مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران

ارائه راه حل براي برخي مسائل اتوماسيون و نگارش فارسي

فصلنامه اطلاع رساني. دوره 19، شمارهء 3 و 4
بهار و تابستان 1383

صفحه: 1-10

نوشته: دكتر محمد صادق محقق زاده

  عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي شيراز
  
   كاظم زارعيان

كارشناس ارشد زبانشناسي 
 

چكيده
نگارش فارسي ايرادهائي دارد، اين ايرادها متعدد بوده و كار خواندن و نوشتن  را به حدي سخت مي‌سازد كه گاهي بهترين دانش آموختگان فارسي زبان در درست خواني و درست‌نويسي1 با مشكلاتي مواجه ميشوند. اين ايرادها هنگام استفاده از كامپيوتر براي انجام كار با زبان نيز مشكل ساز است و چنان چه ميدانيد استفاده از كامپيوتر براي كارهائي كه با زبان فارسي انجام مي‌شود گسترده، لازم و اجتناب ناپذير است، بايد كاري كرد كه نگارش فارسي هم براي انسان و هم براي انجام كار با كامپيوتر، آسان و عملي گردد.
مشكلات فوق قابل چشم پوشي نبوده بلكه سبب بسياري از ضرر و زيانهاي فرهنگي و اقتصادي از جمله كم سوادي و بيسوادي افراد و اتلاف وقت فراگيران فارسي بوده و بايد براي اصلاح آنها كوشيد. موضوع اصلاح زبان فارسي از دير باز مطرح بوده و گروههائي از آن هواداري كرده، ضرورت تغيير خط كنوني رالازم دانسته و براي نگارش، خط فارسي ديگري طراحي كرده‌اند. عده اي استفاده از الفباي لاتين را تنها راه ممكن دانسته و عده اي نيز فارسي چپ‌نويس را لازمه اصلاح نگارش فارسي مي‌دانند. اما به رغم اتفاق راي همه دست اندركاران بر لزوم اصلاحات و ايجاد تغيير، نگارش فارسي به راه نابسامان خود، خواسته و ناخواسته ادامه مي‌دهد. البته هستند كساني كه با اصلاحات مخالفت مي‌نمايند.
به نظر مي‌رسد كه اغلب اين نيروها بيشتر به خاطر حفظ گنجينه غني ادب فارسي و از ترس از دست دادن ارتباط با گذشته به تغيير خط روي خوش نشان نداده‌اند، بنابراين چنان چه راه‌حلي ارائه گردد كه در ظاهر تفاوت زيادي با نحوه نگارش فعلي نداشته باشد احتمالاً با اقبال بيشتري رو به رو خواهد شد. ارائه دهندگان اين طرح اعتقاد به انجام اصلاحات داشته و اصلاحات پيشنهادي را با همين ايده اساسي مطرح مي‌نمايند. اين اصلاحات مشتمل است بر: كاهش شمار نويسگان از طريق جدا نويسي و قائل شدن دو شكل كوچك وبزرگ براي حروف الفبا، نگارش  واژه محور،  پيوسته نويسي  كلمات تركيبي و استفاده از نويسه (-) ميان كلمات درصورت نامانوس بودن شكل تركيبي، نگارش حروفي كه خوانده شده ولي نوشته نمي‌شوند، ايجاد علامتي جهت كسره اضافه، حذف اعراب گذاري ، عدم تمايز بين  ا وآ، و حذف لا و نوشتن ان در دو جا، و چپ نويسي.  اين پيشنهادها  به يقين اتوماسيون و نگارش زبان  فارسي را ساده مي‌سازد.


