![]()
مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران
|
شماره دوم دوره دوم |
بازگشت مجله الكترونيكي صفحه اصلي
|
چشماندازهاي اروپايي در باب دانش (گزارش نشست) |
گزيده مقالات اجلاس دوركاري 2001 فنلاند
ايرو پولوس[1]، مشاور بازار كار وزارت كار
مترجم: محمد حسنزاده[2]
پروفسور «فرانتس جوزف رادرماخر» به موضوع عدالت و پايداري از چشم انداز جهاني
پرداخت. تاكنون در موضوع عدالت و پايداري جهاني، بسياري از ديدگاهها نوميدكننده
بودهاند (مثل سناريوي «باشگاه رم»)، اما به اعتقاد «رادرماخر» اميد ميرود كه
فناوري اطلاعات و ارتباطات به روند شكلگيري اقتصاد بازار جهاني- اجتماعي-
بومشناختي و طرح تشكيلاتي آن، روح تازهاي بدمد. ولي پيشرفتهاي مثبت را نميتوان
تضمين كرد، زيرا فناوري اطلاعات و ارتباطات ـ در شرايط نامساعد ـ موجب تعميق شكاف
ديجيتالي بين كشورها و گروههاي جمعيتي ميگردد. اقتصاد بازار اجتماعي- بومشناختي،
چارچوبي براي تحول متوازن در عدالت و پايداري را فراهم خواهد آورد.
«رادرماخر» يادآور شد كه در تفكر آمريكايي، عدالت عموماً يك مفهوم مطلق تلقي
ميشود. در ايالات متحده، عدالت با تأمين نيازهاي اساسي فرد، موازي است. اما
دراروپا به عدالت بهصورت نسبي توجه ميشود: مثلاً فقيرترين شخص بايد داراي حداقل
نصف ميانگين درآمد باشد. «بـُردار لورنز»[3] و «ضريب گيني»[4] ابزارهاي مرسوم در
سنجش نابرابري هستند. «رادرماخر» براساس اين ابزارها، براي هر كشور با استفاده از
رويكرد احتمالات، سنجهي تقريبي عدالت اجتماعي تهيه كرده است. هر چه مقدار شاخص
پايينتر باشد، وضعيت از نظر عدالت بهتر است. وي تخمين زده كه مقدار شاخص عدالت كل
جهاني حدوداً 5/3 تا 4 باشد، كه مقدار مربوط براي برزيل 6/3، براي ايالات متحده
14/2، براي فنلاند 63/1، و براي سوئد 50/1 است. «رادرماخر» عدالت اجتماعي را به
عنوان منبعي براي رشد اقتصادي مورد توجه قرار داده و چنين برآورد كرده كه طيف مقدار
عدالت 5/1 تا 3/2، مساعدترين حالت براي رشد است. جوامعي كه نابرابريها در آنها
شديد است، اساساً انگيزهاي براي رشد ايجاد نميكنند، زيرا اقليت ثروتمند نميتواند
اشتغال كافي ايجاد كند تا از طريق ]افزايش[ مصرف، سطح استاندارد زندگي اكثريت فقير
بالا برود.
كشورهاي فقيرتر چگونه ميتوانند از اين وضعيت رهايي يابند؟ به نظر «رادرماخر» رشد
اقتصادي قوي و پايدار كه به محدوديتهاي زيستمحيطي جهاني نيز توجه دارد، دراين
فرآيند، محرك اصلي ميباشد. براي رسيدن به اين وضعيت، رشد سالانهي نزديك به 10%
مورد نياز است. چهاربرابركردن درآمدها در طول 20 سال و توزيع آنها به شكل
عادلانهتر، ديگر شرط لازم است. سومين عنصر مهم در اين فرآيند، همياري جهاني مؤثر
مالي است. حتي ممكن است لازم باشد كه تا 3 درصد از توليد ناخالص ملي درجهان،
دوباره به شكل جهاني توزيع گردد. يكي از ابزارهاي احتمالي براي نيل به اين هدف
ميتواند مالياتهاي از نوع «توبين» در جريان حركتهاي كوتاهمدت سرمايههاي
بينالمللي باشد. همياري مالي جهاني بدون همگرايي، به توفيق نخواهد انجاميد و
بيشترين بار را بر دوش ايالات متحده خواهد گذاشت. فناوري اطلاعات و ارتباطات و
توليد دانشمدار، عناصر مهمي در فرايند حصول وضعيت تعادل ميباشند، زيرا ابزارهاي
مؤثري براي تحركبخشي به رشد اقتصادي، بدون بهخطرافكندن پايداري زيستمحيطي فراهم
ميآورند.
