كاربرد كتابسنجي در منابع رديف اول علوم دامپزشكي *

 

 نوشته : و.هاوستن

ترجمه : عليرضا فيضي

كارشناس ارشد كتابداري و اطلاع رساني

مركز تحقيقات حفاظت خاك و آبخيزداري كشور

كليدواژه ها :كتابسنجي / منابع رديف اول /كتابخانه تخصصي /علوم تخصصي /علوم دامپزشكي / مجلات هسته / تحليل استنادي

چكيده :اين بررسي به منظور تعيين رشد سالانه منابع رديف اول علوم دامپزشكي ، تعيين مجلات هسته ،مشخص كردن نيمه عمر و كاربردي كتابسنجي براي كتابداران كتابخانه هاي علوم دامپزشكي انجام شد.

كاربرد تحليل استنادي با استفاده از نشريه Journal Citation Report  منجربه فهرستي از 15 مجلة هسته شد . از اين فهرست مي توان به عنوان مبناي يك طرح آگاهي رساني جاري استفاده نموده . قانون پراكندگي برادفورد د رمنابع رديف اول علوم دامپزشكي نيز همانند ساير علوم مصداق دارد. اگر منابع دريف اول هر 15تا 20 سال دو برابر شود ، آنگاه هر 7 تا 8 سال نيمي از آنها كهنه مي شود . نيمه عمر منابع علوم دامپزشكي 5/7 سال است . اكثر متخصصين اين رشته استفاده از سيستم اطلاعاتي بازيابي مبتني بر رديابي منابع مقالات مجلات را ترجيح مي دهند .

 مطالب زيادي دربارة انفجار منابع ( اطلاعات ) در مجلات علمي نوشته شده است . اين انفجار اطلاعات در علوم دامپزشكي نيز وجود دارد و جاي شگفتي نيست اگر بگوييم كه از هر 8 دانشمند ،7 نفر آن ها امروزه در قيد حيات هستند . امروزه حجم انبوه مجلات موجود در حرفة دامپزشكي ، نوعي گزينش د رتهيه مجلات را ايجاب مي كند و چنانچه اينگزينش كمي باشد ، بر يك نگرش كيفي ترجيح داده مي شود . كتابسنجي مجلات ارائه مي كندو از آن بايد بهره كامل گرفت . كتابسنجي گرچه يك واژه مقبول در علوم اطلاع رساني و كتابداري است اما ضرورت “كمي كردن “ را براي اينكه علوم اطلاع رساني به جرگه علم پذيرفته شود را اجتناب ناپذيرمي سازد ؛ اندازه گيري حدود و ثغور يك اتفاق ، به اندازه توضيح وقوع يا عدم وقوع آن اتفاق مهم است. جنبه هاي زيادي از منابع ( يامجلات ) رديف اول علم دامپزشكي مورد بررسي قرار گرفته اند كه از جمله عبارت اند از :

1- رشد مقالات مجلات د رطول سالهاي مختلف ؛

2- استفاده از تحليل استنادي د رتعيين مجلات “هسته “ د رعلوم دامپزشكي ؛

3- مدت زمان لازم براي كهنه شدن اين متون ،يعني “نيمه عمر “مقالات مجلات ؛

4- مفاهيم ضمني كتابسنجي براي كتابداران كتابخانه هاي دامپزشكي .

بعلاوه براي بررسي اينكه آيا يك رويكرد كمي در تعيين مجلات هسته علم دامپزشكي وجود دارد كه با نظرات استفاده كنندگان همخواني داشته باشد ، از پژوهشگران فعال در اين حوزه خواسته شد پرسشنامه اي را تكميل كنند. هدف از اين بررسي اين بود گه دقيقا" مشخص كند كه از نظر رشد جاري متون دامپزشكي ، چه اتفاقي خواهد افتاد ، مجلات هسته را تعيين كند ، و از اين مجلات پايه به عنوان اساس برنامه آگاهي رساني جاري استفاده كند . اين مطالعه تنوع نشريه Journal Citation Repirts  را به عنوان ايزار كتابسنجي ا زديدگاه روش شناسي محض نشان مي دهد .

