نقد كتاب:
جامعه اطلاعاتی و گزارشی از فرايندهای بين‌المللی تثبيت آن*

 

فصلنامه علوم اطلاع‌رساني

دوره 20شماره سوم و چهارم

 (بهار و تابستان 1384) 109-115

 

 

بهزاد دوران**

استاديارعضو هيئت علمي پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمي ايران

Email: dowran@irandoc.ac.ir


مقدمه
«جامعه اطلاعاتی» امروز ديگر به مدد نشست‌ها و سمينارهای ملی و منطقه‌ای و پوشش مناسب خبری آن‌ها توسط سازمان‌های اطلاع‌رسانی رسانه‌ای کشور ، برای قاطبه هموطنان و بسياری از فارسی‌زبانان مفهومی آشنا محسوب می‌شود. آنقدر که هر روزنامه و مجله‌ای (از مجلات فنی ـ تخصصی گرفته تا نشريات عامه‌پسند و به اصطلاح زرد) را ورق بزنيد، بعيد است به مطلبی در اينباره برنخوريد. اين البته برای يک رشته علمی يا يک حوزه پژوهش تخصصی، هم خوب است و هم بد. خوب است چون از يکسو توجه سياستمداران را جلب می‌کند و از سوی ديگر افکار عمومی را نه‌تنها پذيرای صرف بودجه در آن زمينه می‌سازد، که اين امر را به خواسته ايشان بدل می‌کند؛ و بد است چون از فرط تکرار و راه‌يافتن به زبان عامه باعث بی‌ميلی و حتی پرهيز پژوهشگران می‌شود، و اذهان را آنقدر خسته و ملول می‌سازد که ديگر توجهی را برنمی‌انگيزد و در نتيجه هم پشتوانه افکار عمومی را از دست می‌دهد و هم حساسيت اولياي امور را و بدين ترتيب، پر واضح و آشکار و حتی بديهی است که ديگر هيچ آدم عاقلی هم پيدا نمی‌شود كه برای چيزی که همه فکر می‌کنند همه چيزش را می‌دانند، ذره‌ای هزينه کند . اما به رغم اين همه هياهو، هنوز کمتر پژوهش جدی و قابل قبولی در اين زمينه انجام گرفته يا به زبان فارسی منتشر شده است. اين کاستی البته خاص ايران نيست، که تا حدودی عارضه‌ای جهانی است (تومی 1383: 7).
در هر حال کتاب حاضر در اين وانفسا، چه به اعتبار عنوان پرطمطراقش (که ناشر را واداشته تا آن را ذيل مجموعه «مطالعات راهبردی» دسته‌بندی نمايد)، چه به اعتبار نويسنده‌اش، و چه به اعتبار ناشرش که از دو سو به مراکز پژوهشی و دانشگاهی نسب می‌برد، در خواننده انتظارات زيادی ايجاد می‌کند. در اين نوشته پس از معرفی اجمالی کتاب به ارزيابی همين نکته می‌پردازيم که تا چه پايه در برآوردن چنان انتظاراتی موفق بوده است.

 