كليدواژه‌ها: زبان فارسي/ نگارش فارسي / اتوماسيون خط فارسي


مقدمه
نگارش فارسي ايرادهايي دارد كه نوشتن و خواندن آن را مشكل مي‌سازد. اين معايب و مشكلات متعدد بوده و كار نوشتن و خواندن را به‌حدي سخت مي‌سازد كه گاهي بهترين دانش‌آموختگان فارسي زبان در خواندن و نوشتن صحيح1 با اشكال مواجه مي‌شوند. هدف اين مقاله بررسي صرف اين مشكلات نيست، چه اين كار قبلاً توسط دانشوران بسياري صورت گرفته و به‌طور مفصل درباره مشكلات و عوارض آن صحبت شده است كه مي‌توان براي آشنايي كامل با آنها از منابع ديگر استفاده نمود (آريانپور، 1374؛ خيام، 1373؛ دامادي، 1370)‌ و در زير فقط به صورت مختصر به بعضي از مشكلات اشاره مي‌گردد:
1. دستگاه خط فارسي به لحاظ مصوتها به‌ويژه مصوتهاي كوتاه محدوديت دارد و در نوشتن كلمات، حروف بي‌صدا در كنار هم مي‌نشينند و خواندن كلماتي كه بدين‌ترتيب نوشته شده‌اند بدون آشنايي قبلي با آنها ميسر نيست. از نظر همه استادان نگارش فارسي اين بزرگ‌ترين عيب آن است كه سبب مي‌گردد حتي بهترين دانش‌آموختگان دانشگاه نيز تا كلمه‌هائي را از قبل نشناسند از خواندن آن عاجز باشند (مصطفوي، 1324)‌.
2. حروف چندي داراي شكلهاي مشابه هستند، مانند ب، پ، ت، و ث كه تنها در تعداد نقطه كه براي نوشتن آنها به كار مي‌رود، متفاوت‌اند و يا ك و گ كه با هم در يك سركش تفاوت دارند. اين خصوصيت باعث مي‌شود كه چنانچه به هر دليلي يك نقطه يا سركش، اضافه، كم يا جابه‌جا گردد معني ناخواسته تغيير كند، مانند كردن و گردن يا نور و تور. به‌علاوه تعداد نقاط در خط تحريري مشكل‌ساز است، مثلا ًبه هنگام نوشتن كلمه «پيچيده» انسان دچار اتلاف وقت و سردرگمي مي‌شود.
3. در نگارش فارسي كلمات به هم چسبيده نوشته مي‌شوند و مرز كلمات مشخص نيست، بنابراين قرائت آنها و درك معني مشكل است، مانند كلمه مادر و مادر ( ما در ).
4. حروف چندي يكسان تلفظ مي‌شوند، مانند س، ص، و ث كه علاوه بر افزايش تعداد حروف باعث سخت‌شدن بيهوده املاي كلمات حاوي آنها مي‌گردند.
5. جهت نگارش فارسي از راست به چپ بوده و اين در حالي است كه جهتِ نگارش در بيشتر زبانها و علوم و موسيقي همه از چپ به راست است. به‌علاوه، نگارش از چپ به راست آسان‌تر است.
6. در نگارش فارسي حروف يك كلمه به هم متصل مي‌گردند و حروف بر حسب محل خود در كلمه شكلهاي متفاوت به خود گرفته و بدين ترتيب تعداد حروف الفباي فارسي به ميزان زيادي افزايش مي‌يابد كه به پيچيدگي نگارش و يادگيري مي‌انجامد.
7. بعضي از حروف تلفظهاي چندگانه دارند، مانند «ي» در دير ( = ضد زود ) و دير ( = خانقاه ).
8. بعضي از حروف نوشته شده ولي خوانده نمي‌شوند، مانند «و» در خواجه، خواهش، و خواندن.
9. بعضي از حروف خوانده مي‌شوند ولي نوشته نمي‌شوند، مانند الف در اله و رحمن.
اين ايرادها و اشكالات چنانكه گفته شد نه تنها خواندن و نوشتن فارسي را براي انسان مشكل مي‌سازد، بلكه هنگام استفاده از كامپيوتر براي انجام كار با زبان نيز مشكل‌ساز است و چنانكه مي‌دانيد استفاده از كامپيوتر در رابطه با كارهايي كه با زبان فارسي انجام مي‌شود گسترده، لازم و اجتناب‌ناپذير است و بايد كاري كرد كه نگارش فارسي هم براي انسان و هم براي كار با كامپيوتر، كه در اين مقاله اتوماسيون زبان فارسي ناميده مي‌شود، آسان و عملي گردد. اگر چه نرم‌افزارهاي فعلي تا حدودي با مسائل كنار آمده و براي اشكالات موجود راه‌حلهايي پيدا كرده‌اند، ولي همه اينها منوط به نوشتن زيرروالهاي2مختلفي‌ است كه زبان فارسي را با اين دستگاه عجيب و تعيين‌‌كننده قرن تطبيق مي‌دهد؛ اشكالاتي كه تاكنون به نحوي رفع و رجوع شده و راه‌حلهاي اساسي نبوده و متأسفانه هيچ مبناي همگاني هم براي آنها وجود ندارد. اين نكته به‌خصوص از آن جهت حائز اهميت است كه امروزه كامپيوترها كنترل چاپ و اتوماسيون زبان فارسي را در دست دارند و دوران اعمال سليقه‌هاي شخصي به سر آمده است. از طرفي از زيرروالهاي موجود نيز آنچه در مورد نگارش بوده تا حدي موفق بوده است، مانند زيرروالهايي كه براي تعيين شكل مناسب حرف در هنگام تايپ است، البته اين كار به‌خوبي انجام مي‌شود و مشكلي در كار نيست جز اين كه اين زيرروالها بايد با زدن هر كليد اجرا شوند تا شكل آن حرف مشخص گردد. اين سخن به معناي صرف زمان و انرژي است. به‌علاوه كاربر قادر به انتخاب شكل حرف در صورت لزوم نيست. اما زيرروالهاي مهمي مانند تصحيح املاء3 و تصحيح گرامر4 همچنان با اشكالات اساسي روبه‌رو هستند.
مشكلات فوق مشكلات ساده‌اي كه قابل چشم‌پوشي بوده و بتوان به‌سادگي از كنار آنها گذشت نيستند، بلكه مسبب بسياري ازعقب ماندگيهاي فرهنگي و زيانهاي اقتصادي از جمله كم‌سوادي و بي‌سوادي افراد و اتلاف وقت فراگيران زبان فارسي (به علت سختيهاي بيهوده) بوده و بايد براي اصلاح آنها كوشيد. مرگ و زندگيِ الفباي فعلي فارسي بستگي به موفقيت چنين اصلاحاتي دارد.
بنابر دلايل بالا، موضوع از نظر انديشمندان و دانشمندان دور نبوده و موضوع اصلاح خط فارسي سالهاست كه مطرح بوده و گروههايي از آن هواداري كرده‌اند و افرادي نظير آخوندزاده (موسوي، 1378) و ملكم‌خان (ناظم‌الدوله، 1303 ق) ضرورت تغيير خط كنوني را لازم دانسته و براي نگارش فارسي، الفباي ديگري طراحي كرده‌اند. عده‌اي نيز انتخاب الفباي لاتيني را تنها راه ممكن دانسته و عده‌اي نيز چپ‌نويسي را لازمه اصلاح نگارش فارسي مي‌دانند.
اما به‌رغم اتفاق رأي همه دست‌اندركاران بر لزوم اصلاحات و ايجاد تغييرات، تاكنون هيچ يك از پيشنهادها مورد پذيرش عام قرار نگرفته و نگارش فارسي به راه نابسامان خود، خواسته و ناخواسته، ادامه مي‌دهد.
البته بايد گفت، هستند كساني كه با اين اصلاحات مخالفت مي‌نمايند و مهم‌ترين ايراد آنها اين است كه چنين اقدامي ما را از گنجينه فرهنگ و ادب فارسي گسسته و زيان جبران‌ناپذيري به فرهنگ ما وارد مي‌سازد. ولي آنچه مهم است اينكه اين مخالفان نيز به وجود اشكالات اذعان داشته و به ناچار آن را جزء ايهامات و نمك زبان فارسي قلمداد كرده و مي‌گويند اگر چه اين مشكلات وجود دارند، ولي قابل اغماض بوده و همچنان كه تاكنون به نحوي رفع و رجوع شده‌اند در آينده نيز خواهند شد (آريانپور، 1374).
ارائه‌دهندگان اين طرح اصلاح خط فارسي را لازم دانسته و به رغم ناكاميهاي گذشته طرحي جديد براي اصلاح خط فارسي پيشنهاد مي‌نمايند. البته ناكاميهاي مذكور مربوط به دوران معاصر بوده وگرنه تاريخ زبان فارسي درگذشته شاهد سه مورد اصلاح سيستماتيك دستگاه خط فارسي بوده، كه اولي به عهد هخامنشي، دومي به عهد ساساني و سومي به صدر اسلام مربوط مي‌شود.
در اين طرح ضمن بررسي نگارش فارسي با نگاهي تازه، روش جديدي براي نگارش ارائه مي‌شود كه راه‌حلي سيستماتيك بوده و تغييرات ساختاري در نگارش فارسي ايجاد نموده و راه را براي تحولات بنيادين و جديد به صورتي ساده باز مي‌نمايد. از طرف ديگر اين اصلاحات راه اتوماسيون زبان فارسي را در رابطه با كامپيوتر و صنعت چاپ هموار و ساده مي‌نمايد.
 
