
18. بهکارگيري طرح ردهبندي دودويي جهاني از پراکندهشدن موضوعات در کتابخانهها
به نوعي جلوگيري خواهد کرد؛ زيرا از آنجا که موضوعات مرتباً به صورت دودويي
ميشکنند، موضوعات همارز بيشتر در کنار هم قرار ميگيرند- اگرچه از نظر عمودي
ممکن است جدايي نسبي ايجاد شود.
19. مزيت جزئي ديگر اين طرح در پيشبيني جاي خالي در قفسهچيني براي گسترش آينده
موضوعات است، به اين معنا که در يک کتابخانه لازم نيست فضاي زيادي از قفسهها را
براي کتابهايي که هنوز وارد کتابخانه نشدهاند پيشبيني کرد (مالتبي، 1975: 286).
20. نکته آخري که مايلام به آن اشاره کنم اين است که اين طرح ردهبندي همه طرحهاي
قبلي را که توسط متخصصان در همه رشتهها خصوصاً در رشته کتابداري و اطلاعرساني
ارائه شدهاند قبول دارد و از آنها بهره ميگيرد. در نوشتن اين مقاله هم از
سرعنوانهاي موضوعي کتابخانه کنگره (ردهبندي کتابخانه کنگره،1917-)، ردهبندي
دهدهي ديويي (ديويي،1989) و ردهبندي کتابخانه کنگره و همچنين اصول «رانگاناتان» در
تعريف چهريزه و ... (واينر، 1988) کمکهاي زيادي گرفتهام. يقيناً در تحکيم
ساختارهاي پايهاي اين طرح، همه تجارب مورد نيازند.
7. نتيجهگيري
به اعتقاد نويسنده مزاياي طرح ردهبندي دودويي جهاني ميتواند مورد استفاده همه
کتابخانههاي کوچک و بزرگ در سطح جهان قرار گيرد. همان طور که گفته شد اين طرح بر
اساس آنچه که وجود دارد- نه آنچه که ما فکر ميکنيم- بنا نهاده شده است و از اين رو
تحققيترين طرح محسوب ميشود. اين طرح، سلسلهمراتب را به صورت واقعي نشان ميدهد؛
موقعيت هر رشته يا موضوع را از سرشاخه و ريشه اصلي آن معين ميکند؛ اعداد و حروف
معنا دارند؛ اعداد زوج و فرد کاربرد خاص خود را دارند؛ يادگيري آن آسان است و اعداد
اصلي در حوزهها و موضوعات به ندرت از دو رقم و در نهايت از 20 تجاوز ميکنند؛
روابط رشتهها و موضوعات با يکديگر مشخص است؛ هيچ تعصبي نسبت به زبان، کشور و مذهب
خاصي ندارد؛ قواعد يکساني در سراسر طرح به کار رفته است؛ انعطافپذير است؛ براساس
طبقهبندي علوم تنظيم يافته؛ قابليت کار با رايانه را دارد؛ همه حوزهها و موضوعات
به وسيله دو دسته از اعداد معنادار تعريف شدهاند؛ داراي سرعنوان موضوعي هماهنگ با
طرح ميباشد که از همان قواعد کلي طرح ردهبندي پيروي ميکند و ميتوان آن را با
خود طرح در يک مجلد جاي داد؛ به استفادهکننده امكان ميدهد از طريق موضوع، شماره و
عملگرهاي بولي و مانند آن به جستجو بپردازد.
علاوه براين، نويسنده به همه تلاشهايي که تاکنون در اين مورد در سطح جهان انجام
شده احترام ميگذارد و خاضعانه تأکيد ميکند که اين طرح در آغاز راه است و هدف وي
از ارائه اين طرح، صرفاً نشاندادن امکانپذيري اجراي آن است. علائم و رموز در
مطالعات گستردهتر ميتوانند تغيير يابند. بنابراين هر گونه پيشنهاد سازنده به
بهبود اين طرح کمک ميکند.
8. منابع
1. Clarke, D. & Yancey, T. (2001). Twenty –First Century Tools for
Vocabulary Management and Indexing. In Annual meeting of the American Society
for Information Science and Technology. Washington D.C. Retrieved January 12,
2003, from Synapse: Knowledge Management, Thesaurus Software, Indexing &
Classification:
http://www.synaptica.com/asis_2001.asp
2. Dewey, M. (1989). Dewey decimal classification and relative index (20th ed.,
J. P. Comaromi, J. Beall, W. E. Matthews, & G. R. New, Editors). U.S.A: Forest
Press.
3. Fadaie Araghi, G. (2001). Tarh Un Jadid Li Tasnif al ‘Ulum (New Scheme for
Classification of Knowledge). Afaq al Hizarat al Islamyah: no.5.
4. Library of Congress Classification (Various eds., Vols. 1-37). (1917- ).
Washington D.C.: The Library of Congress.
5. Library of Congress Subject Heading (v vol.) (1998). Washington D.C:
Cataloging Distribution Section.
