نوشته: ناصر
اشكني پور
كارشناس مركز
اطلاع رساني و خدمات علمي جهادسازندگي
كليد واژه ها
رفتار اطلاع
يابي /جامعه استفاده كننده/ سؤال اطلاعاتي/كاوشگران بانكهاي اطلاعاتي
چكيده
اين مقاله
براساس تجارب شخصي نگاشته شده و هدف
اصلي آن در مرحله اول تفسير و تحليل رفتار اطلاع يابي استفاده كنندگان بانك
هاي اطلاعاتي است، و در مرحله دوم سعي شده كه با ارائه پيشنهادهاي مفيد، تعديلي در
رفتار اطلاع يابي استفاده كنندگان بانك هاي اطلاعاتي ايجاد گردد. اين امر در نهايت
منجر به اين مي شود كه استفاده كنندگان بتوانن سؤالات اطلاعاتي خود را،آن گويه كه
مفهوم اصلي كاوش در خواستي شان را برساند، به كاوشگران بانك هاي اطلاعاتي انتقال
دهند. نتيجه اين كار، ارتباط صحيح بين استفاده كننده ، كاوشگر و موضوع درخواستي
است.
كاوشگران بانك هاي اطلاعاتي به خاطر بفاوت سطح آگاهي اطلاع رساني استفاده
كنندگان هميسه در امر كاوش با مشكلات عديده اي روبرو بوده اند. از اين رو هميشه بر
آن بوده اند كه بابهترين روش ها بهترين نتايج را حاصل نمايند. از آنجا كه استفاده
كنندگان مراكز اطلاع رساني از جنبه هاي مختلف فرهنگي، اجتماعي و حتي سطح آگاهي و
سواد تخصصي در سطوح مختلفي قرار دارند، رفتار اطلاع يابي آن ها نيز بسيار متفاوت
است. بنابراين كاوشگران بانك هاي اطلاعاتي هميشه سعي در تعديل اين گونه رفتارها
داشته اند تا بتوانند ارتباطي منطقي و دقيق بين استفاده كننده، اطلاعات درخواستي و
كاوشگر ايجاد نمايند. يك كاوشگر خوب بايد يك روانشناس خوب نيز باشد تا بتواند خود
را با روحيات متفاوت مراجعان تطبيق دهد و سؤالات اطلاعاتي آن ها را در جهت خواست
آنان سوق دهد . از اين رو كاوشگران نقش عمده اي در نظام مندكردن رفتار اطلاع يابي
استفاده كنندگان بازي مي كنند. ولي با توجه به گسترش سريع مراكز اطلاع رساني و
استفاده آن ها از نظام هاي پيچيده فن آوردي، استفاده كنندة جهان سومي كه هنوز در
قيد جستجوي سنتي گرفتار آمده است بايد هر چه سريع تر خود را با تحولات جديد فن
آوردي تطبيق دهد تا بتواند در راستاي كارهاي تحقيقاتي گامنهد. ولي با توجه به روند
كنوني، هنوز محققان و استفاده كنندگان اطلاعاتي نتوانسته اند آن گونه كه بايد خود
را با روند رشد سريع فن آوري و اطلاعات تطبيق دهند. جامعه استفاده كننده از
اطلاعات به دلايل گوناگون قادر به ارتباط صحيح با كاوشگران نيستند. در دنباله به
چند مورد از اين دلايل ، همران با نمونه اي از مثال هاي بيشماري كه وجود دارد
اشاره مي گردد.
1-
ناآشنايي استفاده كننده با مفهوم اطلاع رساني
در جامعه كنوني ما اطلاع رساني واژه
اي جديد است كه مانند هر مبحث جديد ديگر، تب آن در جامعه شيوع پيدا كرده و در هر
مقوله آن را به كار مي برند؛ در صورتي كه مفهوم اصلي، يعني جنبه علمي آن، در پرده
اي از ابهام مانده، تا جايي كه قشر تحصيلكرده هم هنوز نتوانسته ارتباط لازم را با
اين مفهوم برقرار سازد. در بسياري از مواقع گروه هاي تحصيلكرده براي انجام كارهاي
تحقيقاتي خويش سرگردان مي شوند و نمي دانند كه بايد به كجا مراجعه كنند. به عنوان
مثال شخصي تماس مي گيرد و مي پرسد: “مرگ موش داريد”! يا ديگري مي پرسد: “ميزان
توليد تخم مرغ در كشور چقدر است”! يا اين كه “مجوز تبديل زمينه هاي منابع طبيعي به
مسكوني در كجا داده مي شود”!