پروفسور «توركا كينونن»[5] در سخنراني خود به تجارب كاربران در امر فناوري ارتباطات
پرداخت. گسترش كار الكترونيكي مزاياي گوناگوني به ارمغان ميآورد، اما موفقيت آن،
اصولاً به توسعهي انسانمحورانهي راهحلهاي ارتباطاتي بستگي دارد.
ترديدي نيست كه به دلايل فناورانه، پيچيدگي فرايندها اجتنابناپذير است.
استانداردها و فناوريهاي بيسيم نوين بسياري (مثل «واپ»[6]، «جيپيآراس»[7]،
دهكدهي بيسيم، «سينكامال»[8]، و …) با هدف بهبود بهرهگيري انعطافپذير از خدمات
الكترونيكي به وجود آمدهاند. گرايش كنوني، دوري از رايانش روميزي[9] به سوي بـُعد
نويني از انجام كارها بهصورت سيار و از طريق ارتباطات بيسيم و خدمات شبكهاي
ميباشد.
فناوريهاي نوين براي بسياري از مشكلات مربوط به انتقال اطلاعات، راهحلهايي را
ارائه ميدهند، اما به نظر ميرسد كه در آستانهي پيچيدگيهاي فناوري بيسيم، چالش
عمده همچنان به طراحي رابطهاي كاربر[10] مربوط باشد. آزمونهاي كاربردپذيري نشان
دادهاند كه استفاده از فناوريهاي نوين عمدتاً مشكل است، و گزينههايي كه ارائه
ميدهند صرفاً براي كاربران بسيار مجرب مناسباند. زمان مورد نياز براي مديريت
فناوري، در فرآيندهاي كار مولد، خلل ايجاد ميكند. براي نيل به آستانهي
كاربردپذيري، حداقل دو دليل عمده داريم: 1) فشردگي محيط رابط كاربر و 2) پيكربندي
برونخطي[11].
محيطهاي رابط در پايانههاي «جياسام»[12] مطابق با مقتضيات نيمهي دوم دههي
1990 طراحي شدهاند. اين رابطها هماكنون با ويژگيهاي جديدي كه لايههاي اضافي به
لايههاي موجود ميافزايند، همراه و بستهبندي ميشوند. در نتيجه، رابطهاي كاربر
بيشازاندازه فشرده ميشوند و پيچيدگي كلي آنها افزايش مييابد. علاوه بر آن،
سطحي از پيكربندي خدمات نيز وجود دارد كه ممكن است توليدكنندگان آن، تعريف رفتار
مناسب نظام را در آنها، دشوار بيابند. مديريت شرايط برونخطي قبلي، نوعاً براي
كاربران مشكلتر از كنترل آني و همزمان ميباشد. همچنين ممكن است خدمات، مطابق با
تسهيلات يا فناوريهايي متفاوت از آنچه كه كاربران دارند، بهينهسازي شده باشند.
بنابراين لازم ميآيد كه اين ابزارها به منظور برقراري اتصال، از نو پيكربندي شوند
تا سپس، پيكربندي نوين را به منظور برگشت به حالت استفادهي معمولي، حذف كنند.
رابطهاي مختلف داراي باندپهنا[13]هاي ارتباطي مختلفي هستند. بايد خدمات مشابه و
واحد از طريق محيطهاي رابط مختلف قابل دسترسي باشند تا سازگاريپذيري كامل، و
ارزشافزايي آنها در حالت سيار، تضمين گردد. انطباق محيطهاي رابط با پهناي باند
پايين نيز يكي از جديترين چالشهايي است كه پذيرش خدمات سيار از طرف كاربران را
تحت تأثير قرار ميدهد. كاربران به كارآيي، تسهيلات چندگانه براي درونداد، صفحات
بزرگ نمايش، راههاي ارتباط سريع، و دسترسي آسان به خدمات نياز دارند. انطباق با
محيطهاي رابط كه پهناي باند آنها پايين است، با استفاده از ارائهي نوبتي،
اولويتبندي ويژگيها، و ساختاردهي خدمات امكانپذير ميشود.
