دوره 21شمارهء 4 (تابستان 1385) صفحه: 19-39
تحليل محتواي پاياننامههاي رشته كتابداري و اطلاعرساني سالهاي 1373 تا 1382، موجود در پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمي ايران
جوانه آذرانفر
كارشناس
ارشد رشته كتابداري و اطلاعرساني دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شمال
پست الكترونيكي: 
چكيده:
اين
مقاله میکوشد با روش تحليل محتوا به بررسي پاياننامههاي رشته كتابداري و
اطلاعرساني موجود در پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمي ايران بپردازد. جامعه آماری
پژوهش از 240 پاياننامه تشکيل شده که در سالهاي 1373 تا 1382 از دانشگاههای
مختلف کشور به اين پژوهشگاه ارسال شدهاند. يافتههای پژوهش نشان میدهد كه
دانشگاه علوم پزشكي ايران بيشترين تعداد پاياننامه را ارسال كرده است. گرايش
موضوعي غالب در پاياننامههاي مورد نظر به مقوله «كتابخانهها و مراكز منابع» و
ضعيفترين گرايش به مقوله «رسانه» است. در مقوله «كتابخانهها و مراكز منابع»
زيرگروه «كتابخانههاي دانشگاهي» بيشتر از ديگر كتابخانهها بررسي شده. از لحاظ
روش پژوهش، بيشتر پاياننامهها از روش پيمايشي استفاده كردهاند. متوسط استنادها
و نسبت استفاده از منابع خارجي به كل منابع نيز در اين ده سال رو به افزايش بوده
است.
كليدواژهها: تحليل محتوا، پاياننامه، پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمي
ايران، كتابداري و اطلاعرساني
1. مقدمه
اصولا" مواد غيرکتابي از نظر محتواي اطلاعاتي اهميت زيادي دارند. معمولاً آثار
پژوهشگران پيش از آنکه بهصورت کتاب در اختيار علاقهمندان قرار گيرند، در
نسخههاي محدود به شکل مقاله در نشريات، سمينارها، پاياننامهها، انتشارات دولتي و
امثال اينها منتشر ميشوند. يکي از اين منابع اطلاعاتي باارزش، پاياننامهها
هستند که همهساله مقدار زيادي از امکانات مالي دولت و بخش قابل توجهي از نيرو و
وقت اعضاي هيئت علمي دانشگاهها صرف آن ميشود (دياني 1378).
پاياننامه حاصل يک مطالعه منظم و اصولي درباره يک مسئله مهم است که به وضوح،
مشکلها را مشخص ميکند، فرضيههاي مهم را مطرح ميسازد، به منابع اطلاعات اشاره
ميکند و اطلاعات بهدستآمده را تحليل ميكند و در نهايت به يک نتيجه و توصيه دست
مييابد. بنابراين پاياننامهها به عنوان منبع علمي از سه جهت اهميت دارند: 1) به
عنوان منابع اطلاعاتي مورد نياز پژوهش؛ 2) ارائه نتايج فعاليتهاي علمي و پژوهشي؛
3) جلوگيري از دوبارهکاريها ( اكرمي 1371).
پاياننامه معمولاً نخستين كار پژوهشي جدي دانشجو در مقطعهاي مختلف تحصيلات تكميلي
است و ارائه آن بهعنوان يكي از شرايط اصلي اخذ مدرك تحصيلي در دورههاي تحصيلات
تكميلي، الزامي است. پژوهشهايي كه تاكنون در قالب پاياننامه انجام شدهاند نقش
بسزايي در پيشرفت علوم داشتهاند، بنابراين چون پاياننامهها از منابع اطلاعاتي
با ارزش هستند آگاهي از محتواي آنها ضروري بهنظر ميرسد (اكرمي 1371( .
پژوهش درباره پاياننامههاي دانشجويان از جهات مختلف اهميت دارد. اول اينکه
پاياننامه نخستين فرآورده پژوهشي منظم و پيشبينيشده آنان است كه جنبههاي
بازارپسندي و مصلحتانديشي، کمتر در آن به چشم ميخورد. در واقع تمام سعي دانشجو
بر اين است که پاياننامه براساس استانداردهاي علمي قابل قبول دانشگاه باشد
(ميرسندسي 1382.
دوم اينکه دانشجويان براي انتخاب موضوع بر اساس تمايلات شخصي، تجربه کاري، و مسائل
مطرح روز عمل ميکنند. بنابراين تحليل محتواي پاياننامهها دريک دهه ميتواند
ابزار مناسبي براي آگاهي از گرايشها و سليقههاي شخصي دانشجويان و موضوعهاي مطرح
روز باشد و تغييرها را نشان دهد. از سوي ديگر، پاياننامهها را در رشتههاي
گوناگون از ديدگاههاي مختلف ميتوان ارزيابي کرد. مثلاً نقش پاياننامهها در تهيه
مقالههاي پژوهشي، ميزان استفاده از انواع منابع اطلاعاتي در نگارش پاياننامهها،
ميزان رعايت استانداردها در تدوين آنها، بررسي نقش آنها در پژوهشهاي مراکز
آموزشي و پژوهشي، و نيز تحليل موضوعي آنها همگي از جمله اين موارد هستند. بديهي
است که در هر مقطع زماني، گرايشهاي پژوهشي در هر رشته بسته به شرايط محيطي، مختلف
ميباشد؛ بعضي از موضوعها بيشتر مورد توجه قرار ميگيرند و بعضي ديگر ناديده
گرفته ميشوند و اين امر در نگارش پاياننامهها نيز صدق ميکند.
2. بيان مسئله
فهرست پاياننامهها هم اكنون به گونههاي مختلف چاپي و رايانهاي در دسترس
است. مهمترين منبع در سطح جهاني «چكيدهنامه بينالمللي پاياننامههاي تحصيلي»[1]
است كه چكيده پاياننامههاي دكتراي دفاعشده در دانشگاههاي امريكا از 1861 تاكنون
را دربرميگيرد. اين منبع اكنون هم به شكل چاپي و هم به صورت صفحه فشرده توليد
ميشود. در پايگاه اطلاعاتي «ليزا»[2] نيز اطلاعات كتابشناختي و چكيده
پاياننامههاي كتابداري و اطلاعرساني وجود دارد. در انگلستان «نمايه
پاياننامههاي اسليب»[3] رسالههاي كتابداري و اطلاعرساني را معرفي ميكند و نيز
بخش اماني «كتابخانه بريتانيا» نشريهاي ماهانه حاوي چكيده گزارشها و پژوهشهاي
دولتي (از جمله پاياننامههاي دانشگاهي) را چاپ و منتشر ميكند. از فعاليتهاي
انجامشده در ايران، تهيه «پايگاههاي اطلاعاتي چكيده پاياننامهها» توسط مركز
اطلاعات و مدارك علمي ايران (ايرانداك)[4] را ميتوان نام برد (مديراماني 1381).
اين پژوهشگاه يكي از بزرگترين مراكز اطلاعرساني در سطح ملي است كه فعاليتهاي
گستردهاي در حوزه كتابداري و اطلاعرساني دارد و پايگاههاي اطلاعاتي مختلفي را در
زمينه پاياننامههاي فارغالتحصيلان داخل و خارج از كشور، همايشها، مقالههاي
علمي و فني، طرحهاي پژوهشي، گزارشهاي دولتي ايران، و ... دارد. يکي از مهمترين
اين پايگاهها، پايگاه چکيده پاياننامههاي ايران است که مجموعه غني از اطلاعات
پاياننامههاي تحصيلات تکميلي داخل کشور را دربرميگيرد.