6. Losee, R. M. (2003).Adaptive User –Centered Organization of Tabular Data for
Display. Unpublished manuscript.
7. Losee, R. M. (2003). Optimal User – Centered Knowledge Organization and
Classification Systems: Using Non – reflected Gray Codes. Journal of Digital
Information, 2(3). Retrieved January 12, 2003, from
http://jodi.ecs.soton.ac.uk/Articles/v02/i03/Losee
8. Maltby, A. (1975). Sayers’ Manual of Classification for Librarians (5th ed.).
London: André Deutch.
9. Prolegomena to Library Classification; Excerpts from Ranganathan’s
Prolegomena to Library Classification. (2003). Retrieved January 12, 2003, from
Miskatonic University Press Web site:
http://www.miskatonic.org/library/prolegomena.html
10.Qur’an. Fosselat, 53
11.Ranganathan Ahead of His Century: Faceted Classification. (2000). Retrieved
January 12, 2003, from
http://www.slais.ubc.ca/courses/libr517/winter2000/Group7/facet.htm
12.Taylor, A. G. (2000). Wynar’s Introduction to Cataloging and Classification
(9th ed.). Miller Colorado: Libraries Unlimited.
13.Wynar, B. S. (1988). Introduction to Cataloging and Classification )7th ed.).
Colorado: Libraries Unlimited.
پيوست مقايسه ردهبنديهاي كنگره، ديويي، دودويي در رشته علوم کتابداري و
اطلاعرساني
|
رديف |
موضوع |
شماره كنگره |
شماره ديويي |
شماره دودويي |
موضوع |
|
1 |
علوم کتابداري |
Z665 |
020 |
135L |
علوم کتابداري |
|
2 |
رانگاناتان، شيالي راما1927-1982 |
Z665.214 |
020# |
135L8 |
|
|
3 |
علوم کتابداري |
Z665 |
020 |
135L |
علوم کتابداري |
|
4 |
اطلاعرساني |
Z665 |
020 |
135I |
علوم کتابداري |
|
5 |
کتابخانههاي عمومي |
Z665 |
020# |
135L |
علوم کتابداري |
|
6 |
کتابشناسي |
Z1001 |
010 |
135L7 |
کتابشناسي |
|
7 |
وينسور، ياستين1897-1831 |
Z674 |
025.52 |
135L10 |
خدمات اطلاعاتي |
|
8 |
ديويي، ملويل1931-1851 |
Z720D4 |
020.92 |
135L5 |
کتابخانهها |
|
9 |
علوم کتابداري |
Z670 |
020# |
135L |
خدمات کتابداري |
|
10 |
ورمان،کورت ديويد،1900 |
Z674 |
025.52# |
13554 |
خدمات کتابداري |
|
11 |
علوم کتابداري |
Z721 |
020.009 |
135L7 |
کتابخانههاـ تاريخ |
|
12 |
علوم کتابداري |
Z673 |
020# |
135L |
علوم کتابداري |
|
13 |
علوم کتابداري |
Z115.5 |
411.7# |
135L |
نسخهنويسي |
|
14 |
کتابخانههاي ايالات متحده |
Z665 |
020# |
135L3 |
علوم کتابداري |
|
15 |
مدارس کتابداري |
Z669.5 |
020# |
135L9 |
علوم کتابداري |
|
16 |
مطالعه کتاب |
Z710 |
025.31 |
135L7 |
فهرستهاي کتابخانهاي |
|
17 |
علوم کتابداري |
Z665 |
020# |
135L |
علوم کتابداري |
|
18 |
علوم کتابداري |
Z665 |
020 |
135L |
علوم کتابداري |
|
19 |
علوم کتابداري |
Z670 |
020 |
135L |
علوم کتابداري |
|
20 |
علوم کتابداري |
Z665 |
020 |
135L |
علوم کتابداري |
|
21 |
علوم کتابداري |
Z665 |
020 |
135L |
علوم کتابداري |
|
22 |
فهرستنويسي |
Z695 |
025.32# |
135L8 |
فهرست توصيفي |
|
23 |
علوم کتابداري |
Z320 |
070.509 |
135L |
نشر و ناشر |
پينوشتها
1.Gholamreza Fadaie Araghi (2004). “A New scheme for library classification”,
Cataloging and classification Quarterly, vol. 38(2).
نويسنده محترم مقاله در نامهاي خطاب به سردبير به تاريخ 12/4/85 ضمن تأييد ترجمه اجازه چاپ آن را صادر فرمودهاند.
[2]. Universal Binary Classification (UBC)
[3]. Clarke and Yancey
[4]. نک: کتاب مراتبالعلوم ابن حزم اندلسي با تصحيح احسان عباس و ترجمه محمدعلي خاکساري و نيز مقالات نويسنده به زبان فارسي و عربي در دو مجله دانشکده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران و مجله آفاق حضارهالاسلاميه شماره 5.
[5]. Fadaie Araghi
[6]. either, or
[7]. A and not A
[8]. Losee’s Grey Code