مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران
![]()
شماره سوم دوره سوم
بازگشت
مجله الكترونيكي
صفحه اصلي
|
دانشگاه آينده(1) |
نوشته:
ديويد رشتي(David Rashty)
ترجمه: محمدرضا اميري
كارشناس
ارشد كتابداري واطلاع رساني و كتابدار دانشگاه بوعلي سيناي همدان
غلام حيدري
كارشناس ارشد كتابداري و اطلاع رساني و كتابدار دانشگاه رازي كرمانشاه
يك
دانشگاه ديجيتالي را تصور كنيد... كه ابزاركار آن عبارتست از :
صندوقي بزرگ پر از ديسكهاي ذخيره اي ، شبكه اي انبوه از كابلهاي
فيبر نوري ، اتصال به اينترنت با پهناي باند گسترده و شايد يك ماهواره.
Thomas
H. Thompson
مقدمه
دانشگاههاي عصر حاضر با يك دگرگوني عمده مواجه مي باشند : از يك طرف بعلت
كمبود بودجه و افزايش تعداد دانشجويان نياز به يك تغيير سازماني دارند كه خود را با
نيازهاي جديد وفق دهند ؛ از طرف ديگر ، احتمال دارد فن آوري پيشرفته، بجاي موقعيت
تعدادي از معلمان قرار گيرد و دانشگاهها را به موسساتي كه ماهيت اصلي آنها مجازي
است، تبديل كند. دانشگاهها سازمانهايي هستند كه بيشترين مقاومت را در مقابل تغيير
از خود نشان مي دهند. تغيير معمولاً ناخواسته، و در نتيجه پيدايش واقعيتي جديد
بوجود مي آيد تا اينكه نتيجه ابتكار عمل آنها باشد.حتي اگر ما چندين قرن به عقب
برگرديم ، متوجه مي شويم كه تا قرن 12 كه دانشگاههاي بزرگ اروپا تاسيس و راه اندازي
شدند، همان الگوهاي گذشته را اعمال مي كردندكه حاكي از محافظه كار بودن آنها دارد.
فن آوري ارتباط رايانه اي اين توانايي را در خود داردكه امكان " يادگيري بدون
محدوديت زماني"(2) را متناسب با زمان و تواناييها و نيازهاي دانشجو فراهم كند. اين
شيوه، در مقايسه با شيوه آموزشي معمول، كه نيازهاي دانشجو (با معني شناخته شده)را
ناديده مي گيرد و گروهي را در زمان و مكان مشخص و معيني مخاطب قرار مي دهد، راهكاري
اساسي است. از طرف ديگر، اين احتمال وجود دارد كه فن آوري ارتباط رايانه اي به ساخت
اجتماعي موجود در موسسات آموزشي آسيب برساند و نشستهاي فيزيكي را به حداقل برساند.
فن آوري و دانشگاه
استفاده از فن آوري براي آموزش در دانشگاهها، تا بحال هيچ تغيير اساسي
بدنبال نداشته است. توماس اديسون(3) پيش بيني كرده بود كه استفاده از فن آوري
پيشرفته آن زمان، كه امروزه به آن سينما گويند، باعث انقلابي در همه زمينه هاي
مربوط به سيستم آموزشي خواهد شد و چايگزين متون مرجع علوم ميشود. با ظهور تلويزيون
آموزشي در اوايل دهه پنجاه ، بسياري از وعده هاي تغييرات اساسي كه مي بايست در شيوه
هاي آموختن در دانشگاهها بوجود آيد، در معرض عينيت قرار گرفت. واقعيت امروز نشان
ميدهد كه آن پتانسيل فوق العاده اي كه در دهه پنجاه ذكر شد، در حد همان پتانسيل
باقي ماند و هرگز به منصه ظهور نرسيد و شيوه هاي آموزشي در دانشگاهها ثابت مانده
است.
مشابه با آن نيز، سيتمهاي سمعي- بصري دهه90 بعنوان وسايل كمك آموزشي بود كه
جز حالتي دل خوش كننده از آن باقي نمانده است، و استفاده از آنها در زندگي امروزه
بي اهميت است.