معرفی کتاب
کتاب که در چهار فصل تنظيم شده است، دومين اثر از «مجموعه مطالعات راهبردیِ» ناشر در حوزه جامعه اطلاعاتی محسوب می‌شود . پس از يادداشت کوتاه و عمومی «مرکز پژوهش‌های ارتباطات» درباره اين مجموعه، معتمدنژاد در پيشگفتارِ خود (صص 5-1) پس از اشاره به زمينه بحث، ضرورت و اهميت آن، و هدف از تأليف کتاب و چگونگی تهيه و تدوين محتوا، به معرفی فصول می‌پردازد. وی تدوين مأخذ به زبان فارسی را در اين حوزه، در شرايطی که طی سال‌های اخير شناختِ ماهيت و ابعاد جهانی فناوري ارتباطات و اطلاعات مورد توجه ويژه‌ای قرار گرفته است، به رغم برگزاری سه سمينار ملی و منطقه‌ای و سلسله نشست‌های تدارکاتی براي شرکت در «اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی»، و مجموعه مقاله‌ها و گزارش‌های متعدد و معدود کتاب‌های منتشره طی سه- چهار سال اخير، کماکان ضروری می‌داند؛ خاصه منابعی به لحاظ نظری جامع‌تر که علاوه‌بر انديشه‌های بنيادی و ديدگاه‌های انتقادی مربوط، حاوی اطلاعاتی ـ هر چند کلی ـ درباره چند و چون گذار کشورهای توسعه يافته و در حال توسعه به اين جامعه جديد و چشم‌اندازهای جهانی آن باشد.
مقدمه: پس از پيشگفتار، مقدمه کتاب با عنوان «جهانی‌سازیِ جامعه اطلاعاتی» به تشريح «روندِ شکل‌گيری و گسترشِ انديشه‌هایِ خاصِ ترويجِ مفهومِ جامعه اطلاعاتی و سياست‌ها و برنامه‌های قدرت‌های بزرگ و برخی از سازمان‌های تخصصی بين‌المللی برای کاربرد اين مفهوم در راه گسترش فعاليت‌های اقتصادی و بازرگانی مؤسسات خصوصی بزرگ ارتباطی و فروش هر چه بيشتر تکنولوژی‌های نوين اطلاعات و ارتباطات به تمام کشورهای جهان، و به عبارت ديگر چگونگی جهانی‌سازی جامعه اطلاعاتی» اختصاص يافته است (ص 2). بدين ترتيب، ابتدا ديدگاه‌های خوش‌بينانه درباره جامعه اطلاعاتی از سويی، و استراتژی‌ها، سياست‌ها و برنامه‌های کشورهای صنعتی (به‌ويژه ايالات متحده) در چارچوب ايدئولوژی نوآزادی‌گرا (نئوليبراليستی) و مسير مقررات‌زدايی و خصوصی‌سازی ارتباطات از سوی ديگر مورد اشاره قرار می‌گيرد. سپس فرايند جهانی‌سازیِ نظام نوآزادی‌گرای کنونی و ارتباط نزديک آن با جامعه اطلاعاتی تشريح می‌شود که با امضای موافقت‌نامه سازمان جهانی تجارت از سوی نمايندگان اکثر کشورها، به سلطه جهانیِ بخشِ خصوصی بر ارتباطات، صورتی عينی و عملی داده است. پس از اين دو، نوبت به طرح آراي معارضه‌جويانه ـ بطور خاص آراي نمايندگان سازمان‌های مدنیِ شرکت‌کننده در اجلاس جهانی سران جامعه اطلاعاتی در ژنو ـ عليه ديدگاه حاکم می‌رسد که به اعتقاد مؤلف، به چالش هواداران نظم نوين جهانی اطلاعات و ارتباطات در مباحثه‌های طولانی سال‌های 