ملاحظات كلي ناظر بر ارائه پيشنهادها
چنانكه در بالا گفته شد مشكلات نگارش فراوان هستند و راه‌حلهاي متفاوتي در گذشته نيز براي رفع آنها ارائه گرديده كه به علتهاي مختلفي مورد پذيرش قرار نگرفته است و به نظر مي‌رسد كه مهم‌ترين عامل شكست راه‌حلها وجود نيروهاي متفاوت و پرقدرتي است كه در مقابل تغيير و يا اصلاح خط به‌صورت گسترده پافشاري مي‌نمايند و باز به نظر مي‌رسد كه اين نيروها بيشتر به خاطر حفظ گنجينه غني ادب فارسي و از ترس از دست دادن ارتباط با گذشته به تغيير خط روي خوش نشان نداده‌اند. بنابر‌اين چنانچه راه‌حلي ارائه گردد كه اين مشكلات را رفع نموده درحالي‌كه كمترين زيان را در رابطه با قطع ارتباط با گذشته داشته باشد، يعني در ظاهر تفاوت زيادي با نحوه نگارش فعلي نداشته باشد، با اقبال بيشتري جهت پذيرش روبه‌رو خواهد شد.
راه‌حلهاي ارائه شده با اين هدف بوده و چنانكه در نمونه 1 كه با به كار بردن اين پيشنهادات تهيه شده ملاحظه مي‌شود، شكل نگارش تغيير چنداني نكرده و تغييرات ظاهري در كمترين حد ممكن است، درحالي‌كه از لحاظ ساختاري و در رابطه با اتوماسيون تغييرات اساسي به وجود ‌آورده و مشكلات اتوماسيون تا حدود زيادي حل شده و همچنين نظر بزرگان ادب فارسي كه حفظ چهره و كيان زبان فارسي است برآورده شده است.
در ارائه پيشنهادها نكته دومي نيز مورد توجه قرار گرفته و آن انتخاب خطوط اوستائي و لاتين به عنوان الگوهايي براي ارائه راه‌حلهاي پيشنهادي مورد نظر است. علاوه بر اين، تعميم ويژگيهاي مثبت خط فعلي فارسي نيز مدنظر قرار گرفته است.
پيشنهادهاي ارائه شده براي خط چاپي5 و اتوماسيون خط فارسي با كامپيوتر تهيه شده و هر چند كه براي تحرير6 نيز قابل استفاده هستند ولي كاربرد آنها به داوري و سليقه نويسنده واگذار گرديده است.
در ارائه پيشنهادها خصوصا ًدر رابطه با اتوماسيون نگارش فارسي، اتوماسيون از طريق كامپيوتر مدنظر بوده كه درنتيجه براي زمينه‌هاي ديگر نظير چاپ هم كاربرد دارد، زيرا كه امروزه صنعت چاپ نيز نظير بقيه صنايع در سيطره كامپيوتر است.
 