توسعهي فناورانه، شيوههاي انعطافپذير در توزيع كار، صرفنظر از مكان اعضاي تيم
همكار يا ماهيت وظايف آنها را ممكن ميسازد. سياربودن اطلاعات، خدمات و ابزارها،
پارادايم «وظيفهگرا»ي قديمي در كاربردپذيري را به چالش كشيده است. در طراحي
راهحلهاي فناورانه براي سيستمهاي سيار بيسيم، رويكرد كلگرا در ادراك كاربر،
رويكرد مفيدي است. در درك كلگرا، شخص دوركار نقشهاي متعددي ميپذيرد:
1. واحد پردازشگر اطلاعات در انجام كارها،
2. فعال در بافتارهاي اجتماعي و فيزيكي متفاوت،
3. مصرفكنندهاي با شيوهي زندگي خاص خود،
4. تفسيرگر مفاهيمي كه به طريق اجتماعي شكل گرفتهاند،
5. آماج و آغازگر تحول مستمر.
دكتر «تيمو كاپينن»[14] نماهاي مقدماتي و كوتاهي از پروژهي «دورنماي جامعهي دانشي
اروپايي» را ارائه نمود. اين پروژه داراي سه جنبه است: 1) شرايط زيست، 2) شرايط
كار، و3) روابط صنعتي. شعار پروژه اين بود: ما نميتوانيم آينده را طراحي كنيم،
ولي ميتوانيم براي آينده برنامهريزي كنيم.
به نظر «كاپينن»، جامعهي صنعتيشده، سه كارگر بزرگ داشته است: 1) «هنري نال»[15]
قهرمان سرمايهداري، 2)«الكسي استاخانوف»[16] قهرمان سوسياليسم، و 3) «روزابث موس
كانتر»[17] قهرمان جامعهي دانشي. همانطوركه جامعهي دانشي شتاب ميگيرد، تصوير
كلي كارگر هم دچار تحول ميگردد. كارگر صنعتي ابتدا به شهروند تراكنشي[18]، و در
نهايت به شهروند دانشي متحول خواهد شد.
نيروي محركهي گذار از جامعهي صنعتي به سوي جامعهي دانشي و تأثير تغييرات بر روي
شهروندان از طريق شرايط زيست، شرايط كار و روابط صنعتي محقق ميشوند. جامعهي دانشي
هنوز بطور واضح تعريف نشده و «كاپينن» در اين مورد سه فرضيه را پيش كشيد: 1) شركت
دانشي[19] شركتي است كه ميداند چگونه كار را انجام دهد. 2)جامعهي دانشي جامعهاي
است كه ميداند چگونه كار را انجام دهد. 3)جامعهي دانشي با بهكارگيري دادهها و
اطلاعات بهمثابه مادهي خام براي توليد دانش جديد بهمنظور دانستن چگونگي انجام
كار، با دانش كار ميكند. «كاپينن» برخي از ويژگيهاي جامعهي دانشي را نيز
برميشمارد: 1) جامعهي دانشي از طريق شبكهها ـ و نه سازمانهاي منفرد – برپا
ميشود. 2)جامعهي دانشي از هوش توزيعشده[20] به جاي هوش متمركز پشتيباني ميكند.
3)جامعهي دانشي به مهارتهاي چندگانه و يادگيري مستمر نياز دارد. 4)جامعهي دانشي
به جاي يارانهگرايي بر خوداتكايي تأكيد ميورزد. 5) جامعهي دانشي بر ارزش فكر هر
انسان تأكيد دارد. 6)جامعهي دانشي با فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات امكان ظهور
يافت و در عين حال بطور همزمان، خود نيز نيروي محركهي فناوريهاي نوين اطلاعات و
ارتباطات است.