ظهور اينترنت و محيطهاي ارتباط رايانه اي همراه با آن، ما را به ياد وعده هايي
مي اندازد كه در نتيجه پيدايش ديگر فن آوري هاي آموزشي بوجود آمده بود و پس از مدتي
به بوته فراموشي سپرده شد، ضمن اينكه آنها براي تكامل به سيستمهاي موجود و تمايل
خود وابسته بودند.
دانشگاه مدرنـي كه ما مي شناسيم و دوست داريم، بهاي خيلي زيادي دارد.
آموزش عالي در صورتيكه بصورت فعال و حرفه ايي عمل نكند سهم بازار را
ازدست خواهــد داد. موسسات آگاهي رساني و بخش خصوصي براي سود بردن
از اين فرصت جديد سهيم خواهند شد. يادگيري هميشگي براي دانشگاهها، مركز
سود دهي بزرگ خواهد شد، چرا كه آنها با فراهم كردن فرصتهاي يادگيري
وسيع در محل كار، با تاجران كار مي كنند.
Western Governors unieversity 1998 b
يك واقيت در حال تغيير
قرن آينده واقعيتهاي اقتصادي متفاوتي را به همراه دارد، كه ادعا دارد شخص
بايد با هزينه كمتر، كار بيشتر انجام دهد. رشد جمعيت كشورهاي در حال توسعه باعث مي
شود كه نمودار بودجه بين افراد بيشتري تقسيم شود. تقاضاهاي افراد نيز افزايش مي
يابد و آنچه كه متعاقب آن پيش مي آيد، افزايش قيمت در زمينه هاي پزشكي، امنيت
داخلي، حمل و نقل و غيره است. حوزه آموزش درسراسر جهان نيز مشمول اين واقعيت مي
شود. عليرغم افزايش چشمگير تعداد دانشجويان، اختصاص بودجه به دانشگاه، مطابق با آن
افزايش چشمگيري نيافته است. خود جمعيت دانشجويي هم در حال تغيير است و دانشجويان
بيبشتري از گروه سني بالاي چهل سال در اين فرايند وارد مي شوند. اين دانشجويان بعلت
وضعيت خانوادگي، تغيير پذيري زمان (4)و فاصله جغرافيايي، نيازهاي متفاوتي دارند كه
اين نيازها، ساختار آموزش و شيوه اعمال آنرا تحت تاثير قرار مي دهد. بسياري از
دانشجويان كه در گذشته، از پذيرفته شدن آنها در موسسات آموزشي عالي جلوگيري مي شد،
علاقمند به گسترش افقهاي خود هستند و همچنين از نظر سازمان آنها نيز، اين كار ضروري
به نظر مي رسد.
در گذشته دور، دانشگاهها بدين منظور تاسيس شدند كه دانشجويان خود را براي
عملكرد و ايفاي نقش بهتري در جامعه، بعنوان شهرونداني كار آمد، آموزش ببينند. در
قرن پيش و نيز قرن اخير، اين مفهوم تا اندازه اي تغيير كرد و دانشگاههاي زيادي، با
عنوان ((دانشگاههاي تحقيقي)) تاسيس شدند كه هدف آنها آموزش محققان بود و نه ضرورتاً
آموزش شهرونداني كه نقش مستقيم آنها بعنوان نيرويي توليدي در بازار باشد. اين
دانشگاهها هزينه هاي هنگفتي از دولتهايي كه در آن كار مي كنند، مي گيرند با اين حال
به سختي مي توان ميزان نقش مستقيم آنها را در بازار توليد تعيين كرد. موضوع فوق
گاهي اوقات با نيازهاي مستقيم بازار، كه نياز به افراد آموزش ديده در زمينه تخصصي
است، مغايرت دارد. اين تضاد بر بخش توليد در بازار فشار وارد مي كند تا در تخصيص
منابع، اولويتها را تغيير دهد، و آن را به سمت موسسات آموزشي يا دانشگاههايي هدايت
كند كه به آن جمعيت پيش بيني شده آموزش ديده براي عملكرد موثر در بازار، دست يابد.