1970 و 1980 اجلاسيه‌های کنفرانس عمومی يونسکو، شباهت بسيار دارد. اين نظرها عمدتاً بر سه نکته تأکيد داشتند: 1) بسط و تحکيم ناموازنه رسانه‌ای به نفع غرب در پی استقرار دکترين جريان آزاد اطلاعات، 2) سلطه فزاينده صنايع ارتباطی و رسانه‌ای غربی بر فعاليت رسانه‌های کشورهای کوچک و فقير از طريق تملک آن‌ها، و 3) اهميت روزافزون فناوري‌‌های تحت کنترل کشورهای غربی در فرايندهای توليد و توزيع رسانه‌ای ديگر کشورها. در آخر برخوردهای دو ديدگاه برای برگزاری اجلاسی جهانی تا اجلاسِ ژنو پيگيری می‌شود- اجلاسی که به دليل همين اختلاف‌نظرها در نهايت با دو اعلاميه نهايی خاتمه يافت.
مقدمه فصل يکم که پس از مقدمه نسبتاً مفصل مولف بر کتاب (صص 41-7)، پيش ‌روی خواننده قرار می‌گيرد، مطلبی است که می‌توانست (و بهتر بود) فارغ از عنوان «مقدمه»، در ابتدای فصل قرار گيرد؛ چرا که تنها وجه مقدمه‌بودنش، تقدم آن در ترتيب صفحات است (نقيصه‌ای که کم و بيش در مقدمه‌های ديگر فصول نيز به چشم می‌خورد).
فصل يکم: انديشه‌های بنيادی جامعه اطلاعاتی، در سه بخش مشتمل است بر بخش يکم: جامعه پساصنعتی يا جامعه اطلاعاتی، در معرفی آراي «دانيل بل» و «آلن تورن» درباره جامعه پساصنعتی؛ بخش دوم: ساختار اقتصادی جامعه اطلاعاتی، در تشريح جايگاه اقتصاد معرفتی يا اقتصاد اطلاعاتی در کنار بخش‌های اقتصادی کشاورزی، صنعتی و خدماتی بر اساس يافته‌های «فريتز مکلوپ» و «مارک‌اوری پورات»؛ و بخش سوم: از «جامعه اطلاعاتی» تا «جامعه معرفتی»، در طرح آراي هواداران کاربرد واژه «جامعه معرفتی» به جای «جامعه اطلاعاتی».
فصل دوم: چشم‌انداز جهانی جامعه اطلاعاتی، در چهار بخش مشتمل است بر بخش يکم: «اينترنت» و «جامعه اطلاعاتی»، در مرور تاريخچه پيدايش، بسط و گسترش اينترنت؛ بخش دوم: سياست‌ها و برنامه‌های ايالات متحده آمريکا و ديگر کشورهای بزرگ غربی در مورد جامعه اطلاعاتی، در شرح خط سير سياست‌ها و برنامه‌های ايالات متحده آمريکا، اتحاديه اروپايی (و فرانسه، آلمان و انگلستان) و ژاپن برای ايجاد و گسترش بزرگراه‌ها و زيرساخت‌های اطلاعاتی؛ بخش سوم: نقش گروه کشورهای بزرگ صنعتی در پيشبرد جامعه اطلاعاتی، در معرفی اجمالی مباحث کنفرانس بروکسل (فوريه 1995) و تشريح بند به بند منشور اُکيناوا درباره جامعه اطلاعاتی جهانی (ژوئيه 2000)؛ و بخش چهارم: اقدام‌ها و برنامه‌های شورای اقتصادی و اجتماعی ملل متحد درباره کاربرد فناوري‌‌های اطلاعات و ارتباطات در توسعه، در تشريح گزارش 45 بندی گروه کارشناسیِ فناوري‌‌های اطلاعات و ارتباطاتِ شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل (مه 2000).