 

رشد متون رديف اول د رعلوم دامپزشكي

“دوسولاپرايس “مي كويد كه هر 15سال يك بار متون منتشر شده دركل علوم دو برابر مي شود (1) امكان دارد اين افزايش صرفا" به تخصصي شدن هر چه بيش ت رعلوم منجر شود (2) نتيجه اين امر ، افزايش تعداد دانشمندان و سريع شدن ميزان اين رشد از رشد معمول جمعيت است . اين رشد تصاعدي ، نظرا" باعث دانشمند شدن تمام مردم جهان خواهد شد ! پس اين رشد را بايد د رمرحله اي محدود كرد . نتايج چنين رشد فزاينده اي در متون علمي نگران كننده مي نمايد (همان وضعيتي كه دربارة اطلاعات نيز صاذق است ): مجموعه منابع رديف اول كتابخانه ها در هر 15 سال دو برابر مي شود . در واقع امر ، به نظر مي رسد كه براي تمام علوم اين منحني پيچيده به مرحله اي رسيده كه بايد محدود شود . دلايل اقتصادي –اجتماعي اين رشد از “راهنماي بين المللي نشريات ادواري اولريخ “ اقتباس شده است . در متون علمي دامپزشكي چه پيش خواهد آمد ؟ آيا گرايش آنها نيز مانند ساير علوم است ؟ براي ارزيابي اين موضوع ، يك مجموعه از مجلات كه توسط “ادارة مشترك المنافع بهداشت دام” در نشريه Veterinary Bulletin  (3) اسكن مي شود و هم مجلات هسته و هم غير هسته (يا جنبي) را شامل مي شود و هم عنوان مجلات كاملا" مرتبط با علوم دامپزشكي در نظر گرفته شد . بر طبق نشريه Veterinary Bulletin  ، تعداد كل مجلاتي كه براي تهيه نمايه عنوان ها و چكيده ها (اصطلاحا"منابع رديف دوم ) اسكن مي شدند ، 1320 عنوان بود . اولين سال انتشار اين مجلات عمدتا" از راهنماي اولريخ (4) به دست آمده . از 1320 مجله مذكور ، تنها مشخصات 780 مجله (تقريبا" 60 درصد ) د راولريخ وجود داشت . با استفاده از ساير منابع ، اولين سال انتشار 876 عنوان مجلة ديگر به دست آمد . از اين 876 عنوان تنها 50 تاي آنها قبل از سال 1920 ، 266 عنوان قبل از 1940 ، و 541 عنوان قبل از 1960 به چاپ  مي رسيد . 335 عنوان از آنها مربوط به بعد از سال 1960 بوره اند . د رعوض ، انتشار 23درصد مجلات بين سال هاي 1812 (اولين سال ثبت شده ) و 1920 ، 7 درصد بين 1930 و 1940 ، 12 در صد بين 1940 و 1950 ، 19 درصد بين 1950 1960 ، 23 درصد بين 1960 و 1970 ، و 16 در صد آن ها بين 1970 و 1980 بوده است . بنابراين با جمع آنها ،در صد موجودي براي اين دوره ها به ترتيب 23،30، 42، 61، 84 ، و 100 در صد به دست آمد . به عبارت ديگر ،تقريبا" نيمي از متون رديف اول علوم دامپزشكي به قبل از سال 1950 مربوط مي شود ، در حالي كه تقريبا" 85 درصد آن ها قبل از 1970 وجود داشته اند ؛ يعني تنها در حدود 10 سال گذشته به ظهور رسيده اند . همچنين ، از آنجا كه ظاهرا" 23 در صد متون د رسال هاي بين 1960 و 1970 منتشر شده اند ، اين دوره مي تواند دورة حداكثر رشد در بين دهه هاي مذكور باشد . به نظر مي رسد كاهشي در ظهور عناوين مجلات جديد د رسال هاي 1970 و 1980 وجود داشته . البته از 138 عنوان مجله اي كه در اين دهه منتشر شده ،تنها عنوان (31 درصد ) بين سال هاي 1812 و 1980 منتشر شده اند . خود اين 138 عنوان مجله ، صرفا" 16 درصد از 43 876 مجله محسوب مي شوند . اين نتايج در جدول شماره 1 خلاصه شده و رشد تجمعي مجلات از سال 1812 تا 1980 در نمودار شماره 1 نشان داده شده است . خلاصه ، به نظر مي رسد كه رشد متون رديف اول علوم دامپزشكي تا دهة 1940 خيلي كند بوده؛ د رحالي كه رشد سريع از همين سال تا دهة 1960 به نهايت خود رسيده ، و بعد از آن كاهش يافته است . پيش از سال هاي 1900 تنها حدود 60 مجله مرتبط با اين حوزه منتشر مي شده و بعيد به نظر مي سد كه اين مجلات علوم دامپزشكي را هدف خاص خود شمرده باشند . بعد از يك افزايش اندك ،شاهد يك دورة رشد تصاعدي بيت دهة 1930 و 1950 هستيم و به دنبال آن يك رشد طولي ملاحظه مي شود كه تا دهة 1970 ادامه داشته ؛ در اين سال يك مرحلة محدود كننده (يا دست كم نشانه هايي از چنين دوره اي ) به وقوع مي پيوندد بعد از جنگ جهاني دوم ، رشد تكاملي و منظم شيوه هاي كشاورزي در وجه مي توانسته دليل انفجار اطلاعات در متون رديف اول دامپزشكي در اين زمان به شماررود .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول شماره 1- ظهور عناوين جديد مجلات علوم دامپزشكي مربوط به قبل از 1930 تا 1980