همچنين اين تضاد، باعث مي شود كه زمينه هاي جديد دانش مورد نياز بازار و نيز برنامه
هاي آموزشي پيشرفته براي برآوردن اين نيازها شناسايي شود.
دليل ديگر بر اين واقعيت مبتني است كه دانشگاهها، بدليل رقابت ناسالم، بيش از
پيش حالت تجاري به خود مي گيرند. تجـــاري شدن، آنها را قادر ساخته كه به
بازارهــاي جديدي مثل Life Long Learning يا Corporate Training روي آورند.
اين بازارهاي جديد و خوش آتيه، دانشگاهها را قادر مي سازد كه به آن جمعيت پيش بيني
شده جديد و بقاي خود دست يابند. راه تجاري شدن نيز با فن آوري هموار مي شود كه
دربسياري از موارد بازار فوري را بوجود مي آورد.
عامل ديگري كه در اين جريان نقش دارد، غولهاي ارتباطي جهاني از قبيل:
شركتهاي تلويزيوني، غولهاي رايانه اي، شركتهاي كابل و تلفن مي باشد. در رقابتي كه
امروزه در اين زمينه بشدت جريان دارد، شركتهاي فوق تلاش مي كنند كه بخش در حال
توسعه بازار را به چنگ آورند و عادات مصرفي انسان را كنترل كنند.يكي از شيوه هاي
آينده دار، آموزش است. استفاده از خطوط ارتباطي كنترل شده توسط اين شركتها و تبديل
آنها به يك محصول پر طرفدار براي نيازهاي اساسي موجب مي شود كه اين شركتها خيلي
سريع سرمايه گذاري عظيمي در حوزه، توسعه ارتباطات رايانه اي انجام دهند. كمبودهاو
فشارها ي اقتصادي نيز باعث خواهد شد كه سرمايه گذاري روي دانشگاهها طوري باشد كه
استفاده هوشمند از زير ساختها براي آن جمعيت پيش بيني شده خود، شامل دانشجويان
دائمي، را باعث شود.
عامل چهارم در اين جريان، مديران دانشگاهها هستند، روساي دانشگاهها، اغلب
مسئوليت جنبه هاي غير آموزشي دانشگاه را نيز بعهده دارند، و هدفشان حفظ تعادل و
پايايي اقتصادي آن است، استفاده از فن آوري اطلاعات به سازماني كه اين مديران در
راس آن قرار دارند، يك برتري رقابتي بر ديگر دانشگاهها بوجود مي آورد، و اين مديران
نمي توانند به خود اجازه دهند كه از قافله عقب بيافتند. بعلاوه آنها مي توانند از
مزاياي استفاده از رسانه هاي ارتباط رايانه اي شامل توانايي روبه افزايش آنها براي
ارائه كارهاي تكميلي مدرسان و موفقيت آنها، توانايي آنها براي استفاده از دوره هاي
پيشرفته دانشگاههاي ديگر و كاهش بهاي آموزش يا دوره هاي پيشرفته ، استفاده كنند.
اين واقعيت در حال تغيير ممكن است يك عامل عجيب ولي معقول براي تغيير نگرش
دانشگاهها به سوي فن آوري آموزشي بويژه بسمت فن آوري ارتباطات آنطور كه به آموزش
مربوط است، باشد. اين تغيير بصورت اختياري صورت نخواهد گرفت، بلكه ترجيحاً تحت
اجبار و نياز شديد براي مقاومت در برابر وجود فشار اقتصادي انجام مي گيرد.