در اين پژوهش، پاياننامههاي رشته كتابداري و اطلاعرساني دانشگاههاي مختلف مربوط
به سالهاي 1373 تا 1382، موجود در ايرانداك با روش تحليل محتوا بررسي ميشوند.
اميد است که نتايج اين پژوهش، در شناخت موضوعي محتواي پاياننامهها و در شناخت
ديگر مباحث مطرح در آنها (که قابليت دستهبندي و بيان آماري آنها وجود دارد) موثر
باشند.
3. هدف پژوهش
هدف اصلي اين پژوهش تحليل محتواي موضوعي پاياننامههاي رشته کتابداري و
اطلاعرساني موجود در ايرانداك به منظور تعيين سير موضوعي، توزيع موضوعي، شناسايي
تعداد پاياننامههاي ارائهشده در هر مقوله موضوعي، و نيز روششناسي پاياننامهها
است.
4. پرسشهاي اساسي پژوهش
1. توزيع فراواني پاياننامهها به تفكيك دانشگاه چگونه است؟
2. توزيع فراواني مقولههاي موضوعي در پاياننامهها چگونه است؟
3. توزيع موضوعي پاياننامههاي اختصاصيافته به انواع كتابخانهها و مراكز منابع
چگونه است؟
4. روشهاي پژوهشي بهکاررفته در پاياننامهها چيست؟
5. متوسط استنادهاي پاياننامههاي هر سال چقدر است؟
6. نسبت استفاده از منابع فارسي و خارجي چگونه است؟
7. ميانگين تعداد صفحههاي پاياننامهها چقدر است؟
8. نسبت پديدآورندگان زن و مرد در پاياننامههاي مورد بررسي در هر سال چقدر است؟
5. اهميت پژوهش
پژوهشهاي انجامشده در كشور به شيوه تحليل محتوا بيشتر در زمينه تحقيقات علوم
اجتماعي (نظير تحليل محتواي كتابهاي درسي، پرسشهاي امتحاني، برنامههاي صدا و
سيما، روزنامهها، مجلهها، و - در سالهاي اخير- وبلاگها و وبسايتها) متمركز
بوده و در زمينه كتابداري و اطلاعرساني بدان چندان توجهي نشده است. بنابراين
يافتههاي حاصل از اين پژوهش ميتواند تصويري از فعاليتهاي پژوهشي را در حوزه
کتابداري و اطلاعرساني ترسيم کند و موضوعهاي قابل توجه اما ناديده گرفتهشده در
طي يک دهه در جامعه آماري مورد نظر را مشخص کند.
6. محدوديتهاي پژوهش
1. طبق بخشنامه شماره 15518/و مورخ 23/6/73 همه دانشگاههاي دولتي کشور
موظفاند يک نسخه از پاياننامههاي تحصيلات تکميلي خود را به پژوهشگاه اطلاعات و
مدارک علمي ايران تحويل دهند. برخي از دانشگاهها (مانند دانشگاه امام صادق و
دانشگاه تربيت مدرس) در مرحله تسويه حساب دانشجويان مقطع کارشناسي ارشد و دکترا، يک
نسخه از پاياننامه اين دانشجويان را دريافت ميكنند و در دورههاي زماني مختلف به
پژوهشگاه ارسال ميدارند و در بعضي از دانشگاهها، خود دانشجويان ملزم هستند که
پاياننامه را به پژوهشگاه ارسال و نامه اعلام وصول را دريافت کنند. اما متأسفانه
بعضي دانشگاهها اين بخشنامه را رعايت نميکنند و از ارسال پاياننامه خودداري
ميکنند كه اين امر بستگي به شيوه مديريت دانشكدهها و دانشگاهها دارد. بنابراين
پاياننامههاي موجود در ايرانداك نمايانگر کل پاياننامههاي توليدشده در کشور
نيست؛ چون گردآوري پاياننامهها در پژوهشگاه وابسته به ارسال آنها از دانشگاهها
يا تحويل توسط خود دانشجويان ميباشد. از طرفي ديگر، بين ارسال پاياننامهها از
دانشگاهها و درج مطالب آنها در پايگاه، فاصله زماني ديده ميشود، بنابراين در
زمان انجام اين پژوهش، اين دوره زماني بخصوص انتخاب شد.
2. از سال1380 در وبسايت ايرانداک قسمتي مربوط به درج اطلاعات کتابشناختي
پاياننامههاي دفاعشده يا در حال انجام وجود دارد که بلافاصله بعد از ثبت، در
بازيابي اطلاعات مشاهده ميشود. در سالهاي اخير بعضي از دانشجويان اطلاعات
پاياننامه خود را در اين قسمت درج کردهاند. هر دانشجويي به دلخواه اين قسمت را
پرکرده است و در نتيجه بعضي از اين اطلاعات ناقص ميباشند؛ بنابراين از آنها
صرفنظر شد.
3. در فاصله سالهاي 1373 تا 1382 نوزده پاياننامه رشته کتابداري و اطلاعرساني
متعلق به فارغالتحصيلان ايراني خارج از کشور در پايگاه «چکيده پاياننامههاي
خارجي» وجود دارد، ولي چون تعداد آنها به نسبت پاياننامههاي فارسي بسيار کمتر
بود و امکان مقايسه وجود نداشت، از ارائه اطلاعات آنها صرفنظر شد.
7. مباني نظري
استفاده از روش تحليل محتوا در رشته کتابداری و اطلاعرسانی در بررسیهای
گوناگون آمده است. به عقيده «پرتيز»[5] اين روش از ديد پژوهشگران کتابداری و
اطلاعرسانی بسيار به دور مانده است. «ايتون» و «برگين»[6] در سال 1984 در گزارشی
نتيجه گرفتند که تحليل محتوا در رشته کتابداری و اطلاعرسانی هرگز نقش مهمی نداشته
است؛ ولی «نور»[7] در گزارشی استفاده از اين روش را در مقالات کتابداری و
اطلاعرسانی تا سال 1984 نزديک به 9/2 درصد، و «کسلر» و «هاونر»[8] در سال 1984
برابر 9/4 درصد ذکر کردهاند (باب الحوائجي 1381). «آلن» و «رسر»[9] نيز در سال
1990 پژوهشهای کتابداری و اطلاعرسانی را تحليل محتوايي کردند و به اين نتيجه
رسيدند که دو نوع روش تحقيق مشخص تحليل محتوا به شرح زير به کار رفته است: 1) روش
ردهبندی و تعيين کمّی و کيفی ويژگیهای مقالات، 2) روش بنيادی بر پايه شناسايی
کلمه يا فراواني گروهی از واژهها. همچنين در اين رابطه آنها اعلام داشتند که
پژوهشهاي تحليل محتوا كه در کتابداری و علوم اطلاعرسانی انجام شدهاند بيشتر در
زمينه روش ردهبندی بهکارگرفته، و نيز تحليلهای بنيادين در حوزههای کوچکتر
انجام شدهاند (مليح 1376). «كوفوگياناكيس»[10] و «كروملي»[11] نتايج تحليل محتواي
پژوهشهاي كتابداري و اطلاعرساني انجامشده در سال 2001 را ارائه دادند. يافتههاي
اين پژوهش نشان داد كه روش توصيفي بيشتر از روشهاي ديگر مورد استفاده قرار گرفته
و حوزه موضوعي «دستيابي به اطلاعات و بازيابي» و بعد از آن «مجموعهسازي»،
«مديريت»، «آموزش» و «مرجع» بيشترين تعداد پژوهشها را به خود اختصاص دادهاند
(Koufogiannakis Crumley 2004).