درصد فراواني تجمعي

فراواني تجمعي

درصد

مجلات جديد

دهه

23%

205

23%

205

قبل از 930 (از 1812)

30%

266

7%

61

1940-1941

42%

373

12%

107

1950-1951

61%

541

19%

168

1960-1951

84%

738

23%

197

1970-1961

100%

876

16%

138

1980-1971

 

 

تحليل استنادي به منظور تعيين مجلات هسته در علوم دامپزشكي

طبق قانون پراكندگي برادفورد (5) تقريبا" در هر حوزة علمي ، تعداد كمي از مجلات در صد زيادي از مقالات را منتشر مي كنند . بدين وسيله مي توان مجلات هسته رشته هاي علمي را تعيين كرد . استنادهاي انجام شده به يك مجله خاص ، از يك نظر نشانة آن است كه مقالة مندرج در مجله مورد استناد تا حدي (كه تنها نويسندة مقالة استناد كننده از آن آگاه است ) با مقالة مندرج در مجلة استناد كننده در ارتباط است . تعداد استناد به مجلات خاص را مي توان شاخصي براي اهميت مجلات يك حوزه به شمار آوريد و بدين وسيله فهرست مجلات هسته ، يعني مرتبط ترين مجلات يك حوزه را مشخص كرد . بنابراين استفاده از تحليل استنادي نگرش ذهني تري (بر مبناي اعداد ) د رتعيين خط مشي هاي تهيه مجلات براي كتابخانه هاي اختصاصي به دست مي دهد . استفاده از Journal Citation Reports  (6) براي سال هاي 1975-1979 نشان داد كه قانون پراكندگي برادفورد در متون علوم دامپزشكي نيز مصداق دارد .

تعدادي از اين “مناطق [پراكندگي ]” را مي توان مشخص كرد . به مجلاتي كه بيش از همه در مجلة خاصي به آنها استناد مي شود ، مجلات هسته آن رشتة خاص گفته مي شود . در اين رابطه ، مجلات هسته علوم دامپزشكي در جدول شماره 2 فهرست شده اند .

جدول شماره 2- مجلات هسته در علوم دامپزشكي با استفاده از تحليل استنادي

American Journal of Veterinary Research

Asutralian Veterinary Journal

Avian Diseases

British Veterinary Journal

Cornell Veterinarian

Journal of the American Veterinary Medical Assoceatin

Journal ofAnimal Science

Journal of Comparative Pathology

Journal of Dariy Sciene

Journal of Parasitology

Journal of Reproduction and Fertility

Journal of Small Animal Practice

New Zealand Veterinary Journal

Research in Veterinary Science

Veterinary Record

 

 