كتاب ديجيتالي و تاثير آن بر دانشگاه مجازي
رسانه هاي چاپي در محيط دانشگاهي در قرن اخير عليرغم اختراعاتي مثل فيلم،
تلوزيون و بازيهاي رايانه اي جايگاه خود را حفظ مي كنند، با اين حال امروزه با
توسعه شاهراه اطلاعاتي و رايانه و دلايل اقتصادي وموارد مختلف ديگر، با وارد شدن به
محيط جديد ارتباطي(و اينكه كاغذ بعنوان يك محصول ارزان كه در حال نابودي جنگل
است)يك تهديد واقعي عليه استفاده مستمر چاپ كتابها ونشريات چاپي ايجاد شده است. حجم
اطلاعات چاپي در محيط دانشگاه سالانه با سرعت حيرت انگيزي افزايش مي يابد. براي
مثال، مجله chemical abstract براي رسيدن به يك ميليون مقاله، به سي سال
(1937-1907 ) وقت نياز داشت و براي دست يافتن به دومين ميليون به 18 سال زمان نياز
داشت و در دهه اخير، يك ميليون مقاله در هر 75/1 سال نوشته مي شود. در زمان مشابه
تعداد مجلاتي كه هر سال منتشر مي شود، به ميزان 4 الي 8 درصد در سال افزايش مي
يابد. در حيطه چاپ و هزينه ذخيره و بهاي خريد براي كتابخانه هاي دانشگاهي، مشكلات
زيادي وجود دارد. در عمل بسياري از دانشگاهها بدلايل اقتصادي و عملي، تعداد نشريات
چاپي را كه براي كتابخانه ها خريداري مي كنند، كاهش مي دهند، و تبديل به نسخه هاي
ديجيتالي مي كنند. در نتيجه سود توليد نشريات چاپي كاهش مي يابد و صرفا چاپ در
رسانه هاي ديجيتالي را شروع مي كنند. پديده مشابهي در حوزه متون مرجع علمي رخ مي
دهد. عواملي چون بهاي توليد كتاب مرجع، پيشرفتهاي سريع در حوزه علوم و اشباع بازار
با كتابهاي مرجع، باعث مي شوند كه بسياري از ناشران و نويسندگان به اين نتيجه برسند
كه چاپ كتاب به شكل رسانه هاي ديجيتالي بهتر است.همچنين ناشران ظرفيتهاي موجود در
اين رسانه ها را مي دانند و در تدارك دوره هاي ارتباطات پيشرفته رايانه اي برپايه
همان كتابهاي مرجع هستند. نتيجه اين جريان، افزايش مداوم فشار اقتصادي بر دانشگاهها
براي تبديل به محيطهاي ارتباط رايانه اي است.
مدلهاي گوناگون دانشگاههاي آينده
واقعيت هاي اقتصادي به عنوان عوامل موثر در ساختار دانشگاهها چندين
شكل از دانشگاههاي آينده را متصور مي سازند:
1- دانشگاه مجازي: دانشگاه آينده در حالت اول به صورت يك واقعيت مجازي نمود
پيدا مي كند. براي رسيدن به اين هدف لازم است كه پيشرفت هاي قابل توجهي در همه
زمينه هاي كار با فن آوري هاي مربوط به رايانه شامل: تشخيص بيان، نمايش اطلاعات در
يك صفحه، ريز نمودن و تغيير شكل آن به صورت فن آوري ماندگار، پهناي باند براي
انتقال اطلاعات و سرعت انتقال اطلاعات، صورت پذيرد. اين ابزارهاي فن آورانه، فن
آوري هاي جديد را به سادگي براي همگان قابل دسترس مي سازند و موانعي را كه باعث عدم
استفاده وسيع از فن آوري در جهت آموزش شده است، از پيش رو برمي دارند.
2- مدل مختلط: در اين حالت صورت فيزيكي دانشگاه باقي مي ماند. درس خواندن و
تحصيل در اين دانشگاه هزينه زيادي دارد. تعداد اندكي از مردم در اين موسسات مشغول
به تحصيل مي شوند و استفاده زيادي هم از فن آوري هاي اطلاعاتي بعمل مي آورند، اغلب
دانشجويان در دانشگاههاي مجازي تحصيل مي نمايند كه ارزان و دولتي هم هستند.