2-
ناآشنايي استفاده كننده با فن آوري اطلاعات
يكي از موارد ديگري كه كاوشگران با
آن دست به گريبان اند، ناآگاهي استفاده كننده از فن آوري اطلاعات است؛ تا جايي كه
استفاده كننده با تصوري كه در ذهن خود از وسايل فن آوردي اطلاعاتي بخوصوص رايانه
دارد، با دادن كليد واژه هاي كلي يا مفهومي، از اصل موضوع دور مي شود و در صورتي
كه كاوشگر به اين امر واقف نباشد، حاصل كاوش دچار ريزش كاذب مي شود و نتيجة مطلوب
حاصل نمي گردد. از آنجا كه در جامعه ما اكثر كاوشگران غير متخصص هستند، ممكن است
كه با رايانه خوب كار كنند، ولي از تحليل موضوعي، استفاده از اصطلاحنامه ها وبه
طور كلي تفكر اصطلاحنامه اي به دور مي باشند. در نتيجه، استفاده كننده ناآگاه به
اطلاعات مطلوب خود دست پيدا نمي كند. به عنوان مثال مراجعه كننده اي مي گويد
“اطلاعاتي در رابطه با گاو مي خواهم”، غافل از اينكه يك بانك اطلاعاتي به نام Beast CD با ده ها هزار ركورد رد رابطه با اين موضوع وجود دارد ! يا در
بعضي مواقع مراجعين فكر مي كنندكه رايانه قوه تجزيه و تحليل داردو مي تواند رابطة
مفهومي واژه ها را درك كند. براي همين در موقع نوشتن كليد واژه ها، كلماتي را كه
مفهوم كلي دارند مي دهند و فكر مي كنند كه رايانه خودش زير مجموعه و واژه هاي
مترادف و هم معني آن واژه را جستجوكند. نتيجة اين اعمال چيزي جز از دست دادن تعداد
زيادي از ركوردهاي اطلاعاتي نيست. به عنوان مثال شخصي در رابطه با تغذيه طيور
تحقيق مي كند و كليد واژه اي كه براي اين موضوع داده است poultry feeding است. در اين جا چون
با كلمات ديگري مثل layer, broiler, hen, chicken نيز به طيور
اشاره مي شود، اگر تنها از كليد واژه poultry استفاده شود، استفاده كننده تعداد زيادي
از ركوردهاي اطلاعاتي را از دست مي دهد. همچنين ناآگاهي از ساختار فن آوردي
اطلاعات بخصوص رايانه، تقاضاهاي نامعقول را در پي دارد. به عنوان مثال استفاده
كننده اي مي پرسد: “چكيده مقالات انگليسي بر روي صفحه رايانه به صورت فارسي نمايش داده
مي شود”؟!
3- كم آشنايي استفاده كننده با زبان
انگليسي
از جمله مشكلات اصلي كه كاوشگران
هميشه با آن مواجه بوده اند، كم آشنايي استفاده كننده با زبان انگليسي است. اين
امر علاوه بر عدم انتخاب صحيح كليد واژه ها ، در انتخاب ركوردهاي اطلاعاتي نيز آنان
را دچار مشكل مي سازد. با توجه به اين كه در جامعه ما اكثر كاوشگران متخصص موضوعي
نيستند، تشخيص ركوردهاي مناسب از نامناسب چندان ساده نيست و تنها تجارب كاوشگران
مي تواند آن ها را راهنمايي و در بازيابي اطلاعات ياري كند. به عنوان مثال چندين
استفاده كننده پس از نمايش ركوردهاي اطلاعاتي مربوط به موضوع درخواستي شان، تقاضا
كرده اند كه آن ها را در ترجمه چكيده مقالات كمك كنيم! ناگفته نماند كه اكثر اين
افراد داراي مدرك كارشناسي و كارشناسي ارشد بوده اند. همچنين بارها مراجعه كنندگاه
سؤال كرده اند كه “آيا اين مركز بخش ترجمه نيزدارد؟”
4- استفاده از كليدواژه هاي غير تخصصي
در بسياري موارد، استفاده كنندگان،
به دليل ناآشنايي با منابع مرجع تخصصي رشته خويش، براي رسيدن به موضوع مورد نظر
خود از واژه هاي عمومي كه از لغتنامه هاي غير تخصصي بيرون كشيده اند استفاده مي
كنند و از آنجا كه اين لغتنامه ها تخصصي نيستند،انتخاب كليد واژه از اين منابع
علاوه بر دور شده از موضوع، نتيجه مطلوب را نيز حاصل نمي كند. به عنوان مثال
مراجعه كننده اي براي عبارت “درجه رشد” به جاي كليد واژه growth rate از عبارت development استفاده كرده، يا
فردي ديگري در برابر عبارت “توسعه روستايي” به جاي كليد واژه rural development از كليد واژه rural growth استفاده نموده است.