8. مروي بر مطالعات انجامشده در ايران
«شکفته» (1377) در پاياننامه خود به «تحليل محتواي پاياننامههاي گياهان
دارويي ارائهشده به دانشکدههاي داروسازي و مقايسه نتايج حاصل از آن با اولويتهاي
پژوهشي» پرداخت. نتايج نشان داد که مبحثهاي فيتوشيمي (8/43 درصد)، اثرات درماني
باليني (19درصد)، و اسانس(1/16درصد) بيشترين تعداد پژوهشها را به خود اختصاص
دادهاند. اکثر پاياننامهها از نوع بنيادي (8/71درصد) هستند و از روش تجربي
(99درصد) استفاده کردهاند. با استفاده از فرمول ضريب همبستگي رتبهاي کندال مشخص
شد که بين اولويتهاي تعيينشده توسط متخصصان و تعداد پاياننامهها در مبحثهاي
مختلف گياهان دارويي، ارتباط خطي وجود دارد.
«پورثاني و امينپور» (1381) مقاله خود را در «هفتمين کنگره تغذيه ايران» با عنوان
«تحليل محتواي پاياننامههاي کارشناسي ارشد رشتههاي «علوم تغذيه» و «علوم بهداشتي
در تغذيه» در دانشگاههاي علوم پزشکي شهيد بهشتي و تهران، و مقايسه آنها از نظر
پرداختن به اولويتهاي کشور در زمينه تغذيه» ارائه کردند. يافتهها نشان داد که
اختلاف موضوعها از نظر آماري معنادار نيستند، و تنوع موضوعي در رشته علوم تغذيه
بيشتر بوده است. اکثر قريب به اتفاق پاياننامهها از نوع کاربردي، و فقط 2
پاياننامه در رشته علوم تغذيه، از نوع بنيادي بودند. در هر دو رشته، روش توصيفي
بيشتر از ديگر روشها مورد استفاده قرار گرفته بود. توزيع اولويتهاي پژوهشي در
زمينه تغذيه در پاياننامههاي دو رشته، تفاوت معناداري را نشان نداد.
«ميرسندسي» (1382) در مقاله خود در فصلنامه «مصباح» نتايج تحليل محتواي
پاياننامههاي دانشجويي در رشته جامعهشناسي کارشناسي ارشد و دکتري 1364 تا 1375
دانشگاه تربيت مدرس را ارائه داد. او موضوع را با توجه به سؤالهايي از قبيل اينکه
«بيشترين حوزه مورد مطالعه دانشجويان (فراواني و گرايش) و رابطه آن با دورههاي
مختلف چيست» بررسي ميکند. يافتههاي اين مقاله نشاندهنده رابطه بين موضوعهاي
مورد انتخاب دانشجويان و دورههاي مختلف، همچنين افزايش در مرور تعداد و نسبت
استفاده از منابع خارجي است.
«دانشگر» (1382) در مقالهاي در «دومين همايش پژوهشهاي زبان و ادب فارسي» به تحليل
موضوعي پاياننامههاي كارشناسي ارشد رشته زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تربيت مدرس
در سالهاي 1385-1364 ميپردازد و در اين مقاله كوشش ميكند به اين پرسشها پاسخ
دهد كه سير تحولات پاياننامهها در اين رشته در خلال سالهاي مزبور در دانشگاه
تربيت مدرس چه ويژگيهايي داشته و به لحاظ موضوعي چه تغييراتي را ميتوان در اين
روند مشاهده كرد. همچنين نگارنده در صدد است كه با تقسيمبندي و طبقهبندي
موضوعهاي پاياننامهها، به نكاتي دست يابد كه بتواند براي ايجاد تحول بويژه در
انتخاب موضوع، راهگشا باشد.
«عباسي شوازي» و «كاوه فيروز» (1383) پژوهشي را درباره تحليل پاياننامههاي
جمعيتشناسي در سالهاي 1340 تا 1380 ارائه دادند. هدف اين پژوهش بررسي سير موضوعي
و ويژگيهاي پاياننامههاي جمعيتشناسي در طي چهار دهه گذشته در كشور بود. براي
رسيدن به اين هدف، پاياننامههايي كه در يكي از مقاطع كارشناسي، كارشناسي ارشد يا
دكتري نگاشته شده و به يكي از مسائل جمعيتي پرداخته بود، مرور و تحليل گرديد و در
پايان با توجه به خلأهاي موجود در مطالعات گذشته، برخي از موضوعهايي كه در آينده
براي تحقيقات جمعيتي مهم خواهد بود ارائه شد.
9. مروري بر مطالعات انجامشده در خارج از ايران
«عبدولايه» در مقالهاي به بررسي و شناسايي گرايشهاي پژوهشي پاياننامههاي
تحصيلات تكميلي رشته كتابداري و اطلاعرساني در فاصله سالهاي 1994 تا 2000 در
دانشگاه بينالمللي اسلامي مالزي پرداخته است. نتايج نشان داد كه موضوع فناوري
اطلاعات (با فراواني 50 درصد) و بعد از آن موضوعهايي چون نيازهاي اطلاعاتي، مديريت
كتابخانه، استفاده از كتابخانه، و نشر، بيشترين تعداد پاياننامهها را به خود
اختصاص داده است. به موضوعهايي چون تاريخ كتابخانهها، فهرستنويسي و ردهبندي،
نمايهسازي و چكيدهنويسي، و دكومانتاسيون اصلا" پرداخته نشده است. از طرفي ديگر،
بيشتر پاياننامهها موضوعها را در رابطه با دانشگاهها، كتابخانههاي دانشگاهي،
اعضاي هيئت علمي، طراحي شغل، و خدمات مرجع، و تعداد كمي در رابطه با اقتصاد اسلامي،
دانشمندان زيستشناس و حق مولف بررسي كرده بودند (Abdoulaye 2002).
«عبدولايه» در مقالهاي ديگر، پاياننامههاي كارشناسي ارشد رشتههاي علوم انساني
دانشگاه بينالمللي اسلامي مالزي را در سالهاي 1991 تا 1999 تحليل كرده و چكيده
پاياننامهها را به عنوان منبع اطلاعات در نظر گرفته. تعداد 308 پاياننامه برحسب
موقعيت جغرافيايي و دانشكدهاي، مشاركت استادان راهنما و حوزههاي موضوعي اصلي
تحليل شدند. ميزان رشد پاياننامهها 7/266 درصد و بيشترين تأكيد، روي موضوعهاي
مذهب و فلسفه بوده است. تعداد استادان راهنما از 35 نفر در مقطع زماني 1991 تا 1995
به 94 نفر در مقطع زماني 1996 تا 1999 افزايش يافته كه نرخ افزايش 6/168 درصد را در
اين فاصله زماني نشان ميدهد. نتايج تحليل به شناسايي روندهاي پژوهشي در حوزه علوم
انساني در اين 9 سال كمك ميكند (Abdoulaye 2004).
«فوسو» و «آلمنا» پاياننامههاي كارشناسي ارشد رشته كتابداري و اطلاعرساني را كه
در سالهاي 1998 تا 2005 درباره كتابخانه بالم دانشگاه غنا به رشته تحرير در آمده
تحليل كردند. اين تحليل به مشخصات ظاهري پاياننامهها، حوزه موضوعي آنها، و
اينكه آيا بهوسيله كاركنان كتابخانه نوشته شدهاند يا نه ميپردازد. رويكرد ديگر
آن، حصول اطمينان از بهكارگيري پيشنهادهاي پاياننامهها توسط مديريت كتابخانه
بوده است(Fosu and Alemna 2006).