3- مدلWGU(5)i يا
دانشگاه دول غربي:WGU نمونه پيشرفته اي از يك دانشگاه مجازي مي باشد كه در سال
1995توسط دولتهاي هجده ايالت غربي در ايالات متحده تاسيس شدند. و در سال 1998شروع
به فعاليت نمودند. اين دانشگاه مطالعه و آموزش مجازي از طريق اينترنت را ممكن مي
سازد و همچنين با پذيرفتن مدارك قبلي دانشجويان در رشته ها و آموزشهاي حرفه اي براي
رشته ها و آموخته هاي جديد، مدارك بالاتر را تقديم دانشجويان خود مي نمايد. اين
دانشگاه همبستگي استراتژيك و بين المللي با سازمانهاي مشابه در انگلستان و چين پيدا
كرده است و با موسسات يادگيري از راه دور مثل دانشگاه آزاد انگلستان به منظور گسترش
و تنوع رشته هاي پيشنهادي همكاري نموده است. موسسات دانشگاهي در چندين ايالت آمريكا
و تعدادي از قاره هاي مشهور جهان گسترش يافته اند. در حاليكه از طرح ظاهري و صورت
فيزيكي دانشگاه خبري نيست. دانشگاهها با هدف چرخش به سمت برنامه هاي بزرگ مردمي و
پيشنهاد آموزش حرفه اي براي كاركنان خود را وفق داده اند. دستيابي به منابع
اطلاعاتي همچون كتابخانه هاي سنتي است كه در نزديكي محل اقامت دانشجويان قرار
دارند. و در يك وسعت ممكن دستيابي به منابع پيوسته، فراهم شده است. مدل اقتصادي
دانشگاه ايالات عبارتست از سرمايه گذاري اندك در زير ساخت هاي گرانقيمت و افزايش
همكاري و خريد خدمات بيروني به منظور صرف هزينه كمتر در زير ساخت ها و جايگزيني
خدمات اطلاع رساني و آنچه كه حتي سبب استفاده بيشتر از منابع مي شود.
رويكرد نگرش بالا به پايين در مقابل رويگرد پايين به بالا
حركت به سمت عصر دانشگاه مجازي مطلبي است كه در عمل نيازمند مديران بالا
دست و تحت تاثير مسائل اقتصادي است. اين روش به رويكرد بالا به پايين، اعتقاد دارد.
و گاهي تعدادي از اساتيد و حتي دانشجويان را كه در اين فرايند شركت دارند، نديده مي
گيرد. اساتيد ممكن است در اين فرايند شركت ننمايند چرا كه موقعيت خود را در
دانشگاههاي مجازي در معرض تهديد مي بينند. اين خطرتا حدي است كه دانش تصاحب شده
بوسيله آموزگاران مي تواند بصورت يك رشته ارتباطات رايانه اي انتقال يابد و حتي در
چندين دانشگاه به اجرا در آيد كه در اين صورت به آموزگاران كمتري نياز پيدا مي شود.
استفاده از محيط ارتباطاتي رايانه اي بايستي توانايي مديران دانشگاه را براي
نگهداري و حفظ ارتباط نزديك با پيشرفت هاي تحصيلي و كاميابي اساتيد افزايش دهد، كه
البته نگرانيهاي زيادي را با خود به همراه دارد. دانشجويان از طرفي بايستي نگران
آينده آموزش در دانشگاه و تقاضاي آنها براي يادگيري بيشتر و مسئوليت پذيري در
فرايند يادگيري باشند. آموزش به طريقه سنتي به درگيري، فعاليت و مسئوليت كمتري نياز
دارد و دانشجويان را به عنوان شركت كنندگاني منفعل و غير فعال در فرايند يادگيري
بار مي آورد، كه البته براي برخي افراد آسانتر و بهتر به نظر مي رسد.
يك ديدگاه مقايسه اي در روش BOTTOM_UP نشان مي دهد كه رقابت و مبارزه در اين
فرايند تنها با همكاري با اساتيد و بها دادن به آنان به صورت مناسب، به موفقيت مي
انجامد. بدون پاداش مناسب، يافتن اساتيدي كه در روند تغيير آموزش سنتي به آموزش از
طريق ارتباطات رايانه اي موثر باشند، غير ممكن به نظر مي رسد. اساتيد همچنين در
مقابل كساني كه روش TOP_DoWN را پذيرفته اند استدلال مي كنند كه زمان مورد نياز
جهت يادگيري و تاثير متقابل در محيط هاي ارتباطاتي رايانه اي بيشتر از زمان لازم
براي يادگيري سنتي است و با وجود مزاياي اقتصادي فراواني كه اين فن آوري ها
دارندهنوز هم دور از دسترس هستند.