5- درك نادست استفاده كننده از ساختار
بانك هاي اطلاعاتي
از مشكلات ديگري كه ارتباط بين
كاوشگر و استفاده كننده را مختل مي كند، ناآگاهي استفاده كننده از ساختار بانك هاي
اطلاعاتي است؛ استفاده كننده تقاضاي نامعقول و نامربوطي در رابطه با موضوع ميكند
كه در چارچوب ساختار بانك هاي اطلاعاتي نمي گنجد. به عنوان مثال استفاده كننده اي
مي گويد: “من مقاله اي مي خواهم كه از دو صفحه كم تر و از چهار صفحه بيش تر نباشد”!
يا اين كه تصور ميكند كه مي تواند متن كامل اطلاعات بازيابي شده را همان موقع
دريافت نمايد. اين ها به دليل ناآشنايي با ساختار بانك هاي اطلاعاتي و بحث خدمات
ارجاعي است؛ او نمي داند كه اگر تمام متن مقاله در بانك اطلاعاتي موجود باشد، اين
حجم عظيم از اطلاعات در رابطه با موضوع مورد نظر او قابل بازيابي نخواهد بود.
6-
غلط هاي املايي
از ديگر مواردي كه كاوشگران با آن
مواجه اند، غلط هاي املايي بي شماري است كه در تمام سطوح تحصيلي،از ليسانس گرفته
تا دكترا وجود دارد و اين امر به دلايل زير است:
الف) ضعف زبان انگليسي؛
ب) بي دقتي در نگارش؛
ج) غرور ناشي از داشتن تحصيلات علي
كه باعث مي شود استفاده كننده،كليد واژه ها را مجدا" بررسي نكند.
به عنوان مثال، مراجعه كننده اي با
مدرك دكترا، اطلاعاتي در رابطه با كنه مي خواست و كليد واژه او براي اين موضوع،
كلمهthick
بود.
چون نتيجه كاوش صفر شد، به او گفتم كه احتمال دارد كليد واژه ايشان اشتباه باشد.
او با نگاهي مصمم تأكيد كرد كه اين لغت صحيح است. اما پس از بررسي در اصطلاحنامه
بانك اطلاعات دامپزشكي (يعني Vet CD) معلوم شد كه
معادل صحيح آن واژه tick بوده
است. مراجعه كننده ديگري با مدرك فوق ليسانس، فرم كاوشي ارسال كرده بود كه از شش
كليد واژه مندرج در آن، پنج كليد واژه غلط املايي داشت (مثلا" يكي از آن ها
كلمه رشدgrowth
بود كه
به صورت gross نوشته شده بود!).
7- نظام آموزشي
از ديگر عواملي كه تأثير غير مستقيم
بر كار كاوشگران دارد، نظام هاي آموزشي كشور است كه دانشجويان در آن مشغول به
تحصيل هستند. طبق تجربياتي كه حاصل نموده ام، اكثر دانشجوياني كه در دانشگاه آزاد
اسلامي، بخصوص دانشگاه آزاد شهرستان ها درس خوانده اند ، با كاوشگران مشكل بيش تري
دارند تا دانشجويان دانشگاه هاي دولتي. به عنوان مثال مراجعه كننده اي مراجعه مي
كند و مي گويد “اطلاعاتي در رابطه با اين موضوع مي خواهيم” واين شكل را "Y- - - -R” روي برگه در
خواست كاوش مي كشد! از او مي پرسم كه اين شكل چيست؟ مي گويد نمي دانم! مي گويم در
رابطه با چه موضوعي است؟ مي گويد نمي دانم! اين را استادم نوشته است!!
يا در موردي ديگر، دانشجوي فوق
ليسانس شيمي پس از بازياب اطلاعات مي گفت: “لطفا" از بين اين ركورد ها ده تاي
خوب آن را براي من جدا كنيد” ! كه اينجانب به طنز به همكارم كه براي ايشان كاوش مي
كرد گفتم : “لطفا" ده تا از درشت هايش را براي ايشان جدا كن”!