فصل سوم: نابرابری جهانی در توسعه ارتباطات، در سه بخش مشتمل است بر بخش يکم: تلفن، «حلقه گمشده» ارتباطات توسعه، در تشريح اجمالی دو گزارش کميسيون مايتلاند (1984) و گزارش گروه مشورتی سياست‌های ارتباطی (1989)، و مروری بر ضريب نفوذ تلفن طی سه دهه اخير در کشورهای مختلف دنيا از جمله ايران؛ بخش دوم: حلقه گمشده جديد: شکاف ديجيتال، در تشريح گزارشی از اتحاديه بين المللی ارتباطات دور (آي‌تی‌يو) با عنوان حلقه گمشده جديد: شکاف ديجيتال (2002) که عمدتاً به عوامل کيفی همچون آموزش و زبان اشاره دارد؛ بخش سوم: شاخص‌های دسترسی به اطلاعات ديجيتال برای جامعه اطلاعاتی، در تشريح گزارش توسعه ارتباطات دورِ آي‌تی‌يو (2003) که به معرفی شاخص‌های دسترسی به اطلاعات ديجيتال برای جامعه اطلاعاتی و جايگاه کشورهای مختلف دنيا از لحاظ دسترسی، بر اساس نخستين نمايه جهانی دسترسی به اطلاعات ديجيتال می‌پردازد و با شرح اجمالی نقش فناوري‌های اطلاعات و ارتباطات در مسير تحقق اهداف اعلاميه سران جهان به مناسبت فرارسيدن هزاره جديد (سپتامبر 2000) پايان می‌پذيرد.
فصل چهارم: ديدگاه‌های انتقادی درباره جامعه اطلاعاتی، در چهار بخش مشتمل است بر بخش يکم: آشنايی با چند ديدگاه انتقادی، در شرح انديشه «آلن تورن» درباره اشکال جديد سلطه در جامعه پساصنعتی که آن را برنامه‌ای‌شده می‌خواند، و شرح آنچه که «سز هاملينک» اسطوره انقلاب اطلاعات می‌ناميد، و شرح منطق فرهنگی سرمايه‌داری مدنظر «فردريک جيمسون»، و شرح ديدگاه «زبيگنيو برژينسکی» درباره پايان عصر امپرياليسم، و شرح نقد «روبرتو ساويو» بر روند کالايی‌سازی اطلاعات و فرهنگ در جريان جهانی‌سازی اقتصاد سرمايه‌داری؛ بخش دوم: ديدگاه‌های انتقادی «آرمان ماتلار»، اختصاص يافته به ترجمه و تلخيص مقاله وی با عنوان «به سوی جامعه اطلاعاتی جهانی: چشم‌اندازی تاريخی» ارائه‌شده در نخستين سمينار ميان‌منطقه‌ای کشورهای آسيای مرکزی ـ غربی و جامعه اطلاعاتی (شهريور 1380 تهران)؛ بخش سوم: ديدگاه‌های انتقادی «آنتونيو پاسکوالی»، اختصاص يافته به ترجمه و تلخيص مقاله وی با عنوان «جامعه اطلاعاتی: موردی برای تشکيل يک دادگاه بين‌المللی» منتشره در فصلنامه «توسعه رسانه‌ها» (دسامبر 2002)؛ و بخش چهارم: ديدگاه‌های انتقادی «فيليپ کئو»، اختصاص يافته به ترجمه و تلخيص دو سخنرانیِ وی به ترتيب با عناوين «حقوق و اخلاق در جامعه اطلاعاتی» ايرادشده در سومين کنگره بين‌المللی اخلاق اطلاعات (نوامبر 2000) و ديگری «دسترسی همگانی به اطلاعات الکترونی در عصر معرفتی جهانی» ايرادشده در نخستين سمينار ميان‌‌منطقه‌ای کشورهای آسيای مرکزی ـ غربی و جامعه اطلاعاتی (شهريور 1380 تهران).