راه‌حلها
كاهش شمار نويسگان 
روش نگارش در فارسي بدين‌ترتيب است كه حروف تشكيل‌دهنده كلمه به صورت پشت سر هم نوشته مي‌شوند و بر اين اساس حروف به دو نوع منفصل و متصل تقسيم مي‌شوند. حروف متصل حروفي هستند كه در نگارش به حرف بعد از خود متصل مي‌گردند و حروف منفصل به حرف بعدي اتصال نمي‌پذيرند. حروف متصل با توجه به موقعيتشان در كلمه، موقعيتهاي آغازي، مياني، پاياني و برحسب وضعيت چسبان و تنها بودن داراي چهار شكل مختلف هستند (نظير ﺑ ، ﺒ ، ﺐ، ﺏ) و حروف منفصل در وضعيتهاي چسبان و تنها بودن داراي دو شكل مختلف هستند (نظير ﺪ و ﺩ). اين ويژگي متصل‌نويسي حروف، سبب زياد شدن تعداد نويسگان خط فارسي شده و بدين ترتيب تعداد حروف فارسي كه در ابتدا فقط 32 حرف مشخص است به 134 نويسه افزايش پيدا مي‌كند. البته در مورد عدد 32 و در نتيجه عدد بعدي 134 نيز اتفاق‌نظر وجود ندارد. اين ويژگي نگارش فارسي كه حروف در وضعيتها و موقعيتهاي مختلف شكلهاي مختلف دارند، تعداد نويسگان فارسي را افزايش قابل توجهي داده كه داراي 2 نتيجه نامطلوب زير است:

1. يادگيري خط فارسي را براي آموزندگان آن مشكل مي‌سازد.
2. اتوماسيون زبان و نگارش فارسي را با مشكلات متعدد مواجه
مي‌سازد.

تنوع و تعدد نويسگان، يادگيري زبان و خط فارسي را براي آموزگار و آموزنده دشوار و براي نوآموز توانفرسا مي‌سازد.
تعداد زياد نويسگان در رابطه با اتوماسيون زبان توسط كامپيوتر مشكلاتي در خصوص تعداد و ترتيب قرارگرفتن نويسگان در جداول كد ايجاد مي‌نمايد (در اسكي7 8 بيتي) و طراحان كد در جاي دادن اين تعداد نويسه در جداول با مسئله كمبود جا روبه‌رو هستند. هر چند كه مشكل جا با كد 16 بيتي يوني‌كد8 حل شده است، اما مسائل ديگري همچنان باقي مي‌مانند كه احتياج به برطرف شدن دارند.
يكي از مسائلي كه همچنان باقي مي‌ماند، مسئله تعيين حالات مختلف يك نويسه است. فعلا ً هنگام ورود يك نويسه، انتخاب شكل خاص آن نويسه با توجه به موقعيت خاص آن توسط واردكننده اطلاعات به كامپيوتر انجام نمي‌گيرد، بلكه با زدن كليد نويسه‌هاي مختلف، يك زيرروال شروع به كار نموده و با توجه به موقعيت حرف، شكل صحيح آن را انتخاب مي‌نمايد. به‌عبارتي، صفحه كليد كامپيوتر براي نگارش فارسي هوشمند عمل مي‌نمايد. هر چند كه اين روش موفق بوده و به خوبي كار مي‌كند ولي مشكل آن پردازشي است كه بايد به ازاي ورود هر نويسه انجام پذيرد، و مشكل دوم اينكه انتخاب شكل نويسه در دست واردكننده اطلاعات نيست. از آنجايي كه اين پردازش زائد به نظر مي‌رسد بايد ترتيبي اتخاذ گردد كه از آن جلوگيري گردد و ضمناً نحوه ورود اطلاعات و نگارش به صورتي باشد كه انتخاب شكل نويسه (نظير ورود آن در زبان لاتين) با واردكننده اطلاعات باشد و به عبارتي، صفحه كليد در اين باره هوشمند عمل ننمايد.
حال چنانچه به روش نگارش فارسي كلمات به دقت توجه شود شخص ملتفت خواهد شد كه از 3 موقعيت و 2 حالت مختلف ذكر شده براي حروف (آغازي، مياني، پاياني، چسبان، و تنها) در موقعيت پاياني، حروف اغلب به حالتي كه مي‌توان آن را حالت بزرگ9 حروف ناميد ظاهر مي‌گردند و در موقعيتهاي ديگر اغلب به حالت كوچك10 ظاهر مي‌گردند. به‌طور مثال، در مورد حرف نون موقعيتهاي آغازي و مياني ﻧ و ﻨ مقايسه شود با حالتهاي پاياني چسبان و تنهاي ﻦ و ﻥ (البته استثناهائي وجود دارد).
هدف از مطرح ساختن نكات بالا اين است كه در نگارش فارسي حداقل دو موقعيت كاملاً متمايز زير براي حروف موجود است:

1. موقعيتي كه از آغاز كلمه تا حرف ما قبل آخر ادامه دارد و مي‌توان آن را حالت كوچك حروف ناميد.
2. موقعيتي كه حرف در آخر كلمه دارد و مي‌توان آن را حالت بزرگ حروف ناميد.