8- كل نگري به اطلاعات(جامعيت اطلاعات)
از ديگر مسائلي كه كاوشگران با آن
مواجه هستند كل نگري استفاده كننده به اطلاعات است. آن دسته از استفاده كنندگان
وابسته به مراكز اطلاع رساني كه مجبور به پرداخت هزينه ها نيستند، بر اين باورند
كه هر چه جامعيت اطلاعات بيش تر باشد،مي توانند استفاده بيش تري از آن بكنند. در
صورتي كه بالا رفتن حجم اطلاعات نه تنها باعث اتلاف وقت استفاده كننده مي گردد،
بلكه او را از رسيدن به نتيجه مطلوب نيز باز مي دارد. به عنوان مثال فردي مراجعه
كرد و گفت “به اطلاعاتي در رابطه با پرورش زنبور عسل در مناطق خشك نياز دارم”. پس
ازكاوش، چهل ركورد اطلاعاتي مناسب و مرتبط بازيابي شد. ولي مراجعه كننده كه دغدغه
پرداخت هزينه نداشت، پس از ديدن چند هزار ركورد اطلاعاتي دررابطه با زنبور عسل
تأكيد كرد كه كليه اطلاعات مربوط به زنبور عسل را مي خواهد. بناچار اطلاعات را بر
روي چندين فالپي ديسك به ايشان پس از چند روز مراجعه كرد و گفت كه نمي تواند از
اين همه اطلاعات استفاده كند و تقاضاي همان چهل ركورد مرتبط را نمود و اين عمل فقط
باعث صرف هزينه و وقت اضافي گرديد. اين وضع در رابطه با استفاده كنندگاني كه هزينه
پرداخت مصداق ندارد.
9-
تأثيرات رواني
از عوامل ديگري كه تأثير منفي در
ايجاد ارتباط صحيح بين استفاده كننده و كاوشگر دارد، تأثيرات رواني است. اين
تأثيرات از يك سو ناشي از هراسي است كه استفاده كننده از رايانه و فن آوري كامل
استفاده كننده به موضوع درخواستي اش مي باشد.
نتيجه گيري
در پايان براي اينكه كاوشگران بانك
هاي اطلاعاتي بتوانند رابطه صحيحي بين خود، استفاده كننده و موضوع مورد كاوش به
وجود آورند و در كوتاه ترين زمان ممكن پاسخ مطلوب را بيابند، موارد زير پيشنهاد مي
گردد:
1-
تخصيص
چند واحد درسي از مباحث كتابداري و اطلاع رساني در دانشگاه ها براي تمام رشته هاي
تحصيلي؛
2-
گذاشتن
دوره هاي كوتاه مدت آموزش كتابداري و اطلاع رساني براي محققان سازمان ها و مؤسسات
تحقيقاتي ؛
3-
تقويت
زبان انگليسي دانشجويان و محققان و استفاده كنندگان اطلاعات؛
4-
آموزش
هاي لازم در رابطه با بانك هاي اطلاعاتي براي استفاده كنندگان ؛
5-
ايجاد
اطلاع رساني هاي موضوعي ؛
6-
آشنايي
دانش آموزان، دانشجويان و محققان با مراكز اطلاع رساني موجود در كشور؛
7-
آموزش
استفاده از رايانه به صورت اصولي به استفاده كنندگان مراكز اطلاع رساني از طريق
سازمان هاي مربوطه؛
8-
استفاده
از متخصصين كتابداري و اطلاع رساني در مركز اطلاعاتي به جاي كاربران و رايانه
كاران؛
9-
انجام يك
مصاحبه مرجع دقيق بين كاوشگر و استفاده كننده قبل از شروع كاوش؛
10- ارائه تعريفي صحيح و ساده از اطلاع
رساني براي استفاده كنندگان به طور خاص و براي عموم به طور عام، مبنب بر اين كه
اطلاع رساني فن آوري اطلاعات نيست، بلكه فن آوري اطلاعات ابراري در دست اطلاع
رساني است؛
11- نشان دادن صبر و حوصله از سوي كاوشگر
در هنگام انجام كاوش در مقابل كم تجربگي استفاده كننده؛
12- شركت دادن استفاده كننده در انجام
كاوش براي به وجود آوردن اعتماد به نفس در او.