10. روش پژوهش
روش پژوهش «تحليل محتوا» ميباشد. تحليل محتوا كه به منظور بررسي محتواي متنها
بهکارگرفته ميشود، در اصل تحليل نظاممند فراواني کلمهها، عبارتها، مفهومها،
و... در کتاب، فيلم و ديگر انواع مواد است (پاول 1997). معمولاً از شش واحد ثبت
براي تحليل محتوا استفاده ميكنند كه عبارتاند از: كلمه، حالت كلمه، جمله، موضوع،
پاراگراف و كل متن (Weber 1990) «موضوع» يا «مضمون» يكي از شكلهاي مهم واحد ثبت در
تحليل محتوا است. تحليل محتواي موضوعي، شناسايي موضوعها و ميزان فراواني آنها در
يك متن است (بابالحوائجي 1376(. در اين بررسي پاياننامهها از لحاظ موضوعي تحليل
ميشوند و واحد ثبت، «موضوع» يا «موضوعهاي» پاياننامهها است. مبناي تعيين موضوع،
مقولههاي الهامگرفته از نمايه موضوعي «ليزا» هستند. فراواني موضوعها به تفكيك
سال بررسي ميشوند.
11. جامعه پژوهش
تمامي پاياننامههايي که از سال 1373 تا 1382 به پژوهشگاه اطلاعات و مدارک
علمي ايران (ايرانداک) ارسال شدهاند و ميکروفيلم يا اصل پاياننامه در کتابخانه
موجود باشد، جامعه آماري اين پژوهش را تشکيل ميدهند که برابر با 240 پاياننامه
فارسي است. در اين دوره زماني، 19 پاياننامه متعلق به فارغالتحصيلان ايراني خارج
از كشور نيز مشاهده ميشود، ولي به علت تعداد كم آنها نسبت به پاياننامههاي
فارسي و عدم امكان مقايسه، از بررسي آنها در اين پژوهش صرفنظر شد.
12. ابزار گردآوري اطلاعات
براي تعيين تعداد پاياننامهها از دو روش استفاده شد که مکمل يکديگر هستند.
ابتدا در فصلنامه چاپي «چکيده پاياننامههاي ايران» (شماره 1 تا 52) در قسمت
تخصيصيافته به موضوع کتابداري و علوم اطلاعرساني جستجو شد و پاياننامههايي که
مربوط به سالهاي 1373 لغايت 1382 هستند استخراج شدند. بعد با جستجو در وبسايت،
تعداد پاياننامههاي موجود تعيين شدند.
13. روش گردآوري اطلاعات
روش گردآوري دادهها در اين بررسي، سياهه کنترل است که اطلاعات مورد نياز هر
پاياننامه در آن درج ميشود. اين اطلاعات براساس سؤالهاي اصلي پژوهش تنظيم
شدهاند. براي تعيين دقيق موضوعهاي هر پاياننامه توصيفگرهايي به هر پاياننامه
اختصاص يافت و با کمک اصطلاحنامه «اسيس»[12](Milstead 1998) و طبقهبندي موضوعي
«ليزا» توصيفگرها طبقهبندي شدند. روش کار بدين ترتيب بود که ابتدا پاياننامه
مطالعه شد و موضوعهاي آن در قالب توصيفگرها بيان گرديد. به هر پاياننامه بين يك
تا چهار توصيفگر اختصاص يافت و در مقولهها گنجانده شد و اگر خود توصيفگرها جزو
تقسيمات فرعي و اصلي «ليزا» بودند خودشان به عنوان موضوع انتخاب شدند؛ مثل «تحويل
مدرک» (با شماره «24»)كه زيرمجموعه «استفاده از کتابخانه و کاربران» (با شماره «4»)
است. ولي اگر توصيفگر مورد بررسي در «ليزا» وجود نداشت، با استفاده از اصطلاحنامه
«اسيس» و روابط اعم و اخص، در يکي از طبقهبنديهاي «ليزا» قرار گرفت. موضوع «تحليل
استنادي» که خود زيرمجموعه «کتابسنجي» است، در طبقهبندي «ليزا» در زيرمجموعه
«منابع» آورده شده است. چون در مقايسه با موضوعهاي ديگر، تعداد قابلتوجهي از
پاياننامهها به اين موضوع اختصاص يافته بودند، براي «تحليل استنادي» نيز يک مقوله
مستقل با عنوان «كتابسنجي» درنظر گرفته شد. همين موضوع در رابطه با «رفتار
اطلاعيابي» و «نياز اطلاعاتي» نيز صدق ميکند و اين دو موضوع در مقوله
«اطلاعيابي» بررسي شدند. بايد خاطر نشان كرد که طبقهبندي انتخابشده، براساس
طبقهبندي موضوعي «ليزا»، ولي با تغييرهايي همراه است که علت آن، يکي تفاوتهاي
محيطي و ديگري تنوع گسترده موضوعي پاياننامهها و محدوديت جامعه آماري پژوهش
ميباشد.
14. يافتههاي پژوهش
لازم به ذكر است كه آمار مورد استفاده در اين پژوهش به اواسط ارديبهشت 1385
مربوط ميشود. هر روز پاياننامه به پژوهشگاه ميرسد و حدود 12000 پاياننامه
اسكنشده از رشتههاي مختلف دانشگاهي موجود است كه هنوز در پايگاههاي اطلاعاتي
وارد نشدهاند.
جدول 1 توزيع فراواني پاياننامهها به تفكيك دانشگاه
|
سال دانشگاه |
جمع |
|
|
تعداد |
درصد |
|
|
دانشگاه علوم پزشكي ايران |
89 |
1/37 |
|
دانشگاه تهران |
56 |
3/23 |
|
دانشگاه تربيت مدرس |
48 |
20 |
|
دانشگاه شيراز |
35 |
6/14 |
|
دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شمال |
5 |
1/2 |
|
دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات تهران |
2 |
83/0 |
|
دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات اهواز |
2 |
83/0 |
|
دانشگاه فردوسي مشهد |
2 |
83/0 |
|
دانشگاه شهيد چمران اهواز |
1 |
42/0 |
|
جمع |
240 |
100 |
همانطور كه در جدول شماره 1 مشاهده ميشود تعداد 240[13] پاياننامه رشته كتابداري
و اطلاعرساني مربوط به سالهاي 1373 تا 1382 در پايگاه اطلاعاتي «چكيده
پاياننامههاي ايران» موجود است كه تمام آنها در مقطع كارشناسي ارشد هستند كه
بيشترين آنها يعني 89 پاياننامه (1/37 درصد) از دانشگاه علوم پزشكي ايران است.
جدول 2 توزيع فراواني پاياننامهها به تفكيك جنسيت پديدآورندگان
|
جنسيت سال |
زن |
مرد |
جمع |
|||
|
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
|
|
1373 |
19 |
45/18 |
29 |
17/21 |
48 |
20 |
|
1374 |
12 |
65/11 |
25 |
25/18 |
37 |
42/15 |
|
1375 |
12 |
65/11 |
11 |
03/8 |
23 |
58/9 |
|
1376 |
9 |
74/8 |
19 |
87/13 |
28 |
67/11 |
|
1377 |
7 |
8/6 |
3 |
19/2 |
10 |
17/4 |
|
1378 |
13 |
62/12 |
17 |
4/12 |
30 |
5/12 |
|
1379 |
5 |
85/4 |
8 |
84/5 |
13 |
42/5 |
|
1380 |
14 |
59/13 |
5 |
65/3 |
19 |
91/7 |
|
1381 |
4 |
88/3 |
14 |
22/10 |
18 |
5/7 |
|
1382 |
8 |
77/7 |
6 |
38/4 |
14 |
83/5 |
|
جمع |
103 |
100 |
137 |
100 |
240 |
100 |
بنابر جدول شماره 2، بيشترين تعداد فارغالتحصيلان زن در سال 1373 با تعداد 19 نفر
(45/18 درصد) و كمترين آنها در سال 1381 با تعداد 4 نفر (88/3 درصد) است.