نقد و بررسی
پيش از هر چيز بايد اذعان داشت (چنان‌که پيشتر هم اشاره شد) وجود دست‌کم دو عنوان کتاب در حوزه نظریِ جامعه اطلاعاتی به زبان فارسی ، کتابی تازه در اين حوزه، آن‌هم به قلم دکتر معتمدنژاد، توقع بسيار بالايی برمی‌انگيزد؛ انتظاری که متأسفانه برآورده نمی‌شود. شايد اگر عنوان کتاب به «سيری اجمالی در راهبردها، سياست‌ها و برنامه‌های ملی و بين‌المللی برای نيل به جامعه اطلاعاتی طی پنجاه سال اخير به همراه برگردان چند خطابه انتقادی» تغيير می‌يافت، هم به محتوا نزديک‌تر بود و هم تکمله مناسبی بود بر کتاب قبلی ايشان . در واقع، هم رويکرد مؤلف و هم حدود ثلث مطالب کتاب حاضر (بخش يکم و عمده بخش پنجم) در هر دو کتاب ثابت است.
البته از حق نگذريم کتاب حاوی مباحث نظری هم هست، ولي به واسطه نداشتن يك چارچوب نظری مشخص و منسجم، و فقدان عمق کافی و تازگی، پاسخگوي ذهن پرسشگر مخاطب نيست. حرجی هم نيست، چرا که مؤلف اذعان دارد كه محتوای کتاب را از مجموعه يادداشت‌ها و نوشته‌های پراکنده خود با هدف ارائه در کلاس يا ايراد سخنرانی به مناسبت‌های مختلف، تدارک ديده و در نتيجه نايکنواختی‌های اجتناب‌ناپذير در صورت و محتوا و تکرار مطالب هم از اين رو است- برخی مطالب با تأمل بيشتر و با ارجاع‌دهی به منابع معتبر آکادميک و برخی ديگر در حد ترجمه و تلخيص نوشته و سخنرانی (ص 2).
نکته ديگری که به لحاظ محتوايی در کتاب به چشم می‌خورد بدبينیِ آشکار مؤلف است نسبت به مفهوم جامعه اطلاعاتی؛ به قسمی که گويا دست‌هايی پسِ پرده می‌بيند که جهان را به سمت برآوردنِ اهدافِ مادی و سودجويانه و سلطه‌گرانه خود (گروه هشت کشور صنعتی به سرکردگی ايالات متحده امريکا) پيش می‌برد. اين توطئه‌انگاری و دسيسه‌پنداری که از همان ابتدا در گزينش معادل جهانی‌سازی به جای جهانی‌شدن برای globalization به چشم می‌خورد، هر چند ممکن است رگه‌هايی از واقعيت هم داشته باشد، اما با ساده‌سازی مفرط زمينه پيچيده حيات اجتماعی، راه را بر هرگونه تحليل و تبيين اصولی سد می‌کند و از آنجا که متضمن اين مفروضه است که ابرقدرت‌ها (يا ايالات متحده آمريکا) بر هر کاری توانا هستند و ديگر کنشگران، بنديان دست‌وپابسته‌ای بيش نيستند، با اين که به ظاهر می‌کوشد برای آحاد اين كنشگران عامليت قائل شود، ولی به واسطه موقعيت متناقض‌گونه‌اش، طرفی نمی‌بندد. در حاليکه بدون چنين مفروضه مزاحم و محدودکننده‌ای هم قابل قبول‌‌تر (و بنابراين واقع‌بينانه‌تر) می‌توان نسبت به تبيين وضعيت اقدام کرد و هم بطور پذيرفتنی‌تری می‌توان به دفاع از عامليت آحاد در عرصه ملی و بين‌المللی پرداخت.
آخرين نکته محتوايی آن که مؤلف، واژه‌هایknowledge economy و knowledge base society را به جای اقتصاد دانشی و جامعه دانشی (يا دانش‌مدار يا دانش‌محور يا دانش‌مبنا)، به ترتيب «اقتصاد معرفتی» و «جامعه معرفتی» ترجمه کرده. اين در حالی است که «يزدان‌پور» معادل «جامعه دانايی» را برای واژه اخير برگزيده (تومی 1383). در هر حال به جز اين نقيصه نايکسانیِ برگردان‌ها در آثار يک ناشر (که متوجه ناشر است)، نفس معادل‌گذاری‌ها با وجود معادل‌های نسبتاً متداول مذکور ، موجه نمی‌نمايد؛ چرا که حاصلی جز تشتت خاطر خواننده به بار نمی‌آورد.
از نکات محتوايی که بگذريم، چند نکته صوری باقی می‌ماند. نخستين نکته به ارجاع‌دهی‌ها بازمی‌گردد که به‌رغم دقتی که مصروف آن‌ها شده است، گويا در اثر اشتباهی، در «بخش دوم از فصل چهارم» نحوه ارجاع‌دهی معلوم نيست؛ در حالي که در متن به منبعی ارجاع نشده است و چنان که از متن برمی‌آيد، بايد ترجمه و تلخيصِ پيوسته مقاله‌ای واحد از «ماتلار» باشد، ولی در پايانِ فصل به منابعی ارجاع شده است، يا در يادداشت‌های «بخش يکمِ فصل چهارم» مابين يادداشت 6 و 7، منبعی بدون شماره از «ماتلار» آدرس‌دهی شده که محل آن نامعلوم است.
و آخر اين که ناشر، کتابِ قبلیِ مؤلف را در زمره مجموعه «مطالعاتِ موردی» قرار داده است و کتاب اخير را چنان که اشاره شد در زمره مجموعه «مطالعاتِ راهبردی»؛ که با توجه به آنچه که اشاره شد بهتر بود هر دو کتاب با توجه به فرم و محتوايشان در زمره مجموعه «گزارش‌ها» قرار می‌گرفتند.
با اين همه، مزايای کتاب فراوان است و صرفِ نظر از عنوان آن، خدشه‌ای بر جايگاه والا و منحصر به فرد آن وارد نيست؛ زيرا در ادامه و در تکميل کتاب قبلی مؤلف، گامی ارزنده محسوب می‌شود، گامي در مسير ارائه گزارشی دست اول و با جزئيات و حواشی فراوان از فرايندهای تصميم‌سازی و تصميم‌گيری- به‌ويژه در سطح بين‌المللی، آن هم در بستری تاريخی- که پرداختن بيش از اين بدان، اشرافی می‌طلبد در دست کم دو رشته حقوق بين‌الملل و ارتباطات بين‌الملل که از عهده نگارنده اين سطور خارج است. ناگفته نماند که از ديگر مزيت‌های کتاب وجود کتابشناسی، و نمايه‌های جداگانه موضوعی و اَعلام است.