مقايسه‌اي با زبان انگليسي شايد به تفهيم مطلب مورد نظر كمك نمايد. روال نگارش زبان انگليسي چنين است كه حروف دو حالت كوچك و بزرگ دارند كه يا كليه متن باحروف بزرگ نوشته مي‌شود و يا در حالتي كه حرف اول جمله و حرفهاي اول كلمات خاص به‌صورت بزرگ و بقيه با حروف كوچك نوشته مي‌شوند (و انتخاب حالات بزرگ و يا كوچك حروف با نگارنده است).
حال مي‌توان در مورد نگارش فارسي نيز چنين گفت كه براي حروف دو حالت اصلي متمايز وجود دارد (يا به‌زعم تهيه‌كنندگان اين مقاله)، حالت كوچك حروف كه در نوشتن حروف از ابتداي كلمه تا حرف ما قبل آخر به كار مي‌رود و حالت بزرگ حروف كه در آخر هر كلمه ظاهر مي‌گردد. به اين كلمات به‌دقت نگاه كنيد: نان، كتاب، فردا، بزاز.
هدف از مطرح ساختن مطالب بالا آماده ساختن زمينه براي ارائه راه‌حلي جهت كم‌نمودن نويسه‌هاي زبان فارسي و همچنين از بين‌بردن لزوم اجراي زائد زيرروال تعيين شكل نويسه‌هاي مختلف است كه اين راه‌حل جدانويسي حروف كلمه‌هاي فارسي است. با توضيحاتي كه داده شد چنانچه جدانويسي پذيرفته شود در نگارش فارسي نيز براي حروف فقط دو حالت لازم مي‌شود كه اين حالات را حالت كوچك حروف و حالت بزرگ ناميده و بدين ترتيب جدول جديد حروف فارسي به شرحي كه در جدول 1 آمده است خواهد بود.

جدول 1. نويسگان جديد فارسي

جدول 1


در اين جدول، 32 حرف مختلف (با احتساب همزه 33 نويسه) وجود دارد كه با در نظر گرفتن 2 حالت مختلف براي هر كدام از آنها جمعشان به تعداد 64 حرف (با احتساب همزه، 66 نويسه) مي‌رسد.
ترتيب قرارگرفتن اين نويسگان در جداول كد به ترتيب حروف الفبا بوده و براي هر حرف ابتدا حالت بزرگ و سپس حالت كوچك آن خواهد بود. به‌طور مثال، چنانچه حرف نون بزرگ (ن) در خانه 146 كد اسكي قرار داده شود حرف نون كوچك ( ﻧ ) در خانه 147 قرار خواهد گرفت. شكل حروف براي نگارش توسط واردكننده مطالب انتخاب خواهد شد. فشار يك كليد حالت كوچك حرف را وارد خواهد نمود و فشار همزمان كليد حرف با دكمه تغيير11 ،حرف بزرگ را وارد خواهد نمود و بدين ترتيب براي تعيين شكل حروف احتياج به اجراي زيرروال معيني نيست و صفحه كليد هوشمند عمل نخواهد كرد. محل قرار گرفتن حروف بزرگ و كوچك همگي در قسمت بالاي كد 128 جدول اسكي خواهد بود.
 