كهنگي متون رديف اول علوم دامپزشكي

منابع موجود در كتابخانه هاي علوم دامپزشكي مانند منابع همة كتابخانه ها كهنه مي شوند .(7) اين كهنگي قابل اندازه گيري است و امكان دارد بتوان از آن به عنوان كاهش مختصر در طول زمان استفاده از اطلاعات (1) نام برد . همانگونه كه استناد به مقالة خاص باعث صرفه جويي در وقت مي شود ، اين كهنگي بدان معني است كه مرتبط بودن مقاله به آن زمينه رو به ضعف مي رود . از طرف ديگر ، در حالي كه بررسي يك يا چند مقاله ،نشانة كوچكي از درجة كهنگي در يك حوزه ، تصوير روشن تري به دست مي دهد . بررسي بيش تر مجلات غير هسته ، نشانة باز هم بهتري از وقوع كهنگي در آنها به شمار مي رود . براي اندازه گيري در جة كهنگي در اصطلاح” نيمه عمر” استفاده مي شود . يعني تعداد سال هاي انتشار مجله از گذشته تا سال جاري ، مقالاتي كه در آن شمارش شده اند ، براي 50 در صد استناد شده است كه براساس چاپ آنها در يك مجله در يك سال فرضي ارائه شده است .

از سال 1979 نشرية Journal Citation Reports   با استفاده از بستة نرم افزاري “نيمه عمر “ (2) ، نيمه عمر 41 مجلة دامپزشكي را به دست آورد . اين مجلات شامل 15 مجله هسته (تعيين شده از راه تحليل استنادي ) كه در جدول شماره 2 آمده ، و بيش از 26 مجلة ديگر بود كه در ضمن تحليل ، مشخص شد كه مجلات غير هسته هستند . متوسط نيمه عمر تمام 41 مجلة 775/6 سال بود . گرچه اختلاف دامنه خيلي وسيع (از 9/2 تا 10سال ) بود حد متوسط نيمه عمر 15 مجله هسته ، 5/7 سال ، باز هم با يك دامنة هسته احتمالا" بين 7 تا 8 ل است . مقايسه دامپزشكي با ساير علوم در جدول شماره 3 آمده است . در اين جدول مشاهده مي شود كه دامپزشكي از لحاظ نيمه عمر بين فيزيولوژي و شيمي قرار گرفته است . از آنجا كه دامپزشكي از لحاظ نيمه عمر بين علم كاربردي است و با هر دو رشته سرو كار دارد به همين دليل به نظر مي رسد با آنها هم ارزش باشد .

بنابراين ، چنانچه متون رديف اول دامپزشكي هر 20 سال دو برابر بشود ، نتيجه مي گيريم كه هر 7-8 سال [اطلاعات ] نيمي از آنها قديمي خواهند شد .

 

جدول شماره 3 – نيمه عمر بعضي از رشته ها در مقايسه با علوم پزشكي (8)

نيمه عمر (سال)

موضوع

9/3

6/4

8/4

2/5

2/7

5/7

1/8

0/10

5/10

8/11

مهندسي فلزات

فيزيك

مهندسي شيمي

مهندسي مكانيك

فيزيو اوژي

دامپزشكي

شيمي

گياهشناسي

رياضيات

زمين شناسي


عادات بازيابي اطلاعات در دانشمندان علوم دامپزشكي

پرسشنامه هايي توسط كارمندان بين دست اندركاران پژوهش دانشگاهي در يك كتابخانة آموزشگاهي دامپزشكي توزيع شد . انتخاب پاسخ دهندگان توسط كارمندان انجام مي شد. 66 در صد از اين عده به پرسشنامه جواب دادند . از 33 پاسخ دهنده ،22 نفر زير 40 سال و 11 نفر بالاي 40 سال سن داشتند . با اين كه در پرسشنامه ها چيزي كه بتوان از روي آن متوجه چنين مطلبي شد وجود نداشت ، با اين حال شايد پاسخ دهندگان جوان بيشتر ((در دسترس )) بودند . پاسخ دهندگان اكثرا" مربي (13 نفر ) ، سپس مربي ارشد (9نفر) ، دستيار پژوهش (3نفر ) ، همكار پژوهش (2نفر) دانشجوي دكتري (2نفر ) ، يك دانشيار ، يك نفر دستيار فوق دكترا ، يك دستيار آزمايشگاه و يك دستيار ارشد تحقيقات