چشم انداز تعريفشدهي «كاپينن» بهمثابه مجموعهاي از فرايندها، در پي آن بود كه
با جايدادن واقعيت امروز در متن ممكنات فردا، پوياييشناسي تغيير شكل را تجسم
بخشد. اين چشمانداز، ماهيتاً كنشگرا، و منعكسكنندهي اين باور است كه آينده تحت
تأثير تصميمات و اقدامات امروز است. همچنين بر تواناييهاي انسان در آيندهنگري،
خلاقيت، و تفكر سيستمي فراتر و وراتر از تحليلها و قضاوتهاي معمول تأكيد دارد.
روششناسيهاي عمده در آيندهنگري عبارتاند از:
1) كار گروهي/ گفتمان اجتماعي/ ازبالا به پايين، 2) شيوهي پيمايش/ دلفي، 3) شيوهي
سناريو با روشهاي متعدد، 4) تحليل مفهومي، و 5) رويكردهاي كميسيون انگيخته/ دولت
انگيخته/ از بالا به پايين.
هدف پروژهي «چشمانداز جامعهي دانشي اروپايي» ارائهي چشماندازهايي از نيروهاي
محركه و اثرات جامعهي دانشي بهمنظور شناسايي و پشتيباني مسيرها براي تغيير مثبت،
و در عين حال، پرهيز از مسيرهاي منتهي به توسعهي نامطلوب است.
موضوع صحبت «جوني بكمن»[21] (نمايندهي پارلمان فنلاند) خلاصهي نشست اعضاي
پارلمان اروپايي بود كه درست قبل از همايش دوركاري، در هلسينكي و تالين برگزار شده
بود. «بكمن» اشاره داشت كه تاكنون، توسعهي جامعهي اطلاعاتي بيش از اندازه بر
فناوري مبتني بوده؛ وي اين توسعه را پردازشگرـ محوري[22] ناميد. به نظر وي، لازم
است كه با تغيير شيوههاي تفكر خود، اين روند را پردازشـ محور[23] كنيم. مدلهاي
عملياتي قديمي جامعهي صنعتي بايد بازنگري شوند تا به نيازهاي جديد و فرصتهاي نوين
پاسخگو باشند. مدتي است كه تغييرات آغاز شدهاند و ابتدائاً در بخش خصوصي در حال
وقوعاند. رويكرد سلسلهمراتبي و ديوانسالارانه، كه عموماً درجهت بالا به پايين عمل
ميكند، جا را براي مدل شبكهاي مبتني بر تعامل باز ميكند. تصميمسازي سياسي و
مديريت دولتي هنوز هم عمدتاً براساس مدلهاي قديمي عمل ميكنند.
«بكمن» تأكيد كرد كه جامعهي اطلاعاتي بايد يك جامعهي مدني اصيل نيز باشد. فناوري
نوين فرصتهاي زيادي براي افزايش كيفيت و توجيهپذيري خطمشيها، و همچنين آزادي
بيان و مشاركت، ايجاد ميكند. پارلمانهاي ملي نقش كليدي را در اين مورد بازي
ميكنند و از طريق قانونگذاري براي استفاده از منابع و بودجه، بايد
پيششرطهاي توسعهي متعادل جامعهي اطلاعاتي را ايجاد كنند. در عين حال، بايد
فعاليتهاي خود را به مسيري بازتر و نوتر گسترش دهند.
نمايندگاني از 24 مجمع پارلماني اتحاديهي اروپا و كشورهاي مجاز، در نشست اعضاي
پارلمان اروپا شركت نمودند. آنها از اقدامات بسياري مانند طرحهاي عملياتي
«ئي.يوروپ» و «ئي. يوروپ. پلاس»[24] كه براي پيشبرد جامعهي اطلاعاتي ارائه شده
استقبال كردند.
آنچه كه مورد توجه نمايندگان پارلماني است عبارتاند از: 1) تقويت بيشتر دموكراسي
پارلماني، 2) استفادهي بيشتر از شبكههاي الكترونيكي در مديريت دولتي اروپا، 3)
تلفيق كامل ملاحظات دموكراتيك در مبحث «دولت الكترونيكي».