نگارش واژه محور
يكي از مشكلات نگارش فارسي اين است كه در آن مرز كلمات به گونه واضح مشخص نيست. اين موضوع نه تنها باعث ايجاد اشكال در هنگام خواندن توسط انسان مي‌گردد، بلكه فقدان پايان مشخص در انتهاي كلمات، كارهاي پردازش و ويرايش متون فارسي توسط كامپيوتر (نظير غلط‌يابي املايي و تصحيح گرامري) و يا استفاده از قاموس12 را سخت مي‌نمايد. چنانچه كلمات داراي پايان مشخصي باشند، اين مشكلات به‌سادگي قابل حل خواهند بود. بنابراين پيشنهاد مي‌گردد كه به جاي روش فعلي نگارش هجا محور، اصل را بر نگارش واژه محور گذاشته و پايان كلمات حتماً با ايجاد يك فاصله13 از هم مشخص گردند. البته درج فاصله در اغلب متون جديد چاپي رعايت مي‌گردد و ضمناً فرهنگستان زبان و ادب فارسي نيز در دستور خط فارسي كه جديداً تصويب و ارائه نموده، فاصله‌گذاري ميان كلمات را امري لازم دانسته است (فرهنگستان زبان و ادب فارسي، 1381). بنابراين براي بهبود نگارش فارسي، مشخص نمودن پايان كلمات با درج فاصله در انتهاي كلمات و قبل از كلمه بعدي ضروري است.
با اين حساب، عبارتهاي «كتاب‌ها» و «خانه‌ها» كه در نگارش هجا محور به همين صورت نگاشته مي‌شود در نگارش پيشنهاديِ واژه محور به صورت «كتابها» و «خانه‌ها» يعني بدون فاصله بين هجاها نگاشته مي‌شود. اين كلمات سابقاً نيز به صورت واژه محور يعني «كتابها» و «خانها» نگاشته مي‌شدند.
 
نگارش كلمات تركيبي
پيشنهاد ارائه شده جهت نگارش كلمات مركب اساساً پيوسته‌نويسي آنهاست، مانند درآمد، دلارام، مي‌شود، خانگي و بيكار. در مواردي كه شكل تركيبي نامانوس به نظر مي‌رسد استفاده از علامت «-» در بين كلمات تركيبي توصيه مي‌گردد، نظير نيك- كار ، رستم- پور، نگون - بخت، و دست- ساز . در قاموس نيز اين لغتها به همين صورت وارد خواهند شد.

 
نگارش حروفي كه خوانده شده ولي نوشته نمي‌شوند
بعضي از حروف خوانده شده ولي نوشته نمي‌شوند، مانند الف در اله و رحمن. پيشنهاد مي‌شود كه آنها به صورتي كه خوانده مي‌شوند يعني به صورت الاه و رحمان به نگارش درآيند.

نگارش كسره اضافه
در نگارش فارسي علامت خاصي براي كسره اضافه وجود ندارد كه گاه خواندن و درك مطالب را دشوار مي‌سازد. براي رفع اين نقيصه، نشانه‌ «-» براي آن منظور شده تا مطالب به همان صورت كه بيان مي‌شود نگاشته شود. در خط پهلوي نيز براي كسره اضافه نشانه خاصي وجود داشته است.

عدم تمايز بين ا و آ
چون در نگارش حروف عملاً بين مصوت كوتاه a و مصوت بلند ä ( يعني بين ا و آ ) تمايزي وجود ندارد، بنابراين علامت مد روي الف حذف و حرف الف در كلمات آرام، آن، انار و ابر به صورت يكسان يعني ارام، ان ، انار و ابر نگارش مي‌شود و تمايز بين مصوتهاي كوتاه و بلند aو à در نمايش گرافيكي از ميان مي‌رود كه اين خود گام مهمي به سوي استاندارد كردن دستگاه خط فارسي از سوي تهيه‌كنندگان اين مقاله به حساب مي‌آيد. دراين صورت از تمايز بين الف آغازي و غير آغازي درمرز هجا نيز چشم‌پوشي شده است .

حذف لا
در نگارش كنوني فارسي وقتي حرف ل با حرف ا تعقيب مي‌گردد، به جاي نوشتن آن به‌صورت ﻟ‌ﺎ در دو جا آن را به‌صورت لا كه فقط يك جا مي‌گيرد مي‌نويسند. به نظر مي‌رسد كه اين به خاطر زيبايي صورت مي‌گيرد. پيشنهاد مي‌گردد ﻟ‌ﺎ در دو جا نگارش يافته و يك نويسه از جدول فعلي نويسگان حذف گردد.