همكار پژوهش (2نفر) دانشجوي دكتري (2نفر ) ، يك دانشيار ، يك نفر دستيار فوق دكترا ، يك دستيار آزمايشگاه و يك دستيار ارشد تحقيقات بودند (پاسخ دهندگان وضعيت خود را مشخص كرده بودند ). وقتي از آن ها سوال شد كه “ترجيح مي دهيد مقالات شما در كدام مجله منتشر شود ؟ لطفا" نام ببريد “ نام 84 مجله مختلف ذكر شد. به هر حال ، تقريبا" 50 در صد ترجيح مي دادند كه مقالاتشان در Veterinary  چاپ شود و حدود 33 درصد Research in Veterinary Record  را ترجيح دادند . از ميان 84 مجله مذكور ، 56 عنوان تنها يك بار ذكر شد كه نشاندهندة دامنة وسيعي از اولويت است . تقريبا" 60 درصد پاسخ دهندگان يك مجله را بيش تر از بقية مجلات مي خواندند ، كه منظور آن ها نشرية Veterinary Recotd  بود . از 33 پاسخ دهنده ، 2 نفر ادعا مي كردند كه 1 تا 5 مجله را مرتبا" مرور مي كنند ، 7 نفر مدعي مرور 6 تا 10 مجله ، 11 نفر مدعي مرور 11 تا 20 مجله بودند و 13 پاسخ دهنده اظهار داشتند كه بطور مرتب 21 تا 30 مجله را مرور مي كنند . بيش از 50 در صد شخصا" مجلات را مشترك بودند و از اين نظر ، نام 15 مجلة مختلف ذكر شد كه فقط 3 عنوان از آن ها را كتابخانه مورد بررسي در مجموعة  خود منداشت . 6 پاسخ دهنده (18درصد ) شخصا" نشرية Veterinary Record  را مشترك بودند .

متداول ترين شيوه [در روش هاي مختلف بازيابي اطلاعات ] ، رديابي از ارجاعات مجله ، و سپس رديابي ارجاعات يك نقد يا يك كتاب ، استفاده از مجلة چكيدة نامه ، بهره گيري از سيستم رايانه اي يازيابي اطلاعات بود . از 15 مجله اي كه با تحليل استنادي به عنوان مجله هسته تعيين شد ، تنها 2 مجله بود كه در هيچيك از پاسخ ها نامي از آن ها به ميان نيامد .

مفاهيم ضمني تحليل استنادي از نظر كتابدار كتابخانه دامپزشكي

استفاده از رويكرد كمي به خط مشي مجموعه سازي كتابخانه با توجه به مجلات ، به رويكرد موضوعي ترجيح دارد؛ گرچه  به نظر مي رسد نتايج رويكرد دوم (همانطور كه در پرسشنامه بود ) با نتايجي كه از طريق تحليل مفصل كتابسنجي (به انضمام تحليل استنادي ) به دست مي آيد ،يكي باشد . در حالي كه در برخي مراحل از رويكرد كتابسنجي ، به نظر مي رسد نتيجة نهايي دور از ذهن باشد ، حد نهايت اين است كه از شيوة قديمي رايج در كتابخانه كه به موجب آن ، مجلات مختلف سال ها بدون استفاده در قفسه ها نگهداري مي شد و در عين حال اشتراك آن ها همچنان ادامه مي يافت اجتناب شود . ظاهرا" كتابخانه ها در حال رشدند ، چرا كه مجلات زيادي در آنها يافت مي شود . ولي آيا اين مجلات نيازهاي زيادي در آنها يافت مي شود . ولي آيا اين مجلات نيازهاي واقعي را بر طرف مي كنند ؟ “گارفيلد “ مي گويد (9): “بسياري از كتابداران نمي توانند با اين واقعيت كه بعضي از فرضيات آن ها غلط است روبرو شوند . آن ها همچنان پول را دور مي ريزند . . . با اين اميد كه تصميمات بد آن ها به نحوي بي اثر شود . بعد از پرداخت حق اشتراك 10 سال يك مجله، چنين توجيه ميكنند كه سرانجام كسي در يازدهمين يا دوازهمين سال از آن مجله استفاده خواهد كرد . مشكل بتوان براساس مراجعه دفعي استفاده كنندگان به مجلات گرد آمده از سال هاي قبل ، دراز مدت را توجيه كرد ؛ راحت تر اين است كه فقط كاري را كه قبلا" آغاز شده ادامه دهند”. بنابراين وحين كردن فهرست اشتراك مجلات كتابخانه ضروري است ؛ نه تنها به منظور صرفه جويي در پول و هزينه هاي بي فايده ، بلكه براي سرمايه گذاري مجدد در تهية مجلات مناسب تر . 