كميسيون اروپايي اخيراً «گزارش رسمي دربارهي دولت اروپايي» را منتشر كرده كه در
آن، راههاي بهسازي چارچوب كار مؤسسات، و در جهت تعاملات آنها ارائه شده.
نمايندگان شركتكننده در آن نشست، از اينكه توجه خيلي كمي به فرصتهاي شبكهاي
معطوف ميشود ناخرسندند.
نشست اعضاي پارلمان اروپا توافق كرد كه دسترسي درونخطي[25] به اسناد و فرآيندهاي
تصميمسازي و قانونگذاري اروپا، شكاف اطلاعاتي را كاهش ميدهد و مشاركت بهتر از سوي
شهروندان اروپايي را مقدور ميسازد. مؤسسات اروپايي همچنين ميتوانند تجارب بهينهي
خود را به ساير مؤسسات قانونگذاري ارائه نمايند. نمايندگان پيشنهاد كردند كه
كميسيون اروپايي از پارلمانهاي سراسر اروپا دعوت نمايد تا به ايجاد
دادهپايگاهي[26] از تسهيلات فناوري اطلاعات و ارتباطات كه در اختيار اعضاي پارلمان
و عموم مردم قرار ميگيرد، كمك كنند.
به نظر «بكمن»، پارلمانها بايد در استفادهي مؤثر از فناوري اطلاعات وارتباطات
براي پشتيباني از فرايندهاي تصميمگيري، و استفادهي عمومي از منابع اطلاعاتي در
جامعه پيشگام باشند. نظامهاي تحويل اطلاعات مبتني بر وب و روشهاي كار
تعاملي مبتني بر وب در پارلمانها، دولتهاي مركزي و ادارات محلي، نقش عمدهاي در
افزايش دموكراسي بازي ميكنند. پارلمانها هستهي اصلي مؤسسات دموكراتيك هستند. به
همين دليل است كه ايجاد امكانات بحث دربارهي وجوه سياسي و اجتماعي در جامعهي
اطلاعاتي بسيار اهميت دارد، و به اين منظور بايد يك مدل اروپايي پيدا شود.
«اركي ليكانن»[27] در برنامهي ويديويي خود، ديدگاه اروپايي را در مورد جامعهي
اطلاعاتي بيان كرد. در ليسبون، شوراي اروپايي يك هدف راهبردي چالشبرانگيز براي
اتحاديهي اروپايي ترسيم كرده كه به موجب آن، به رقابتيترين و پوياترين اقتصاد
دانشمبنا در جهان بدل ميشود. ديدگاه اروپايي بر اين است كه اين هدف در طي دههي
آينده به دست خواهد آمد. براي نيل به اين هدف، خطمشي مشخص، تغييرات ساختاري، نيروي
كار ماهر، و پويايي اقتصادي موردنيازند.
جامعهي اطلاعاتي استعداد ارتقاي چشمگير كيفيت زندگي شهروندان خود را دارد:
شهروندان دسترسي انعطافپذيري به اطلاعات و خدمات خواهند داشت، زيرا ابزارهاي
ارتباطي سهلالاستفاده به طور گسترده در اختيار قرار خواهند گرفت. رشد فناوري
اطلاعات و ارتباطات، زمان و مكان كار را تحت تأثير قرار ميدهد و گزينههاي جديدي
براي فعاليتهاي كاري ايجاد ميكند. كار و برقراري ارتباطات را ميتوان از هر جا و
در هر زمان به انجام رساند. اما در اين شرايط آنچه كه اهميت دارد، ايجاد توازن
شايسته بين كار، خانواده و مسئوليتهاي اجتماعي است. پذيرش نوآوريهاي مبتني بر
فناوري اطلاعات و ارتباطات، انعطافپذيري و پويايي اقتصاد را افزايش ميدهد و روح
تازهاي در رشد اقتصادي ميدمد، كه بهنوبهيخود به ايجاد فرصتهاي شغلي جديد و
همبستگي اجتماعي بهتر، كمك خواهد كرد. اين، هدف اصلي در راهبرد ليسبون است. شبكه
نيز پارادايم جديد جامعهي اطلاعاتي است. هر چه ارتباطات بيشتري در شبكه وجود
داشته باشد، اطلاعات بيشتري نيز موجود خواهد بود.