بيشترين تعداد فارغالتحصيلان مرد در سال 1373 با تعداد 29 نفر (17/21 درصد) و
كمترين آنها در سال 1377 با تعداد 3 نفر (19/2 درصد) ميباشد. در مجموع در اين ده
سال 103 پاياننامه متعلق به خانمها و 137 پاياننامه متعلق به آقايان است.
جدول 3 توزيع فراواني پاياننامهها به تفكيك تعداد صفحه و سال نگارش
|
صفحه سال |
45-75 |
76-106 |
107-137 |
138-168 |
169-199 |
200-230 |
بيشتر |
جمع |
||||||||
|
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
|
|
1373 |
15 |
25/6 |
9 |
75/3 |
8 |
33/3 |
9 |
75/3 |
3 |
25/1 |
- |
- |
4 |
67/1 |
48 |
20 |
|
1374 |
7 |
92/2 |
14 |
83/5 |
4 |
67/1 |
2 |
83/0 |
2 |
83/0 |
4 |
67/1 |
4 |
67/1 |
37 |
42/15 |
|
1375 |
6 |
5/2 |
12 |
5 |
3 |
25/1 |
1 |
42/0 |
- |
- |
1 |
42/0 |
- |
- |
23 |
58/9 |
|
1376 |
5 |
08/2 |
7 |
92/2 |
8 |
33/3 |
4 |
67/1 |
3 |
25/1 |
- |
- |
1 |
42/0 |
28 |
67/11 |
|
1377 |
1 |
42/0 |
4 |
67/1 |
2 |
83/0 |
- |
- |
2 |
83/0 |
1 |
42/0 |
- |
- |
10 |
17/4 |
|
1378 |
9 |
75/3 |
9 |
75/3 |
3 |
25/1 |
5 |
08/2 |
2 |
83/0 |
1 |
42/0 |
1 |
42/0 |
30 |
5/12 |
|
1379 |
2 |
83/0 |
5 |
08/2 |
3 |
25/1 |
1 |
42/0 |
2 |
83/0 |
- |
- |
- |
- |
13 |
42/5 |
|
1380 |
5 |
08/2 |
7 |
92/2 |
2 |
83/0 |
1 |
42/0 |
1 |
42/0 |
2 |
83/0 |
1 |
42/0 |
19 |
92/7 |
|
1381 |
6 |
5/2 |
9 |
75/3 |
1 |
42/0 |
1 |
42/0 |
1 |
42/0 |
- |
- |
- |
- |
18 |
5/7 |
|
1382 |
1 |
42/0 |
7 |
92/2 |
3 |
25/1 |
3 |
25/1 |
- |
- |
- |
- |
- |
- |
14 |
83/5 |
|
جمع |
57 |
75/23 |
83 |
58/34 |
37 |
42/15 |
27 |
25/11 |
16 |
67/6 |
9 |
75/3 |
11 |
58/4 |
240 |
100 |
بنابر جدول شماره 3، تعداد صفحهها در 57 پاياننامه (75/23 درصد) بين 45 تا 75 صفحه، در 83 پاياننامه (58/34 درصد) بين 76 تا 106 و در 37 پاياننامه (42/15 درصد) بين107 تا 137 صفحه است.
جدول 4 توزيع فراواني روشهاي پژوهش پاياننامهها به تفكيك سال نگارش
|
روشهاي پژوهش*
سال |
پيمايشي |
توصيفي |
تجربي و نيمه تجربي |
كتابخانهاي |
كتابسنجي |
تحليل محتوا |
طراحي سيستم |
جمع |
||||||||
|
تعداد |
درصد** |
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
|
|
1373 |
27 |
25/11 |
10 |
17/4 |
1 |
42/0 |
8 |
33/3 |
2 |
83/0 |
- |
- |
- |
- |
48 |
20 |
|
1374 |
24 |
10 |
4 |
67/1 |
1 |
42/0 |
6 |
5/2 |
2 |
83/0 |
- |
- |
- |
- |
37 |
42/15 |
|
1375 |
4 |
67/1 |
12 |
5 |
4 |
67/1 |
1 |
42/0 |
1 |
42/0 |
1 |
42/0 |
- |
- |
23 |
58/9 |
|
1376 |
12 |
5 |
8 |
33/3 |
1 |
42/0 |
1 |
42/0 |
3 |
25/1 |
2 |
83/0 |
1 |
42/0 |
28 |
67/11 |
|
1377 |
5 |
08/2 |
3 |
25/1 |
1 |
42/0 |
- |
- |
- |
- |
1 |
42/0 |
- |
- |
10 |
17/4 |
|
1378 |
18 |
5/7 |
6 |
5/2 |
2 |
83/0 |
2 |
83/0 |
2 |
83/0 |
- |
- |
- |
- |
30 |
5/12 |
|
1379 |
11 |
58/4 |
- |
- |
1 |
42/0 |
- |
- |
1 |
42/0 |
- |
- |
- |
- |
13 |
42/5 |
|
1380 |
14 |
83/5 |
4 |
67/1 |
- |
- |
- |
- |
1 |
42/0 |
- |
- |
- |
- |
19 |
92/7 |
|
1381 |
9 |
75/3 |
3 |
25/1 |
- |
- |
1 |
42/0 |
4 |
67/1 |
- |
- |
1 |
42/0 |
18 |
5/7 |
|
1382 |
12 |
5 |
- |
- |
- |
- |
- |
- |
1 |
42/0 |
1 |
42/0 |
- |
- |
14 |
83/5 |
|
جمع |
136 |
67/56 |
50 |
83/20 |
11 |
58/4 |
19 |
92/7 |
17 |
08/7 |
5 |
08/2 |
2 |
83/0 |
240 |
100 |
*روشهاي پژوهش دقيقاً از پاياننامهها استخراج
شدهاند و مؤلف قصد هيچگونه تقسيمبندي جديد و منطقي را نداشته است. ممكن است برخي
از روشهاي اظهار شده، زيرمجموعهاي از روشهاي كلانتر باشند.
**درصد نشاندهنده تعداد تقسيم بر 240 (مجموع پاياننامههاي فارسي در پايگاه) است.
بنابر جدول شماره 4، در مجموع 136 پاياننامه (67/56 درصد) از روش
پيمايشي،50 پاياننامه (83/20 درصد) از روش توصيفي، 19 پاياننامه (92/7 درصد) از
روش كتابخانهاي، 17 پاياننامه (08/7 درصد) از روش كتابسنجي، 11 پاياننامه (58/4
درصد) از روش تجربي و نيمه تجربي، 5 پاياننامه (08/2 درصد) از روش تحليل محتوا و 2
پاياننامه (83/0 درصد) از روش طراحي سيستم استفاده كردهاند.
بنابر جدول شماره 5، به طور متوسط هر پاياننامه06/33 استناد داشته و نسبت استفاده
از منابع فارسي به كل منابع 75/54 درصد بوده است. هر پاياننامه در سال 1379، 5/44
استناد داشته كه از همه سالها بيشتر ميباشد. نسبت استفاده از منابع فارسي به كل
منابع در سال 1374 از همه سالها بيشتر (36/79 درصد)، ولي در سال 1377 از همه
سالها كمتر (99/36 درصد) بوده است.