منابع


تومی، ايلکا. (1383). جامعه دانايی و پرسش‌های پژوهشی آينده (اسماعيل يزدان‌پور مترجم). تهران: دانشگاه علامه طباطبايی و مرکز پژوهش‌های ارتباطات.
دوران، بهزاد. (1378). معرفی سه کتاب درباره جامعه اطلاعاتی. کتاب ماه علوم اجتماعی، شماره 28، 28-25.
محسنی، منوچهر. (1380). جامعه‌شناسی جامعه اطلاعاتی. تهران: نشر ديدار.
معتمدنژاد، کاظم. (1382). اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی. تهران: مرکز پژوهش‌های ارتباطات.
وبستر، فرانک. (1380). نظريه‌های جامعه اطلاعاتی (اسماعيل قديمی مترجم). تهران: قصيده‌سرا.
وبستر، فرانک. (1382). نظريه‌های جامعه اطلاعاتی (مهدی داودی مترجم). تهران: وزارت امور خارجه.
تيتر اصلي. (1379). «[فصلنامه] نمايه پژوهش، ويژه‌نامه جامعه اطلاعاتی، 4 (15)».
 

پی نوشت

* معتمدنژاد، كاظم. (1383). جامعه اطلاعاتي: انديشه‌هاي بنيادي، ديدگاههاي انتقادي و چشم‌اندازهاي جهاني. تهران: دانشگاه علامه طباطبايي، مركز پژوهش‌هاي ارتباطات.

** استاديارعضو هيئت علمي پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمي ايران. تلفن:66494980؛ نمابر:66462254

 

1. برگزاری سلسله نشست‌های تدارکاتی برای اجلاس دوم سران جامعه اطلاعاتی در ژنو طی يکسال و نيم اخير توسط مرکز پژوهش‌های ارتباطات در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبايی.
2. نخستين سمينار ميان‌منطقه‌ای کشورهای آسيای مرکزی ـ غربی و جامعه اطلاعاتی (شهريور 1380 تهران).
3. مثل راه‌اندازی سرويس جامعه اطلاعاتی در خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا).
4. پيامد اصلی چنين روندی جايگزينی کارهای نظری و تجربی آکادميک (برای مثال آثار نظری «دانيل بل» و «آلن تورن»، و تحقيقات تجربی «فريتز ماکلوپ» و «مارک پورات» در دهه هفتاد) با آثار عامه‌پسند دارای اهداف خاص سياسی است (کتاب حاضر ص 9).
5. نخستين اثر از اين مجموعه، کتاب «ايلکا تومی» (1383) است.
6. يکی نظريه‌های جامعه اطلاعاتی «فرانک وبستر» با دو ترجمه (1380) و (1382) و دو ديگر «جامعه دانايی» و «پرسش‌های پژوهشی آينده» «ايلکا تومی» (1383).
7. - معتمدنژاد، کاظم (1382) اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی. تهران: مرکز پژوهش‌های ارتباطات.
8.کافی است معادل‌های جا افتاده‌ای را که برای knowledge management به عنوان مديريت دانش (و نه مديريت معرفت يا دانايی) يا مهندسی دانش برای knowledge engineering (به جای مهندسی معرفت يا دانايی) متداول گشته، مدنظر قرار دهيم.