اروپا اكنون بازيگر ممتاز در بسياري از كاربردهاي نظامهاي ارتباطات سيار است. اين
موقعيت ممتاز از طريق سرمايهگذاريهاي اساسي در زيرساختار، آموزش، و فعاليتهاي
تحقيق و توسعه به دست آمده است. آزادسازي بازار ارتباطات راه دور هم نقش مهمي در
اين زمينه داشته است. اين موقعيت ممتاز را ميتوان با پيگيري هدفمند ]اقدامات، در
راستاي[ يك جامعهي دانشمبناي پايدار، يعني اروپاي الكترونيكي، همچنان حفظ كرد. در
پشتيباني اين پيگيري هدفمند، اخيراً شوراي اروپايي راهبرد اروپايي نويني را براي
توسعهي پايدار در پيش گرفته و برنامهي زيرساختاري اخير اتحاديهي اروپايي
براي تحقيق و فناوري، بر مضامين اقتصاد دانشمبنا و توسعهي پايدار متمركز است.
ظهور جامعهي اطلاعاتي داراي وجوه محلي و منطقهاي نيز هست. بهكارگيري فناوري
اطلاعات و ارتباطات و كارالكترونيكي، افقهاي تازهاي را براي كاهش معضلات محلي و
منطقهاي در توسعهي اقتصادي ترسيم ميكند. با چشمپوشي از مسافتها و مرزها، فناوري
اطلاعات و ارتباطات فرصتهاي جديدي را براي استقرار كار و توليد در حوزههايي كه
قبلاً سودآور نبودند ارائه ميكند. دوركاري و كار الكترونيكي محور اصلي جريان اين
نوع جديد در ايجاد زمينهي اشتغال محلي و منطقهاي هستند. فناوري اطلاعات و
ارتباطات به نزديكتركردن كار دانشي به منابع موجود كمك خواهد كرد، و كمبودهاي
مهارتي بالقوه را كاهش خواهد داد.
سرمايهگذاري در زيرساختارها، تدارك خدمات الكترونيكي، و تحصيل مهارت و آموزش
بهمنظور همگامشدن با متقضيات اقتصاد دانشمبنا، خشتهاي اول اين فرايند ميباشند.
شركتهاي خصوصي در جايگزيني كار دانشي، جايگاه اصلي را در اختيار دارند.
پيشرفت تدريجي به سوي اقتصاد دانشي پايدار، ويژگي تثبيتشدهي خطمشي اتحاديهي
اروپايي است. برنامهي چندسالهي جديد اروپاي الكترونيكي شروع شده، و در سالهاي
آينده، اتحاديهي اروپايي به آغاز و به تأمين مالي پروژههاي پژوهشي در اين زمينه
نيز كمك شاياني خواهد كرد. هدف اين خطمشي، نيل به جامعهي دانشمبناي پايدار و
فراگير ميباشد؛ كار الكترونيكي در صدر تفكر اروپايي قرار دارد.
[1]. Eero Polus, “European Perspectives on the Knowledge Society, Session Summary”, in Telework 2001-Report of the 8th European Assembly on New Ways to Work. Helsinki: 12-14.9.2001, pp. 36-40.
[2]. دانشجوي دورهي دكتري اطلاعرساني و كتابداري دانشگاه فردوسي مشهد
[3].
Lorenz Curve
[4]. Gini Coefficient
[5]. Turkka Keinonen
[6]. WAP (Wireless Application Protocol)
[7]. GPRS (General Packet Radio Service)
[8]. يكي از زبانهاي XML و استاندارد آزاد براي همزماني دادههاي بين ابزارها و ادوات مختلف
[9].
desktop computing
[10]. user interfaces
[11]. off-line
[12]. GSM (Global System for Mobil Communication)
[13]. band-width
[14]. Timo Kaupinen
[15]. Henry Noll
[16]. Alexei Stakhanov
[17]. Rosabeth Moss Kanter
[18]. transaction citizen
[19]. knowledge company
[20]. distributed intelligence
[21]. Jouni Backman
[22]. processor-led
[23]. process-led
[24]. eEurope+
[25]. on-line
[26]. database
[27]. Erkki Liikanen