فهرست مجلات هسته را كه به وسيلة تحليل استنادي به دست آمده ، مي توان به عنوان اساس خدمات آگاهي رساني جاري به كار برد . فهرست مجلاتي كه هنوز تحليل نشده اند ، نمي تواند دقيقا" منعكي كننده اهميت آن ها باشد . حتي اگر اين تغييرات براساس نظرات استفاده كنندگان كتابخانه اعمال شود، هنوز اين احتمال وجود دارد كه در رابطه با جوامع علمي وسيع تر ، كتابخانه ها دچار انزوا شوند . يك نگرش كتابسنجي به ما اين امكان را مي دهد كه مجموعه اي از نام مجلات پرتيراژ را به دست آوريم كه براساس قانون اعداد انعطاف پذير است . با كاهش سريع قيمت رايانه ها ، پيچيدگي هاي رياضي در تحليل استنادي بسيار آسان تر مي شود . در آينده ، اين امكان هست كه با برنامه ريزي صحيح ، و بر مبناي تحليل استنادي ، روز آمد سازي فهرست هاي مجلات هسته ، همراه با تمامي مزاياي روبه رشد خدمات آگاهي رساني جاري ، به آساني انجام شود .

بودند (پاسخ دهندگان وضعيت خود را مشخص كرده بودند ). وقتي از آن ها سوال شد كه ((ترجيح مي دهيد مقالات شما در كدام مجله منتشر شود ؟ لطفا" نام ببريد )) نام 84 مجله مختلف ذكر شد. به هر حال ، تقريبا" 50 در صد ترجيح مي دادند كه مقالاتشان در Veterinary  چاپ شود و حدود 33 درصد Research in Veterinary Record  را ترجيح دادند . از ميان 84 مجله مذكور ، 56 عنوان تنها يك بار ذكر شد كه نشاندهندة دامنة وسيعي از اولويت است . تقريبا" 60 درصد پاسخ دهندگان يك مجله را بيش تر از بقية مجلات مي خواندند ، كه منظور آن ها نشرية Veterinary Recotd  بود . از 33 پاسخ دهنده ، 2 نفر ادعا مي كردند كه 1 تا 5 مجله را مرتبا" مرور مي كنند ، 7 نفر مدعي مرور 6 تا 10 مجله ، 11 نفر مدعي مرور 11 تا 20 مجله بودند و 13 پاسخ دهنده اظهار داشتند كه بطور مرتب 21 تا 30 مجله را مرور مي كنند . بيش از 50 در صد شخصا" مجلات را مشترك بودند و از اين نظر ، نام 15 مجلة مختلف ذكر شد كه فقط 3 عنوان از آن ها را كتابخانه مورد بررسي در مجموعة  خود منداشت . 6 پاسخ دهنده (18درصد ) شخصا" نشرية Veterinary Record  را مشترك بودند .

متداول ترين شيوه [در روش هاي مختلف بازيابي اطلاعات ] ، رديابي از ارجاعات مجله ، و سپس رديابي ارجاعات يك نقد يا يك كتاب ، استفاده از مجلة چكيدة نامه ، بهره گيري از سيستم رايانه اي يازيابي اطلاعات بود . از 15 مجله اي كه با تحليل استنادي به عنوان مجله هسته تعيين شد ، تنها 2 مجله بود كه در هيچيك از پاسخ ها نامي از آن ها به ميان نيامد .

 