جدول 5 توزيع فراواني متوسط استنادها و نسبت استفاده از منابع فارسي و خارجي به كل
منابع به تفكيك سال نگارش
|
استناد سال |
متوسط استنادها |
نسبت استفاده از منابع فارسي به كل منابع |
نسبت استفاده از منابع خارجي به كل منابع |
|
1373 |
69/25 |
32/70 |
68/29 |
|
1374 |
7/34 |
36/79 |
64/20 |
|
1375 |
26/22 |
27/47 |
73/52 |
|
1376 |
14/28 |
68/61 |
32/38 |
|
1377 |
02/39 |
99/36 |
01/63 |
|
1378 |
93/32 |
4/50 |
6/49 |
|
1379 |
5/44 |
61/54 |
39/45 |
|
1380 |
58/35 |
17/59 |
83/40 |
|
1381 |
39/34 |
9/39 |
1/60 |
|
1382 |
36/33 |
75/47 |
25/52 |
|
جمع |
06/33 |
75/54 |
25/45 |
نتايج مذكور در جدول شماره 6 نشان میدهد که بيشترين نسبت پاياننامههاي مورد
بررسي (3/27 درصد) به مقوله «كتابخانهها و مراكز منابع» و كمترين نسبت (5/4 درصد)
به مقوله «رسانه» اختصاص يافته است. بايد خاطر نشان ساخت كه مقوله «كتابخانهها و
مراكز منابع» در اين ده سال هميشه در رتبه اول جا داشته است. مقولههاي «مواد
كتابخانهاي» (با 2/9 درصد)، «استفاده از كتابخانه و كاربران» (با 9 درصد)،
«ذخيره و بازيابي رايانهاي اطلاعات» (با 5/8 درصد) و «فناوري اطلاعات و ارتباطات»
(با 8/7 درصد) در رتبههاي دوم تا پنجم قرار ميگيرند.
جدول 6 توزيع فراواني «مقولههاي موضوعي» در پاياننامهها به تفكيك سال نگارش
|
مقوله سال |
حرفه |
كتابخانه ها و مراكز منابع |
استفاده از كتابخانه و كاربران |
مواد كتابخانهاي |
ارتباط اطلاعاتي |
پيشينههاي كتابشناختي |
ذخيره و بازيابي رايانهاي اطلاعات |
فناوري اطلاعات و ارتباطات |
كتابسنجي |
اطلاعيابي |
رسانه |
متفرقه |
جمع |
|
|
1373 |
تعداد |
9 |
27 |
6 |
11 |
7 |
8 |
4 |
3 |
2 |
2 |
5 |
3 |
87 |
|
درصد* |
1/2 |
2/6 |
4/1 |
5/2 |
6/1 |
8/1 |
9/0 |
7/0 |
5/0 |
5/0 |
2/1 |
7/0 |
20 |
|
|
1374 |
تعداد |
3 |
22 |
3 |
11 |
- |
7 |
5 |
1 |
2 |
1 |
- |
5 |
60 |
|
درصد |
7/0 |
1/5 |
7/0 |
5/2 |
- |
6/1 |
2/1 |
2/0 |
5/0 |
2/0 |
- |
2/1 |
8/13 |
|
|
1375 |
تعداد |
8 |
10 |
6 |
1 |
5 |
- |
4 |
1 |
2 |
1 |
3 |
2 |
43 |
|
درصد |
8/1 |
3/2 |
4/1 |
2/0 |
2/1 |
- |
9/0 |
2/0 |
5/0 |
2/0 |
7/0 |
5/0 |
9/9 |
|
|
1376 |
تعداد |
4 |
12 |
6 |
3 |
5 |
1 |
3 |
6 |
5 |
2 |
1 |
- |
48 |
|
درصد |
9/0 |
8/2 |
4/1 |
7/0 |
2/1 |
2/0 |
7/0 |
4/1 |
2/1 |
5/0 |
2/0 |
- |
1/11 |
|
|
1377 |
تعداد |
- |
6 |
5 |
3 |
- |
- |
3 |
4 |
1 |
- |
- |
- |
22 |
|
درصد |
- |
4/1 |
2/1 |
7/0 |
- |
- |
7/0 |
9/0 |
2/0 |
- |
- |
- |
1/5 |
|
|
1378 |
تعداد |
4 |
11 |
3 |
2 |
3 |
2 |
10 |
3 |
2 |
4 |
5 |
5 |
54 |
|
درصد |
9/0 |
5/2 |
7/0 |
5/0 |
7/0 |
5/0 |
3/2 |
7/0 |
5/0 |
9/0 |
2/1 |
2/1 |
4/12 |
|
|
1379 |
تعداد |
3 |
6 |
2 |
1 |
1 |
1 |
3 |
3 |
1 |
2 |
2 |
1 |
26 |
|
درصد |
7/0 |
4/1 |
5/0 |
2/0 |
2/0 |
2/0 |
7/0 |
7/0 |
2/0 |
5/0 |
5/0 |
2/0 |
6 |
|
|
1380 |
تعداد |
1 |
13 |
3 |
5 |
4 |
- |
3 |
4 |
1 |
5 |
1 |
2 |
42 |
|
درصد |
2/0 |
3 |
7/0 |
2/1 |
9/0 |
- |
7/0 |
9/0 |
2/0 |
2/1 |
2/0 |
5/0 |
7/9 |
|
|
1381 |
تعداد |
1 |
5 |
2 |
1 |
- |
3 |
1 |
6 |
4 |
2 |
2 |
1 |
28 |
|
درصد |
2/0 |
2/1 |
5/0 |
2/0 |
- |
7/0 |
2/0 |
4/1 |
9/0 |
5/0 |
5/0 |
2/0 |
4/6 |
|
|
1382 |
تعداد |
1 |
6 |
2 |
2 |
2 |
2 |
1 |
3 |
1 |
2 |
- |
2 |
24 |
|
درصد |
2/0 |
4/1 |
5/0 |
5/0 |
5/0 |
5/0 |
2/0 |
7/0 |
2/0 |
5/0 |
- |
5/0 |
5/5 |
|
|
جمع** |
تعداد |
34 |
118 |
38 |
40 |
27 |
24 |
37 |
34 |
21 |
21 |
19 |
21 |
434 |
|
درصد |
7/7 |
3/27 |
9 |
2/9 |
2/6 |
5/5 |
5/8 |
8/7 |
8/4 |
8/4 |
5/4 |
8/4 |
100 |
|
* درصد نشاندهنده تعداد تقسيم بر 434 (مجموع
توصيفگرها در پايگاه) است.
** چون به هر پاياننامه بيش از يك توصيفگر اختصاص يافته، مجموع حاصله از تعداد كل
پاياننامهها بيشتر است.
با توجه به اختصاص بيش از يك توصيفگر به هر پاياننامه و دادههاي جدول
شماره 7 مبني بر اينكه مقوله «كتابخانهها و مراكز منابع» در هر سال تعداد بيشتر
پاياننامهها را به خود اختصاص داده، اين نتيجه حاصل ميشود كه مقولههاي ديگر به
نحوي در رابطه با مقوله «كتابخانهها و مراكز منابع» در پاياننامهها بررسي
شدهاند. از طرف ديگر براي پاسخگويي به سؤال شماره 3 (توزيع موضوعي پاياننامههاي
اختصاصيافته به انواع كتابخانهها و مراكز منابع)، اين جدول به بررسي زيرگروههاي
موضوعي مقوله فوقالذكر ميپردازد. در مجموع 118 پاياننامه درباره انواع
كتابخانهها كار شده كه بيشترين آنها درباره زيرگروه «كتابخانههاي دانشگاهي» (با
5/41 درصد) و كمترين آنها درباره «كتابخانههاي ملي» (با 7/1 درصد) است. بقيه
كتابخانهها در رتبههاي بعدي قرار ميگيرند.