حذف اعراب‌گذاري
پيشنهاد مي‌شود كليه نشانه‌هاي اعراب‌گذاري14در نگارش حذف گردد. در مورد تشديد، حرف مشدد تكرار شود و در مورد تنوين، نون خيشومي از روي زبرزنجيره به روي زنجيره نوشتار منتقل شود و به عنوان مثال، كلمه «فعلاُ» به صورت «ﻓﻌﻠ ﺎن» نگاشته شود. (براي حفظ چهره خط فارسي، حروف مشدد در اين مقاله تكرار نشده است).

نگارش چپ‌نويس
جهتِ نگارش فارسي از راست به چپ است، در حالي كه خط فارسي باستان (ميخي) از چپ به راست بوده است. اغلب قريب به اتفاق مردم جهان نيز از چپ به راست مي‌نويسند. كشورهاي تركيه و آذربايجان نيز پس از انتخاب خط لاتين از چپ به راست مي‌نويسند. به‌علاوه جهت نگارش در فيزيك، شيمي، رياضيات، و موسيقي نيز از چپ به راست است. درتاجيكستان نيز خط سيريل با «چپ‌نويس» بودن، خط فارسي را به چالش مي‌خواند.
جهت نگارش فارسي با از «راست به چپ» بودن در تقابل با كليه موارد ذكر شده در بالاست و باعث دشوار شدن مطالعه و نگارش مطالبي خواهد شد كه تركيبي از موارد چپ‌نويس و فارسي راست‌نويس است.
بنابراين پيشنهاد مي‌شود كه جهت از چپ به راست نيز براي فارسي انتخاب گردد. انتخاب چپ‌نويسي براي نگارش فارسي نه تنها باعث هماهنگ شدن اين زبان و موارد ذكر شده مي‌شود، بلكه نگارش و مطالعه را با توجه به اينكه ديگر احتياجي به عوض‌كردن جهت به طور دائم وجود ندارد، هم براي انسان و هم براي اتوماسيون ساده مي‌سازد و اين امر موجب تسهيل خواندن و نگارش و در نتيجه يادگيري زبان فارسي و همچنين كمال آن مي‌گردد. در چنين صورتي جهت حروف نيز چنان‌كه در نمونه 2 مي‌بينيد از چپ به راست است.

نمونه 1

 

نمونه 2

 نتيجه
نگارش زبان فارسي ايرادهايي دارد كه خواندن و نوشتن و همچنين اتوماسيون آن را مشكل مي‌سازد. اين اشكالات مورد تصديق اغلب دست‌‌اندركاران زبان فارسي است و راه‌حلهايي نيز ارائه گرديده است كه تاكنون مورد قبول واقع نشده است. به عقيده ارائه‌دهندگان اين طرح علت مخالفت با چنين طرحهائي، ترسِ از دست‌دادن ارتباط با گنجينه غني ادب فارسي به نظر مي‌رسد. بنابراين چنانچه راه‌حلي ارائه گردد كه متضمن اين ارتباط باشد شايد با اقبال بيشتري روبه‌رو گردد. راه‌حلهاي طرح نيز با همين چارچوب طراحي گرديده‌اند. راه‌حلهاي ارائه شده عبارت اند از:
1. كاهش شمار نويسگان با قائل‌شدن دو حالت بزرگ وكوچك براي كليه حروف .
2. نگارش واژه محور وقراردادن فاصله بين‌كلمات براي مشخص ساختن مرز كلمات.
3. استفاده از نشانه «-» در بين كلمات تركيبي.
4. نوشتن حروفي كه خوانده شده ولي نوشته نمي‌شوند.
5. استفاده از نشانه «-» براي نمايش كسره اضافه.
6. تمايز قائل نشدن بين ا و آ .
7. حذف لا و نوشتن آن به صورت (ﻟ ﺎ و ﻟ ﺎ)
8. حذف اعراب‌گذاري.
9. نگارش از چپ به راست و هماهنگ ساختن روش نگارش فارسي با اغلب زبانهاي رايج دنيا و علوم و هنر.
بدين‌ترتيب بسياري از مشكلات اتوماسيون و نگارش فارسي برطرف مي‌گردد.

پي‌نوشتها


1. orthography
2 .subroutines
3. spell check
4. grammer check
5. printing
6. handwriting
7. ascii
8 .unicode
9. capital
10 .small
11 .shift
12. dictionary
13. space
14 .diacritical marks

منابع