مفاهيم ضمني تحليل استنادي از نظر كتابدار كتابخانه دامپزشكي

استفاده از رويكرد كمي به خط مشي مجموعه سازي كتابخانه با توجه به مجلات ، به رويكرد موضوعي ترجيح دارد؛ گرچه  به نظر مي رسد نتايج رويكرد دوم (همانطور كه در پرسشنامه بود ) با نتايجي كه از طريق تحليل مفصل كتابسنجي (به انضمام تحليل استنادي ) به دست مي آيد ،يكي باشد . در حالي كه در برخي مراحل از رويكرد كتابسنجي ، به نظر مي رسد نتيجة نهايي دور از ذهن باشد ، حد نهايت اين است كه از شيوة قديمي رايج در كتابخانه كه به موجب آن ، مجلات مختلف سال ها بدون استفاده در قفسه ها نگهداري مي شد و در عين حال اشتراك آن ها همچنان ادامه مي يافت اجتناب شود . ظاهرا" كتابخانه ها در حال رشدند ، چرا كه مجلات زيادي در آنها يافت مي شود . ولي آيا اين مجلات نيازهاي زيادي در آنها يافت مي شود . ولي آيا اين مجلات نيازهاي واقعي را بر طرف مي كنند ؟ ((گارفيلد )) مي گويد (9): ((بسياري از كتابداران نمي توانند با اين واقعيت كه بعضي از فرضيات آن ها غلط است روبرو شوند . آن ها همچنان پول را دور مي ريزند . . . با اين اميد كه تصميمات بد آن ها به نحوي بي اثر شود . بعد از پرداخت حق اشتراك 10 سال يك مجله، چنين توجيه ميكنند كه سرانجام كسي در يازدهمين يا دوازهمين سال از آن مجله استفاده خواهد كرد . مشكل بتوان براساس مراجعه دفعي استفاده كنندگان به مجلات گرد آمده از سال هاي قبل ، دراز مدت را توجيه كرد ؛ راحت تر اين است كه فقط كاري را كه قبلا" آغاز شده ادامه دهند)). بنابراين وحين كردن فهرست اشتراك مجلات كتابخانه ضروري است ؛ نه تنها به منظور صرفه جويي در پول و هزينه هاي بي فايده ، بلكه براي سرمايه گذاري مجدد در تهية مجلات مناسب تر . 

فهرست مجلات هسته را كه به وسيلة تحليل استنادي به دست آمده ، مي توان به عنوان اساس خدمات آگاهي رساني جاري به كار برد . فهرست مجلاتي كه هنوز تحليل نشده اند ، نمي تواند دقيقا" منعكي كننده اهميت آن ها باشد . حتي اگر اين تغييرات براساس نظرات استفاده كنندگان كتابخانه اعمال شود، هنوز اين احتمال وجود دارد كه در رابطه با جوامع علمي وسيع تر ، كتابخانه ها دچار انزوا شوند . يك نگرش كتابسنجي به ما اين امكان را مي دهد كه مجموعه اي از نام مجلات پرتيراژ را به دست آوريم كه براساس قانون اعداد انعطاف پذير است . با كاهش سريع قيمت رايانه ها ، پيچيدگي هاي رياضي در تحليل استنادي بسيار آسان تر مي شود . در آينده ، اين امكان هست كه با برنامه ريزي صحيح ، و بر مبناي تحليل استنادي ، روز آمد سازي فهرست هاي مجلات هسته ، همراه با تمامي مزاياي روبه رشد خدمات آگاهي رساني جاري ، به آساني انجام شود .

 

پي نوشت ها

1-Half – life package

2- يعني استفاده كننده هر سال نسبت به سال قبل ، كم تر به آن مراجعه مي كند. م

 

منابع

1-De Solla Price, D.J.(1963) Little Science, Big Science. Coulumbia University Press, New York.

2-Bar-Hillel, Y.(1963) “Is information rd=etrieval approaching a crisis”? American Documentation 14(2): 95-98

3-Commonwealth Agricultural Bureaux “Serial publications regularly scanned by the Commonealth Bureau of Animal Health in the preparation of Veterinary Bulletin and IndexVeterinarius.” Veterinary Bulletin – 50(1):1-10

4-Ulrichs International Periodicals Didrectory. 19 th Edition. R.r Bowker Co., New York (1980).

5- Bradford, S.C.(1948). Documentation. Croby Lockoowd, London.

6- Garfield, E.(1975). “Journal Citation Reports: A Bibliometric Analysis of References Processed for the 1074 Science Citation Index “ Science Citation Index. Vol.5. Institute  of Scientific Information Philadelphia (1976).

7- Avramescu, A. (1979). “Actuality and obsolescence of scientific”. Journal of the American Society for Information Sciety for Information Science 30(5): 296-303 .

8- Burton, R.E. and Keppler, R.K.(1960). “The Half-life of some scienific and technific and technical literatures” American Documentation 11(1): 18-22.

9-Garfield, E.(1975). “No-Grpwht libraries and citation analysis; or pulling weeds with ISIs Journal Citation Reports.” Current Contents No.26.



* *- W.Houston . “The Application of Bibliometrics to Veterinary Science Primary Literature .”Quarterly Bulletin of IAALD. XXVIII, 1, 1983 p. 6-13