جدول 7 توزيع فراواني زيرگروههاي موضوعي مقوله «كتابخانهها و مراكز منابع» در
پاياننامهها به تفكيك سال نگارش
|
سال |
كتابخانههاي دانشگاهي |
كتابخانههاي مركزي |
كتابخانههاي تخصصي |
كتابخانههاي پزشكي |
كتابخانههاي عمومي |
كتابخانههاي آموزشگاهي |
كتابخانههاي ملي |
مراكز آرشيوي |
جمع |
|
|
1373 |
تعداد |
13 |
4 |
3 |
3 |
1 |
- |
1 |
2 |
27 |
|
درصد* |
11 |
4/3 |
5/2 |
5/2 |
8/0 |
- |
8/0 |
7/1 |
9/22 |
|
|
1374 |
تعداد |
7 |
5 |
3 |
- |
3 |
2 |
1 |
1 |
22 |
|
درصد |
9/5 |
2/4 |
5/2 |
- |
5/2 |
7/7 |
8/0 |
8/0 |
6/18 |
|
|
1375 |
تعداد |
3 |
3 |
- |
3 |
- |
1 |
- |
- |
10 |
|
درصد |
5/2 |
5/2 |
- |
5/2 |
- |
8/0 |
- |
- |
5/8 |
|
|
1376 |
تعداد |
8 |
1 |
1 |
- |
1 |
1 |
- |
- |
12 |
|
درصد |
8/6 |
8/0 |
8/0 |
- |
8/0 |
8/0 |
- |
- |
2/10 |
|
|
1377 |
تعداد |
3 |
- |
2 |
- |
1 |
- |
- |
- |
6 |
|
درصد |
5/2 |
- |
7/1 |
- |
8/0 |
- |
- |
- |
9/5 |
|
|
1378 |
تعداد |
6 |
2 |
2 |
- |
1 |
- |
- |
- |
11 |
|
درصد |
1/5 |
7/1 |
7/1 |
- |
8/0 |
- |
- |
- |
3/9 |
|
|
1379 |
تعداد |
2 |
3 |
1 |
- |
- |
- |
- |
- |
6 |
|
درصد |
7/1 |
5/2 |
8/0 |
- |
- |
- |
- |
- |
1/5 |
|
|
1380 |
تعداد |
5 |
3 |
2 |
2 |
- |
1 |
- |
- |
13 |
|
درصد |
2/4 |
5/2 |
7/1 |
7/1 |
- |
8/0 |
- |
- |
2/11 |
|
|
1381 |
تعداد |
2 |
1 |
- |
1 |
- |
1 |
- |
- |
5 |
|
درصد |
7/1 |
8/0 |
- |
8/0 |
- |
8/0 |
- |
- |
2/4 |
|
|
1382 |
تعداد |
- |
- |
5 |
1 |
- |
- |
- |
- |
6 |
|
درصد |
- |
- |
2/4 |
8/0 |
- |
- |
- |
- |
1/5 |
|
|
جمع |
تعداد |
49 |
22 |
19 |
10 |
7 |
6 |
2 |
3 |
118 |
|
درصد |
58/41 |
6/18 |
1/16 |
5/8 |
9/5 |
1/5 |
7/1 |
5/2 |
100 |
|
* درصد نشاندهنده تعداد تقسيم بر 118 (مجموع توصيفگرهاي مقوله كتابخانهها و مراكز منابع) است.
15. جمعبندي
اين پژوهش درصدد آن است تا به بررسي پاياننامههاي رشته كتابداري و
اطلاعرساني در سالهاي 1373 تا 1382 موجود در پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمي ايران
بپردازد. پاياننامههايي به عنوان جامعه آماري انتخاب شدند كه ميكروفيلم يا اصل
آنها در كتابخانه پژوهشگاه موجود باشد. اين تعداد 240 عنوان است و همگي در مقطع
كارشناسي ارشد هستند. بيشترين آنها به سال 1373 (با 48 عنوان) و كمترين آنها به
سال 1377 (با 10 عنوان) تعلق دارند. 103 پاياننامه متعلق به فارغالتحصيلان زن و
137 پاياننامه به فارغالتحصيلان مرد اختصاص دارد.
يافتهها نشان داد كه بيشترين تعداد پاياننامههاي رشته كتابداري و اطلاعرساني در
جامعه آماري اين پژوهش مربوط به دانشگاه علوم پزشكي ايران است. اين دانشگاه و سپس
دانشگاه تربيت مدرس و شيراز، همكاري مستمري با پژوهشگاه در ارسال پاياننامهها
داشتهاند. اكثر پاياننامههاي ارسالي از دانشگاه تهران متعلق به سالهاي 1373و
1374 و بهصورت ميكروفيلم است و بعد از آن هيچ مشاركتي با پژوهشگاه نداشته است و
تعداد پاياننامههاي موجود از واحدهاي مختلف دانشگاه آزاد، شهيد چمران اهواز و
دانشگاه فردوسي مشهد نيز بسيار ناچيز ميباشد. بنابراين ضروري است كه پژوهشگاه
راهكارهاي جديدتري را براي جلب نظر دانشگاهها اتخاذ كند و با عقد قراردادهاي مالي
و همكاري، زمينه را براي ارسال به روز تمامي پاياننامهها از سراسر كشور به
پژوهشگاه فراهم سازد.
از لحاظ ساختار فيزيكي جامعه آماري، تعداد پاياننامههايي با تعداد صفحههاي بين
76 تا 106 صفحه از همه بيشتر (83 عنوان) و تعداد پاياننامههايي با تعداد
صفحههاي بين 200 تا 230 صفحه از همه كمتر (9 عنوان) بود. تعداد صفحههاي 11
پاياننامه نيز بيشتر از 230 و بيشتر مربوط به سال هاي 73 و 74 بود.
روش پژوهشي مورد استفاده در پاياننامهها، بيشتر روش پيمايشي و كمتر از همه،
روش طراحي سيستم بوده است. بجز سال 75 كه روش توصيفي بيش از ساير روشها استفاده
شده، روش پيمايشي هميشه مدنظر دانشجويان بوده و بيشتر از ديگر روشهاي پژوهشي از
آن استفاده شده است.
براساس دادهها مشخص است كه در سالهاي مختلف، متوسط استنادها و نسبت استفاده از
منابع فارسي و خارجي به كل منابع، متفاوت بوده؛ اما به هر حال روند استفاده از
منابع خارجي رو به افزايش بوده است. ميانگين استنادهاي پاياننامهها نيز روند
افزايشي داشته است: بهطور متوسط هر پاياننامه 06/33 استناد داشته و متوسط
استنادها، در سال 79 از همه سالها بيشتر و در سال 75 از همه كمتر است.