خلع وجود يك مجموعه عمومي از راهنماها براي ارائه آموزش از طريق فن آوري
قابل لمس است. بازار سرگرمي و تجارت الكترونيكي ممكن است سرانجام به ظهور
استانداردهاي فن آورانه براي آموزش و تطبيق آن با اين فرايند، منجر شود.
اهميت فن آوري در دانشگاه آينده
به منظور پيشرفت و درك واقعي از دانشگاه مجازي به تعدادي مسائل مربوط به
فن آوري و مفاهيم اصولي نياز داريم كه در اين روند به عنوان ضروريات اوليه محسوب مي
شوند. امروزه مشكلات مربوط به فن آوري حتي از يك حمايت ساده در جهت اجراي عملي فن
آوري آموزشي جلوگيري مي كنند.
موارد اصلي مورد تاكيد عبارتند از:
1- راه حلهايي كه بكار مي رود خشك و وابسته به محيط كار نباشد. راه حلهاي
انعطاف پذير براي موفقيت كاري معلمين و دانشجويان در اين فرايند ضروري است. بعلاوه
مطلوبست كه مجموعه دارايي هاي موسسات مختلف را براي جوابگويي به تقاضا در زمينه
مواد منحصر به فرد و شكل هاي مواد نادر، توانا نماييم. براي انجام اين كار بايستي
درجهت همكاري با توليد كنندگان نرم افزار و سخت افزار و دلايل مشاركت آنها در اين
فرايند و تشخيص استانداردهاي پيشرو و حمايت از آنها، مثل تشريك مساعي در تعيين
استانداردها و تعريف نيازهاي استفاده كنندگان تلاش نمائيم. استانداردهاي تعيين شده
بايستي تا حد امكان انعطاف پذير باشند و بسته به هر رسانه خاص يا محيط هاي كاري
متنوع، قدرت سازگاري و انعطاف پذيري با موقعيت هاي ممكن را داشته باشند.
2- اطمينان و سري بودن اطلاعات: از زمان مطرح شدن دانشگاه مجازي، دسترسي به
اطلاعات سادگي و آزادي بيشتري نسبت به ذخيره اطلاعات و جلوگيري از استفاده از
اطلاعات، پيدا نموده است. بسته هاي نرم افزاري مهم و زيادي براي ابزارهاي توسعه
محافظت از ايمني اطلاعات و محرمانه نمودن آن وجود دارد كه همزمان با دستيابي آزاد
تا حد ممكن و حتي تشويق به استفاده از اطلاعات، قادر به فعاليت مي باشند. موضوع مهم
ديگر توانايي قدرت خريد توسط طرف سوم، از طريق مخفي و پروتكلهاي كاربرپسند مي باشد.
3- كار بر پسندي و دستيابي آسان- يكي از مسائل مشكل استفاده از رايانه
حمايت از نيازهاي استفاده كننده براي بكار بردن اين رسانه مي باشد. اين حمايت
برخاسته از ناسازگاري برنامه ها و نرم افزارها با سرعت خارق العاده پيشرفت فن آوري
و عدم مطلوبيت فن آوري است. بعلاوه تلاقي بيش انسان و رايانه ميزان پيشرفت اين
تعادل را تعيين مي نمايد و يكي از اصول كاري در دانشگاه مجازي است.
4- قابليت هاي ارتباط دو طرفه همزمان و غير همزمان- اين فن آوري كه چند
استفاده كننده را به صورت دو طرفه همزمان و غير همزمان به هم مرتبط مي نمايد، هنوز
به تحقيقات زياد و سازگاري با استانداردها نياز دارد. مسائلي از قبيل: پهناي باند،
فشردگي اطلاعات، قدرت استفاده همزمان تعدادي از استفاده كنندگان و انتقال نماي
ظاهري به عنوان بخشي از ارتباط دو طرفه، در اين زمينه مطرح مي باشند كه نياز به
چاره انديشي دارند.
يادداشتها
1 . برگرفته از اينترنت با عنوان “ the
university of future”
2 .
Asynchronous learning
3. Thomas Edison
4.time flexibility
5.Western Governors University