نتايج نشان داد که بيشترين نسبت از پاياننامههاي مورد بررسي(3/27 درصد) به مقوله
«كتابخانهها و مراكز منابع» و كمترين نسبت (5/4 درصد) به مقوله «رسانه» اختصاص
يافته است. بايد خاطر نشان ساخت كه مقوله «كتابخانهها و مراكز منابع» در اين ده
سال هميشه در رتبه اول قرار داشته و نسبت به مقولههاي ديگر، تعداد بيشتري از
پاياننامهها را به خود اختصاص داده است. در سالهاي 1373 و 1374 مقوله «مواد
كتابخانهاي» در رتبه دوم قرار گرفته است. در سال 1375 مقوله «حرفه»، در سال 1376
مقولههاي «استفاده از كتابخانه و كاربران» و «فناوري اطلاعات و ارتباطات»، در سال
1377 مقوله «استفاده از كتابخانه و كاربران»، در سال 1378 مقوله «ذخيره و بازيابي
رايانهاي اطلاعات»، در سال 1379 مقولههاي «حرفه» و «ذخيره و بازيابي رايانهاي
اطلاعات» و «فناوري اطلاعات و ارتباطات»، در سال 1380 مقولههاي «مواد كتابخانهاي»
و «اطلاعيابي» و در سالهاي 1381 و 1382 مقوله «فناوري اطلاعات و ارتباطات» رتبه
دوم را به خود اختصاص ميدهند. در مقوله «كتابخانهها و مراكز اطلاعرساني» نيز
زيرگروه كتابخانههاي دانشگاهي بيشتر از ديگر كتابخانهها، و كتابخانههاي ملي از
همه كمتر بررسي شده است.
با توجه به تنوع موضوعي پاياننامهها و اينكه بعضي از مقولههاي نمايه موضوعي
«ليزا» (مثل «ساختمان كتابخانهها») اصلاً در پاياننامههاي فارسي جامعه مورد
پژوهش بررسي نشده است، بنابراين براي هدفمند كردن موضوعهاي پاياننامهها و جهت
دادن به آنها بهتر است اولويتسنجي پژوهشي انجام شود تا اساس كمك به دانشجويان در
انتخاب موضوع براساس نيازهاي هردوره زماني باشد. همچنين بايد خاطر نشان ساخت كه اين
پژوهش تنها بخشي از مجموعه پاياننامههاي فارغالتحصيلان علوم كتابداري و
اطلاعرساني در سطح كشور را در برميگيرد. بنابراين يافتهها نيز با توجه به
دادههاي اين تعداد پاياننامه حاصل گرديده و جهت اظهارنظرهاي قطعيتر بررسيهاي
گستردهتري بر روي مجموعه پايان نامههاي كل كشور بايد صورت گيرد.
پينوشتها
1.
Dissertation Abstracts International
2. Library & Information Science Abstract (LISA)
3. Aslib's Index to Thesis
4. از تاريخ 31/5/84 مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران به پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمي ايران ارتقا يافت اما نام اختصاري آن مثل سابق ايرانداك است و بعد از اين در اين پژوهش با اين نام اختصاري به آن اشاره ميشود.
5. Pertiz
6. Eaton/Burgin
7. Nour
8. Kesler/Havener
9. Allen/Recer
10. Koufogiannakis, Denise
11. Crumley, Ellen
12. Asis
16. منابع
1. اكرمي، روحانگيز. 1371. ارزيابي پاياننامههاي كارشناسي ارشد كتابداري از
نظر كاربرد روشهاي تحقيق در آنها از سال 1355-1370 در سه دانشگاه تهران، شيراز و
علوم پزشكي ايران. پاياننامه كارشناسي ارشد، دانشگاه علوم پزشكي ايران.
2. بابالحوائجي، فهيمه. 1376. تحليل محتوا. فصلنامه كتاب 8(4): 98-108.
3. بابالحوائجی، فهيمه. 1381. تحليل محتوا. در دايرهالمعارف کتابداری و
اطلاعرسانی، ج1. ويراستار عباس حري،620-623. تهران: كتابخانه ملي جمهوري اسلامي
ايران.
4. پورثاني، مريم و امينپور، آزاده. تحليل محتواي پاياننامههاي كارشناسي ارشد
رشتههاي علوم تغذيه و علوم بهداشتي در تغذيه در دانشگاههاي علوم پزشكي شهيد بهشتي
و تهران و مقايسه آنها از نظر پرداختن به اولويتهاي پژوهشي درزمينه تغذيه. مقاله
ارائهشده در هفتمين كنگره تغذيه ايران. رشت: دانشگاه علوم پزشكي و خدمات درماني
گيلان.
5. دانشگر، محمد. تحليل موضوعي پاياننامههاي كارشناسي ارشد رشته زبان و ادبيات
فارسي دانشگاه تربيت مدرس ازسال 1364 تا 1375 . مقاله ارائهشده در دومين همايش
پژوهشهاي زبان و ادب فارسي. تهران: مركز بينالمللي تحقيقات زبان و ادبيات فارسي و
ايرانشناسي.
6. دياني، محمد حسين. 1378. پاياننامه، گنج ناشناخته رهاشده. كتابداري و
اطلاعرساني، فصلنامه كتابخانه مركزي و مركز اسناد آستان قدس رضوي 2(4): 1-16.
7. رونالد، پاول.1997. روشهاي اساسي پژوهش براي كتابداران. ترجمه نجلا حريري.
1379. تهران: دانشگاه آزاد اسلامي، مركز انتشارات ملي.
8. شكفته، مريم.1377. تحليل محتواي پاياننامههاي گياهان داروئي ارائهشده به
دانشكدههاي داروسازي و مقايسه نتايج حاصل از آن با اولويتهاي پژوهشي. پاياننامه
كارشناسي ارشد، دانشگاه علوم پزشكي ايران.
9. عباسي شوازي، محمد جلال، و زينت كاوه فيروز. 1384. تحليلي بر پاياننامههاي
جمعيت شناسي مسائل گذشته و نيازهاي آينده. http://www.nocrir.com/faslname/43-44
(دسترسي در 17/4/ 1386(
10. مديراماني، پروانه. 1381. پاياننامه. در دايرهالمعارف كتابداري و
اطلاعرساني، ج1، ويراستار عباس حري، 559-557. تهران: كتابخانه ملي جمهوري اسلامي
ايران.
11. مليح، سعيد. 1376. تحليل محتواي مقالات كتابداري و اطلاعرساني در نشريات
ادواري فارسي منتشرشده در سالهاي 1374-1370. پاياننامه كارشناسي ارشد، دانشگاه
علوم پزشكي ايران.
12. ميرسندسي، محمد .1382. تحليل محتواي پاياننامههاي دانشجويي در رشته جامعه
شناسي- دانشگاه تربيت مدرس كارشناسي ارشد و دكتري 1364-1375. فصلنامه مصباح 12(46):
157-176.
13. Abdoulaye, Kaba. 2002. Research Trends in Library and Information Science at
the International Islamic University Malaysis. Library Review 51(1): 32-37.
14. Abdoulaye, Kaba. 2004. Research Trends in Humanities: An Analysis of
Master’s Theses at the International Islamic University Malaysia. Malaysian
Journal of Library & Information Science 9(1): 59-68.
15. Fosu,V. K., and A. A. Alemna. 2006. An Analytical Study of Masters
Dissertations on the Balme Library, University of Ghana, Legon. African Journal
of Library, Archives & Information Science 16(2): 71-78.
16. Koufogiannakis, Denise, and Ellen Crumley. 2004. Content Analysis in
Librarianship Research. Journal of Information Science 30(3): 227-239.
http://jis.sagepub.com/cgi/content/abstract/ (accessed
Jun 2007).
17. Rowan, Elizabeth. 2002. Library & Information Science Abstracts. East
Sussex, Bowker, Issue 11/12.
18. Milstead, Jessica L. 1998. ASIS thesaurus of Information Science and
Librarianship. Medford, NJ: Published for the American Society for Information
Science by Information Today.
19. Weber, R. P. 1990. Basic content analysis. UK: Sage Publications.